Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
Other Matches
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
aero
مربوط به پرواز یا هواپیما
avionic
مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
names
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
name
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
air man
کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
vertical scale
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
elevation tracking
دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
climb corridor
دالان صعود هواپیما
vertical takeoff
سرعت صعود اولیه هواپیما
vertical speed
سرعت صعود عمودی هواپیما
angle of departure
زاویه صعود هواپیما از روی باند
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
toss bombing
نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
condequent
مربوط
pertinenet
مربوط
hydraulic
مربوط به اب
irrelevant
نا مربوط
pertaining
مربوط به
lineal
مربوط به خط
germane
مربوط
curatorial
مربوط به
coordinate
مربوط
vespertinal
مربوط به شب
correspondents
مربوط به
cretaceous
مربوط به گچ
proper
مربوط
correspondent
مربوط به
for
مربوط به
pertinent
مربوط به
eight bit system
مربوط به یک
as for
مربوط به
pertinent
مربوط
affined
مربوط
caprine
مربوط به بز
apposite
مربوط
relevant
مربوط
related
مربوط
coherent
مربوط
astro
مربوط به نجوم
glyptic
مربوط به حکاکی
goidelic
مربوط بسلت
adulterous
مربوط به زنا
norse
مربوط به اسکاندیناوی
achaean
مربوط به اخائیه
connects
مربوط کردن
hydrostatic
مربوط به فشار اب
aguish
مربوط به تب و لرز
hominoid
مربوط به بشر
horsy
مربوط به اسب
hydrographic
مربوط به اب نگاری
hawaiian
مربوط به هاوایی
facial
مربوط به صورت
numeric
1-مربوط به اعداد. 2-
achaian
مربوط به اخائیه
ovarian
مربوط به تخمدان
haemic
مربوط بخون
agrologic
مربوط بخاکشناسی
hydropic
مربوط به استسقاء
acetarious
مربوط به سالاد
racing
مربوط بمسابقه
larcenous
مربوط به دزدی
metabolical
مربوط به متابولیزم
outbound
مربوط به خارج
bears
مربوط بودن
bear
مربوط بودن
left-wing
مربوط به جناح چپ
left wing
مربوط به جناح چپ
dependent
مربوط محتاج
concerns
مربوط بودن به
thermal
مربوط به گرما
fossil
مربوط بادوارگذشته
baronial
مربوط به بارون
futuristic
مربوط به اینده
connect
مربوط کردن
hypophyseal
مربوط به هیپوفیز
nasal
مربوط به بینی
immunologic
مربوط به مصونیت
inspectional
مربوط به بازرسی
nautical
مربوط به کشتیرانی
insurrectional
مربوط به شورش
fossils
مربوط بادوارگذشته
irrelative
نا مربوط مطلق
fractional
مربوط به بخشها
janitorial
مربوط به فراشی
avuncular
مربوط بدایی
fractional
مربوط به بخشهایی
concern
مربوط بودن به
numerical
مربوط به اعداد
post-
مربوط به پست
post
مربوط به پست
caloric
مربوط به کالری
calligraphic
مربوط به خطاطی
tutorial
مربوط به قیمومت
tutorials
مربوط به قیمومت
histrionic
مربوط به نمایش
c
مربوط به کامپیوتر
brumal
مربوط به زمستان
britannic
مربوط به بریتانیا
bear on
مربوط بودن
basal
مربوط به ته یابنیان
bardic
مربوط به رامشگری
expiratory
مربوط به زفیر
atomistic
مربوط به اتم
faunae
مربوط به جانوران
posted
مربوط به پست
posts
مربوط به پست
computational
مربوط به یک محاسبه
commisural
مربوط به درزوپیوندگاه
collegial
مربوط به دانشکده
corresponsive
مربوط بیکدیگر
ghostly
مربوط به روح
churchly
مربوط به کلیسا
self-
مربوط به خود
chromic
مربوط به کرومیوم
chromatic
مربوط به رنگها
cerebellar
مربوط به مخچه
dictoral
مربوط به دکتری
divisional
مربوط به تقسیم
materials
مربوط جسم
material
مربوط جسم
domiciliary
مربوط به خانه
capitular
مربوط بفصل
treat
مربوط بودن به
filiate
مربوط ساختن
anglian
مربوط به نژاد
residential
مربوط به اقامت
senile
مربوط به پیری
postal
مربوط به پست
anent
در مشارکت با مربوط به
analitical
مربوط به تجزیه
organizational
مربوط به سازمان
ammino
مربوط به امونیاک
ameboid
مربوط به امیب
amebic
مربوط به امیب
ameban
مربوط به امیب
ameba
مربوط به امیب
glossal
مربوط به زبان
amazonian
مربوط به امازونها
mathematical
مربوط به ریاضیات
subsistence
مربوط به زیست
genethliac
مربوط به طالع
garlicky
مربوط به سیر
treated
مربوط بودن به
treats
مربوط بودن به
narcotic
مربوط به موادمخدره
as to
عطف به مربوط به
fistulous
مربوط به ناسور
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
arteriovenous
مربوط به رگها
arithmeticlal
مربوط به حساب
dictatorial
مربوط به دیکتاتور
photo-
مربوط به نور
gallinaceous
مربوط بماکیان
graphic
مربوط به نقاشی
archival
مربوط به بایگانی
arbitrative
مربوط بحکمیت
arbitral
مربوط به حکمیت
bawdy
مربوط به جاکشی
aluminous
مربوط به الومینیوم
osteal
مربوط باستخوان
sensorimotor
مربوط به حس حرکت
thallous
مربوط به تالیوم
mammary
مربوط به پستان
congressional
مربوط به کنگره
thematic
مربوط بموضوع
womanish
مربوط به زن یا زنان
Hellenic
مربوط به یونان
nuclear
مربوط به اتمی
my
مربوط بمن
to be
مربوط باینده
to be in rapport
مربوط بودن
feminine
مربوط به جنس زن
to have connexion with
مربوط بودن با
affiliate
مربوط ساختن
mammary
مربوط به پستانداران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com