Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (12 milliseconds)
English
Persian
power
دستگاه برقی
powered
دستگاه برقی
powering
دستگاه برقی
powers
دستگاه برقی
electric machine
دستگاه برقی
Search result with all words
sleigh
درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
sleighs
درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
electrocardiograph
دستگاه برقی ضربان نگارقلب تپش نگار
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
pickup
دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
telpherage
استفاده از دستگاه نقاله برقی
three unit electrical system
دستگاه سه برقی
two unit system
دستگاه دو برقی
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
Other Matches
vacuum
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuums
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
electrical
برقی
power
برقی
powered
برقی
powering
برقی
electric
برقی
galvanic
برقی
powers
برقی
electricians mate
برقی
before you know it
برقی
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
hot seat
صندلی برقی
trolley car
اتوبوس برقی
electric shocks
ضربه برقی
electric shock
ضربه برقی
all electric
تماما"برقی
electric thermometer
دماسنج برقی
electrotype
قالب برقی
patent leather
چرم برقی
escalator
پله برقی
appliance
وسیله برقی
electropathy
معالجه برقی
trolly
واگن برقی
appliances
وسیله برقی
refrigerators
یخچال برقی
trolleybus
اتوبوس برقی
electric current
جریان برقی
escalators
پله برقی
electrotherapeutics
درمان برقی
refrigerator
یخچال برقی
electrothermal printer
چاپگرحرارتی برقی
eletro luminescence
لومینسانس برقی
triple ignition
احتراق سه برقی
moving stairway
پله برقی
trolleys
واگن برقی
electric arch
قوس برقی
electric amalgam
ملغمه برقی
dual ignition
احتراق دو برقی
dual magneto
مگنت دو برقی
electric , drill
مته برقی
foud royant a
سکته برقی
electrified
برقی کردن
frigidaire
یخچال برقی
single ignition
احتراق تک برقی
electrifying
برقی کردن
gymnotus
مارماهی برقی
electrify
برقی کردن
trolley
واگن برقی
thermoelectric
دما برقی
electric cleaner
جارو برقی
electric heater
بخاری برقی
electric charge
بار برقی
electric furnace
بوته برقی
electrification
برقی کردن
electric candle
شمع برقی
thermoelectric
گرما برقی
electric brake
ترمز برقی
escalator
پله برقی
moving staircase
پله برقی
thermistor
رزیستور برقی
electrifies
برقی کردن
trolley buses
اتوبوس برقی
electrical energy
انرژی برقی
powered
توان برقی
powering
توان برقی
powers
توان برقی
electrical discharge
تخلیه برقی
vulcanization
جوش برقی
electric spectrum
طیف برقی
electric soldering iron
هویه برقی
element
سازه برقی
elements
سازه برقی
power turret
برجک برقی
electric power
توان برقی
electrise
برقی کردن
before you can say knife
برقی ناگهان
power
توان برقی
moving staircase
پله برقی
trolley bus
اتوبوس برقی
electrical resistance
مقاومت برقی
tram
واگن برقی
electrical series
زوجهای برقی
electrical shant
مهار برقی
electrical induction
القای برقی
electrical sheet
ورقهای برقی
electric furnace
کوره برقی
non electric
غیر برقی
electric flux
شاره برقی
electric fluid
سیال برقی
vulcanizer
جوشکار برقی
power blower
دمنده برقی
trams
واگن برقی
electromotor
موتور برقی
electric train
ترن برقی
hot-plate
اجاق برقی
electric train
قطار برقی
electric iron
اطو برقی
chain saws
اره برقی
electromagnet
اهنربای برقی
chain saw
اره برقی
cable cars
تراموای برقی
cable car
تراموای برقی
vacuum cleaners
جاروی برقی
vacuum cleaner
جاروی برقی
power broom
جاروی برقی
hot-plates
اجاق برقی
electric cushion
بالش برقی
electrometallurgy
متالورژی برقی
hot plate
اجاق برقی
electrotype
چاپ برقی
electric welding
جوشکاری برقی
electrical circuit
مدار برقی
electrochemical
برقی- شیمیایی
receiving apparatus
وسیله برقی
electrical conductor
رسانای برقی
current consuming device
وسیله برقی
electric welding
جوش برقی
electric light
روشنایی برقی
electroreceptive device
وسیله برقی
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
electric railway
راه اهن برقی
electrocardiography
قلب نگاری برقی
electronarcosis
خواب انگیزی برقی
electrical metallic tubing
لوله برقی فلزی
moving stairways
پله های برقی
electroconvulsive therapy
درمان با تشنج برقی
electrodermal changes
تغییرات برقی پوست
escalators
پله های برقی
electric convulsive therapy
درمان با تشنج برقی
phototube
لامپ نور- برقی
electrodiagnosis
تشخیص با دستگاههای برقی
electric boiler
دیگ بخار برقی
electrification of a gas
برقی شدن گاز
electroshock therapy
درمان با ضربه برقی
electric typewriter
ماشین تحریر برقی
moving staircases
پله های برقی
electrodermal response
پاسخ برقی پوست
moving stairs
{pl}
پله های برقی
galvanic skin response
پاسخ برقی پوست
tramcar
[British E]
قطار برقی خیابان
fridges
یخچال برقی سردخانه
trolleybus
واگن برقی شهری
frig
یخچال برقی سردخانه
density of charge
چگالی بار برقی
streetcar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
trolley wire
سیم ترن برقی
trolley frog
شاخک ترن برقی
trolley cross over
صلیب ترن برقی
trolley car
واگن برقی شهری
portable appliance
وسیله برقی دستی
differential electromagnet
اهنربای برقی تقابلی
voltameter
ولتاژ سنج برقی
fridge
یخچال برقی سردخانه
photoemissive cell
لامپ نور- برقی
twin plug
دو شاخه وسایل برقی
volcanize
جوش برقی دادن
trolleycar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
shock therapy
درمان با ضربه برقی
tram
[British E]
قطار برقی خیابان
trolley
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
utensil plug
دو شاخه وسایل برقی
metallize
جوشکاری برقی کردن
metalize
جوشکاری برقی کردن
tramlines
خط مخصوص واگن برقی
pull off
نیروی کشش برقی
tramline
خط مخصوص واگن برقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com