Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (4 milliseconds)
English
Persian
altitude fine adjustment
دستگاه تنظیم دقیق
Search result with all words
zero
تنظیم دقیق دستگاه
zeroes
تنظیم دقیق دستگاه
zeros
تنظیم دقیق دستگاه
zero beat
تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
Other Matches
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
tune
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
sight adjustment
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
fine adjustment
تنظیم دقیق
precision adjustment
تنظیم دقیق
fine setting
تنظیم دقیق
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
fine adjustment knob
دکمه تنظیم دقیق
calibration
تنظیم الات دقیق
precision adjustment
تنظیم دقیق تیر
precision adjustment
تنظیم تیر دقیق
fine sight
تنظیم خط نشانه دقیق
fine sight
تنظیم دقیق زاویه توپ
calibration
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
damping
تنظیم کار دستگاه
power pack
دستگاه تنظیم برق
automation
دستگاه تنظیم خودکار
thermoregulator
دستگاه تنظیم حرارت
preselection
تنظیم از قبل
[دستگاه سازی]
pantograph
دستگاه رسام قابل تنظیم
pacemaker
دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
pacemakers
دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
mach trim compensator
دستگاه تنظیم حداکثر سرعت هواپیما به طور خودکار
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
thermostats
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
camera station
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
sight alinement
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
sidelay
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
particular redemption
دقیق
precision
دقیق
wistful
دقیق
exact solution
حل دقیق
exquisite
دقیق
subtil
دقیق
punctual
دقیق
stringent
دقیق
stringently
دقیق
advertent
دقیق
exacts
دقیق
punctiliously
دقیق
punctilious
دقیق
scholastical
دقیق
accurate
دقیق
exacted
دقیق
literal
دقیق
scrutinizer
دقیق
intent
دقیق
exact
دقیق
tenty
دقیق
astute
دقیق
scholastic
دقیق
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
exact location
محل دقیق
instruments
الات دقیق
queazy
زیاد دقیق
arm of precision
اسلحه دقیق
control
توپزن دقیق
sets
لجوج دقیق
controlling
توپزن دقیق
controls
توپزن دقیق
setting up
لجوج دقیق
watchful
بی خواب دقیق
micro pressure gage
فشارسنج دقیق
strictly speaking
دقیق شویم
precision tools
الات دقیق
set
لجوج دقیق
tenuous
لطیف دقیق
thorough paced
دقیق گام
pryingly
با نگاه دقیق
detailed analysis
بررسی دقیق
detailed analysis
آنالیز دقیق
an a calculator
محاسب دقیق
subtle
دقیق لطیف
subtler
دقیق لطیف
queasy
زیاد دقیق
precision measurment
سنجش دقیق
pernickety
کاربسیار دقیق
scrutiny
بررسی دقیق
precise
دقیق کردن
precise
صریح دقیق
precise
خیلی دقیق
subtlest
دقیق لطیف
fine spun
دقیق خیالی
precision balance
ترازوی دقیق
precision tool
ابزار دقیق
precision spirit level
ترازوی دقیق
particularization
شرح دقیق
watchfulness
دقیق هشیاری
sound
بی خطر دقیق
sounded
بی خطر دقیق
soundest
بی خطر دقیق
sounds
بی خطر دقیق
punctual
باذکرجزئیات دقیق
precision sweep
روبش دقیق
precision instrument
سنجه دقیق
imprecise
غیر دقیق
precision fire
تیر دقیق
precisionist
بسیار دقیق
thoroughgoing
بسیار دقیق
precision levelling
ترازیابی دقیق
going-over
بررسی دقیق
goings-over
بررسی دقیق
high accuracy measurement
سنجش دقیق
in-depth
دقیق و عمیق
perpend
دقیق بودن
precisian
خیلی دقیق
precision scale
مقیاس دقیق
correct
دقیق یا درست
correcting
دقیق یا درست
persnickety
کاربسیار دقیق
corrects
دقیق یا درست
instrument
الات دقیق
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
to pore
[over; on]
به مطالعه دقیق پرداختن
stickler
سمج خیلی دقیق
sticklers
سمج خیلی دقیق
precision casting
ریخته گری دقیق
precision bore
سوراخ کردن دقیق
measuring magnifier
مسافت یاب دقیق
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
precision measuring equipment
تجهیزات سنجش دقیق
tendering
دقیق ترد ونازک
tenderest
دقیق ترد ونازک
precision engineering
مهندسی ابزار دقیق
fine turning
میزان سازی دقیق
precision engineering
تکنیک ابزار دقیق
fine tuning
میزان سازی دقیق
probity
پیروی دقیق از اصول
tender
دقیق ترد ونازک
precision lathe
ماشین تراش دقیق
precision drill
مته کردن دقیق
tendered
دقیق ترد ونازک
pick someone's brains
<idiom>
اطلاعات دقیق به کسی
inspected
ازمایش دقیق بازبینی
astringent
سخت گیر دقیق
edge sharpening
دقیق کردن لبه
a true and accurate report
گزارشی درست و دقیق
particular
دقیق نکته بین
inspecting
ازمایش دقیق بازبینی
mirror
ایجاد کپی دقیق
mirrored
ایجاد کپی دقیق
scrupulously
<adv.>
خیلی دقیق وسواسی
inspect
ازمایش دقیق بازبینی
precision
اندازه گیری دقیق
precision
بسیار دقیق بودن
inspects
ازمایش دقیق بازبینی
facsimiles
کپی دقیق از یک متن
meticulous
خیلی دقیق وسواسی
facsimile
کپی دقیق از یک متن
mirrors
ایجاد کپی دقیق
pin point
تعیین دقیق نقاط
pore
بمطالعه دقیق پرداختن
pores
بمطالعه دقیق پرداختن
chronometer
ساعت شمار دقیق
mind one's P's and Q's
<idiom>
خیلی دقیق به رفتاروگفتار
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
approximate
نه دقیق ولی تقریبا درست
formats
قواعد دقیق دستورات و آرگومان ها
approximated
نه دقیق ولی تقریبا درست
subtilization
ملایمت دقیق و لطیف سازی
punctilio
نکته دقیق در ایین رفتار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com