English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (17 milliseconds)
English Persian
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
Search result with all words
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
Other Matches
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
radiation تشعشع اتمی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
radiological survey تجسس تشعشع اتمی
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
radio active دارای تشعشع اتمی
roentgen واحد سنجش تشعشع اتمی
isodose rate خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
radiological survey بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
reactors دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
reactor دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
rainout ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
implosion weapon جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
isotopy دارای تساوی در اعداد اتمی برابری عددی اتمی
proliferation سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
clean weapon جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
nucleon اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
fission to yield ratio توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
emission تشعشع
emissions تشعشع
antiradiation ضد تشعشع
radiation تشعشع
total radiation تشعشع کل
flashes تشعشع
luminance تشعشع
radiational تشعشع
flash تشعشع
flashed تشعشع
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
nuclear radiation تشعشع هستهای
neutron radiation تشعشع نوترونی
electronic radiation تشعشع الکترونی
cosmic rays تشعشع کاسمیک
radiometer تشعشع سنج
emitter تشعشع کننده
corpuscular radiation تشعشع ذرهای
radiation loss تلف تشعشع
aura تشعشع نورانی
auras تشعشع نورانی
radiation pressure فشار تشعشع
radiation source منبع تشعشع
intensity of radiation شدت تشعشع
radioscopy تشعشع سنجی
radiance تابندگی تشعشع
radiancy تابندگی تشعشع
emits تشعشع کردن
emitting تشعشع کردن
x irradiation تشعشع رونتگن
fluorescence تشعشع ماهتابی
radiators تشعشع کننده
dosimeter تشعشع سنج
ray تشعشع داشتن
ray روشنایی تشعشع
radiator تشعشع کننده
prompt radiation تشعشع کامل
emit تشعشع کردن
glary دارای تشعشع
thermal radiation تشعشع حرارتی
fluorescent radiation تشعشع فلورسنت
refulgence جلال تشعشع
induced radiation تشعشع القایی
radiantly تشعشع بطورمنشعب
radiacmeter تشعشع سنج
emitted تشعشع کردن
scattered radiation تشعشع پراکنده
space radiation تشعشع رادیویی
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
radiant تشعشع کننده حرارتی
broadside aerial تشعشع کننده عرضی
directive radiation تشعشع جهت دار
magnetic dipole radiation تشعشع دوقطبی مغناطیسی
x radiation تشعشع اشعه مجهول
background count عکس العمل تشعشع
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
glares تابش خیره کننده تشعشع
glare تابش خیره کننده تشعشع
broad beam headlamp نور افکن با تشعشع عرضی
glared تابش خیره کننده تشعشع
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
emissivity قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
fluorescent لامپ مهتابی دارای تشعشع
candescent دارای تشعشع یاگرمای شدید
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
rem مقدار واحد از تشعشع یونیزه کننده
phosphorism مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
luminous flux جریان تشعشع در طول موج مریی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
roentgen واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
triatomic سه اتمی
atomic اتمی
hexatomic شش اتمی
nuclear strike تک اتمی
nuclear اتمی
monoatomic یک اتمی
diatomic دو اتمی
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
nuclear مربوط به اتمی
nukes زیردریایی اتمی
nuclear reactors پیل اتمی
nuking نیروگاه اتمی
nuking زیردریایی اتمی
nuclide اشکال اتمی
median lethal dose دوزمتوسط اتمی
nukes کنشگر اتمی
nuke نیروگاه اتمی
nuclear warfare جنگ اتمی
nukes نیروگاه اتمی
nuking کنشگر اتمی
nuclear reactor پیل اتمی
A-bombs بمب اتمی
nuked کنشگر اتمی
nuclear winter زمستان اتمی
nuked نیروگاه اتمی
nuke زیردریایی اتمی
nuke کنشگر اتمی
cloud قارچ اتمی
clouding قارچ اتمی
mushromm could کلاهک اتمی
clouds قارچ اتمی
monoatomic molecule مولکول تک اتمی
A-bomb بمب اتمی
nuclear cell پیل اتمی
diatomic molecule مولکول دو اتمی
polyatomic چند اتمی
atomic weight جرم اتمی
monoatomic gas گاز تک اتمی
piled پیل اتمی
pile پیل اتمی
monoatomic solid جامد تک اتمی
atom bombs بمب اتمی
atom bomb بمب اتمی
nuclear parity همطرازی اتمی
nuked زیردریایی اتمی
atomic lattice شبکه اتمی
atomic weight وزن اتمی
fission bomb بمب اتمی
tetratomic چهار اتمی
fission products مواد اتمی
fission reactor واکنشگاه اتمی
atomic reactor واکنشگاه اتمی
atomic polarization قطبش اتمی
atomic radius شعاع اتمی
atomic size اندازه اتمی
atom samshing انفجار اتمی
fission to yield ratio بازده اتمی
atom number عدد اتمی
atomic orbital اوربیتال اتمی
atomic mass جرم اتمی
atomic fusion همجوشی اتمی
atomic fusion گداخت اتمی
atom rocket موشک اتمی
atomic number عدد اتمی
fallout ریزش اتمی
atomic interaction بر هم کنش اتمی
atomic pile واکنشگاه اتمی
atomicity فرفیت اتمی
atomics فیزیک اتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com