English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
shell molding machine دستگاه قالب گیری پوستهای
Other Matches
sell molding قالب گیری پوستهای
shell molding process فرایند قالب گیری پوستهای
shell moulded casting قطعه ریختگی قالب گیری پوستهای
shell molding type foundry ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
molding machine دستگاه قالب گیری
shell mould قالب گرفتن پوستهای
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
moulds قالب گیری
cased قالب گیری
mould قالب گیری
molded قالب گیری
molds قالب گیری
moulding قالب گیری
stamping قالب گیری
moulded قالب گیری
molding box جعبه قالب گیری
molder's tool ابزار قالب گیری
bench میز قالب گیری
molding sand ماسه قالب گیری
metal stamping قالب گیری فلزی
stamping quality کیفیت قالب گیری
stamping mass جرم قالب گیری
compression molding compound قالب گیری تراکمی
template molding قالب گیری شابلونی
moulding clay خاک قالب گیری
size stick قالب اندازه گیری
transfer mold قالب گیری انتقالی
loam molding shop قالب گیری ماسهای
loam molding قالب گیری ماسهای
molding shop کارگاه قالب گیری
comppression molding compound قالب گیری تراکمی
stamping die حدیده قالب گیری
die stamping قالب گیری حدیدهای
benches میز قالب گیری
croning molding process فرایند قالب گیری کرونینگ
injection moulding روش قالب گیری تزریقی
fuller منگنه شیاردار قالب گیری
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
plaster of Paris گچ ویژه شکسته بندی و قالب گیری
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
automatic forming machine دستگاه قالب بندی خودکار
investments مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investment مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
hollow ware چینی یاشیشهای که بصورت استوانهای شکل ویا نظیر ان قالب گیری شده است
measuring set دستگاه اندازه گیری
measuring apparatus دستگاه اندازه گیری
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
aiming group دستگاه مثلث گیری
impedance measuring set دستگاه اندازه گیری امپدانس
induction instrument دستگاه اندازه گیری القائی
extensometer دستگاه اندازه گیری انبساط
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
sampling servo دستگاه نمونه گیری خودکار
instrumental error خطای دستگاه اندازه گیری
fluorometer دستگاه اندازه گیری فلورسانس
impedance meter دستگاه اندازه گیری امپدانس
frequency meter دستگاه اندازه گیری فرکانس
disruptive voltage measuring apparatus دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
calorimeter دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
gas meter دستگاه اندازه گیری گاز
length measuring instrument دستگاه اندازه گیری طول
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
meter rectifier یکسوساز دستگاه اندازه گیری
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
industrial instrument دستگاه اندازه گیری صنعتی
metric system دستگاه اندازه گیری متری
induction movement دستگاه اندازه گیری القائی
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
cosine meter دستگاه اندازه گیری ضریب توان
drop point tester دستگاه اندازه گیری نقطه قطران
d.c. instrument دستگاه اندازه گیری جریان دائم
fule level gage دستگاه اندازه گیری سطح سوخت
rotameter دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
zymoscope دستگاه اندازه گیری قدرت تخمیر
rotometer دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
conductivity meter دستگاه اندازه گیری قابلیت هدایت
earth resistance meter دستگاه اندازه گیری مقاومت زمین
gas level gauge دستگاه اندازه گیری سطح بنزین
lysimiter دستگاه اندازه گیری تبخیر گیاهان
moving magnet instrument دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
diaphanometer دستگاه اندازه گیری قابلیت گذرنور
hot wire instrument دستگاه اندازه گیری با رشته حرارتی
camber gage دستگاه اندازه گیری زاویه کمبر
instrument اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
tonometer دستگاه اندازه گیری فشار وکشش
dilatometer دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
dielectric loss factor meter دستگاه اندازه گیری ضریب تلفات
field intensity measurement دستگاه اندازه گیری شدت میدان
impedance unbalance measuring set دستگاه اندازه گیری امپدانس نامتعادل
moving coil instrument دستگاه اندازه گیری قاب گردان
barometer دستگاه اندازه گیری فشار هوا
barometers دستگاه اندازه گیری فشار هوا
oil pressure دستگاه اندازه گیری فشار روغن
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
magnetic flux meter دستگاه اندازه گیری فلوی مغناطیسی
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
dial gage دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
aerometer دستگاه اندازه گیری چگالی و جرم هوا
elastic limit tensile strength دستگاه اندازه گیری الاستیسیته ارتجاع سنج
comparator دستگاه اندازه گیری وسنجش وقیاس اشیاء
ammeter دستگاه اندازه گیری شدت جریان الکترونها
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
transmission level meter دستگاه اندازه گیری سطح انتقال پگل مسر
pointer اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
pointers اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
hygrograph دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
pellicular پوستهای
membrane curing گیرش پوستهای
film cutout فیوز پوستهای
shell roof بام پوستهای
shell casting ریخته گری پوستهای
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
lobbied تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobby تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
DTMF روش شماره گیری با دستگاه تلفن که در آن هر شماره یک TONE ایجاد میکند مقایسه شود با Pulse Dialling
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
volt ampere meter دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
cake قالب
close-fitting قالب تن
mold قالب
matters قالب
carcases قالب
carcass قالب
kata قالب
mattering قالب
die قالب
matter قالب
mattered قالب
laster قالب گر
laster قالب کن
close fitting قالب تن
molded قالب
burner frame قالب
size قالب
sizes قالب
mould قالب
cell format قالب سل
mandrel or dril قالب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com