English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
lymphatic system دستگاه لنفاوی
Other Matches
lymphatic لنفاوی
lymphoid لنفاوی
ganglion غده لنفاوی
lymph glands غده لنفاوی
lymph gland غده لنفاوی
scrofula سل غدد لنفاوی گردن
lymph nodule غده ساده وکوچک لنفاوی
adenoidal منسوب به بافت غدهای و لنفاوی
lymphoma غده مرکب از بافت لنفاوی
lymphogranuloma ورم غدههای لنفاوی بیماری هوچکین
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
teams یک دستگاه
mechanisms دستگاه
team یک دستگاه
setting up دستگاه
appliance دستگاه
appliances دستگاه
appurtenance دستگاه
systems دستگاه
device code کد دستگاه
unit یک دستگاه
unit دستگاه
units یک دستگاه
units دستگاه
system دستگاه
devices دستگاه
utensil دستگاه
plants دستگاه
machine دستگاه
mechanism دستگاه
nervous system دستگاه پی
nervous systems دستگاه پی
organ system دستگاه
device دستگاه
utensils دستگاه
apparatus دستگاه
plant دستگاه
machined دستگاه
machines دستگاه
instrument دستگاه
sets دستگاه
installation دستگاه
equipment دستگاه
installations دستگاه
set دستگاه
triclinic system دستگاه سه شیب
two unit system دستگاه دو برقی
asynchronous device دستگاه غیرهمزمان
prime movers دستگاه محرک
nervous systems دستگاه عصبی
asynchronous device دستگاه ناهمگام
vestibular system دستگاه دهلیزی
fifth column دستگاه جاسوسی
audio device دستگاه سمعی
blasting machine دستگاه انفجار
leverage دستگاه اهرمی
blasting machine دستگاه ترکش
blooming roll دستگاه نوردشمشه
bridging set دستگاه پلوار
bracing system دستگاه مهاربندی
bradyscope دستگاه کندنما
breating apparatus دستگاه دم زدن
breating apparatus دستگاه تنفس
breech mechanism دستگاه کولاس
blanck cutting دستگاه منگنه
bistable device دستگاه دوپایا
nervous system دستگاه عصبی
automatics دستگاه خودکار
automatic controller دستگاه فرمان
transmission system دستگاه انتقالی
active device دستگاه فعال
automatic machine دستگاه خودکار
automatic دستگاه خودکار
transfer machine دستگاه انتقال
time delay device دستگاه تاخیردار
binary device دستگاه دو حالته
brick moulding دستگاه خشتزنی
asymmetric system دستگاه بی تقارن
absorption apparatus دستگاه جذب
power plants دستگاه تولیدنیروی
power plant دستگاه تولیدنیروی
active device دستگاه کنشی
aerator دستگاه بخور
aerometeorograph دستگاه هوانگار
x ray apparatus دستگاه رونتگن
after burner دستگاه پس سوز
air exhausting plant دستگاه خلاء
welding set دستگاه جوش
water still دستگاه تقطیر اب
jointing plane رنده دستگاه
abrasive cutting machine دستگاه برش
abel closed tester دستگاه ابل
telegraphs دستگاه تلگراف
idiot box <idiom> دستگاه تلوزیون
accept machine دستگاه پذیرنده
telegraphing دستگاه تلگراف
telegraphed دستگاه تلگراف
apparatus الت دستگاه
guns دستگاه تزریق
robots دستگاه خودکار
prime mover دستگاه محرک
armature winder دستگاه ارمیچرپیچ
telegraph دستگاه تلگراف
robot دستگاه خودکار
appendages دستگاه فرعی
appendage دستگاه فرعی
curlers دستگاه فرزنی
retort دستگاه تقطیر
device شعار دستگاه
gun دستگاه تزریق
anaglyphoscope دستگاه ژرفانما
anaglyptoscope دستگاه ژرفانما
analog device دستگاه قیاسی
analog device دستگاه انالوگ
virtual machine دستگاه مجازی
anti interference device دستگاه ضد تداخل
ventilatory system دستگاه تهویهای
devices شعار دستگاه
curler دستگاه فرزنی
recording instrument دستگاه ضبط
pointing device دستگاه اشاره گر
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
honing machine دستگاه سنگ
permeameter دستگاه نفوذسنج
i.f.f. system دستگاه تشخیص
identification of friend from foe دستگاه تشخیص
peripheral device دستگاه جنبی
illuminator دستگاه روشنایی
passive device دستگاه منفعل
papalism دستگاه پاپ
induction current instrument دستگاه القائی
induction instrument دستگاه القائی
giorgi system دستگاه جورجی
polyphase system دستگاه چندفاز
gasifying apparatus دستگاه تبخیر
electrostatic system دستگاه الکتروستاتیکی
receiving set دستگاه گیرنده
rail cambering machine دستگاه ریل خم کن
evaporator دستگاه اب شیرین کن
radio set دستگاه رادیو
quantized system دستگاه کوانتایی
punching machine دستگاه پانچ
punching machine دستگاه منگنه
puller دستگاه کشش
psychic apparatus دستگاه روانی
folding machine دستگاه خم کاری
printer machine دستگاه چاپ
predictor دستگاه مدبر
power saw دستگاه اره
overcurrent device دستگاه حفافت
logic device دستگاه منطقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com