English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
dividing attachment دستگاه مقسم
Other Matches
demultiplexor مقسم
demultiplexer مقسم
divider مقسم
distribution frame مقسم
water distribution basin مقسم
spreading machine مقسم بتن
voltage divider مقسم ولت
voltage divider مقسم ولتاژ
intermediate distribution frame مقسم میانی
bleeders مقسم ولتاژ
bleeder مقسم ولتاژ
frequency divider مقسم فرکانس
take off divisor مقسم برداشت اب
main distribution مقسم اصلی
cable distribution head مقسم سر کابل
potentiometer مقسم ولتاژ
line divider مقسم فرکانس
current divider مقسم جریان
frequency dividing network اتصال مقسم فرکانس
inductive potential divider مقسم ولتاژ القائی
frequency divider stage طبقه مقسم فرکانس
take off distributor اب پخشکن مقسم برداشت اب
ignition distributer دلکو مقسم جرقه
grid voltage divider مقسم ولتاژ شبکه
divider بخش کننده مقسم
high tension distributor مقسم فشار قوی
take off divider مقسم انشعاب دهنده
potentiometer پتانسیل سنج مقسم ولتاژ
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
utensil دستگاه
systems دستگاه
appurtenance دستگاه
instrument دستگاه
organ system دستگاه
units دستگاه
unit یک دستگاه
unit دستگاه
units یک دستگاه
plants دستگاه
plant دستگاه
nervous system دستگاه پی
apparatus دستگاه
system دستگاه
nervous systems دستگاه پی
teams یک دستگاه
team یک دستگاه
device دستگاه
devices دستگاه
device code کد دستگاه
sets دستگاه
machines دستگاه
appliance دستگاه
installations دستگاه
installation دستگاه
set دستگاه
utensils دستگاه
appliances دستگاه
equipment دستگاه
machine دستگاه
setting up دستگاه
machined دستگاه
mechanism دستگاه
mechanisms دستگاه
respiratory system دستگاه تنفسی
recuperator دستگاه عاید
devices شعار دستگاه
device status وضعیت دستگاه
retort دستگاه تقطیر
rail cambering machine دستگاه ریل خم کن
reference frame دستگاه مقایسهای
retorts دستگاه تقطیر
device شعار دستگاه
recording instrument دستگاه ثبات
recording instrument دستگاه ضبط
gasifying apparatus دستگاه تبخیر
giorgi system دستگاه جورجی
cyclostat دستگاه چرخش
cyclon دستگاه غبارگیر
apparatus الت دستگاه
crystal system دستگاه بلور
radio set دستگاه رادیو
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
counter recoil دستگاه عاید
dedicated device دستگاه اختصاصی
power plant دستگاه تولیدنیروی
discrete device دستگاه گسسته
gun دستگاه تزریق
guns دستگاه تزریق
device flag پرچم دستگاه
device driver محرک دستگاه
receiving set دستگاه گیرنده
device dependent وابسته به دستگاه
active device دستگاه فعال
device cluster گروه دستگاه
folding machine دستگاه خم کاری
bistable device دستگاه دوپایا
rivet gun دستگاه پرچ
drilling machine دستگاه مته
duplexer دستگاه دوراهه
leverage دستگاه اهرمی
shock inducer دستگاه ضربه زن
duplexing assembly دستگاه دو راهه
still دستگاه تقطیر
automatic دستگاه خودکار
automatics دستگاه خودکار
electric apparatus دستگاه الکتریکی
drill press دستگاه مته
display device دستگاه نمایش
drawing device دستگاه ترسیمه
subassembly مونتاژجزئی از یک دستگاه
transmitter دستگاه فرستنده
transmitters دستگاه فرستنده
double column machine دستگاه دو ستونی
storage device دستگاه انباره
storage device دستگاه ذخیره
tape drive دستگاه نوارخوان
tape drives دستگاه نوارخوان
storage device دستگاه انبارش
double v machine دستگاه ورق خم کن
electric machine دستگاه برقی
electromagnetic system دستگاه الکترومغناطیسی
sequential device دستگاه ترتیبی
curlers دستگاه فرزنی
appendage دستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
robot دستگاه خودکار
robots دستگاه خودکار
device name نام دستگاه
device independence استقلال دستگاه
device independence مستقل از دستگاه
curler دستگاه فرزنی
mapping device دستگاه نگاشت
device number شماره دستگاه
electrostatic system دستگاه الکتروستاتیکی
nervous system دستگاه عصبی
evaporator دستگاه اب شیرین کن
nervous systems دستگاه عصبی
fifth column دستگاه جاسوسی
separator دستگاه تجزیه
safety device دستگاه ضامن
prime mover دستگاه محرک
prime movers دستگاه محرک
rolling mill دستگاه نورد
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
orsat apparatus دستگاه رسا
automatic controller دستگاه فرمان
automatic machine دستگاه خودکار
jointing plane رنده دستگاه
monocyclic system دستگاه تکدور
monoclinic system دستگاه تک شیب
lighting set دستگاه روشنایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com