English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
limbic system دستگاه کناری
Other Matches
side reflector منعکس کننده کناری رفلکتور کناری
non interference بر کناری
coastal کناری
non intervention بر کناری
juxtaposition هم کناری
marginal کناری
limbic کناری
costa خط کناری
gusset needles میلهای کناری
wing halfback هافبکهای کناری
side band باند کناری
wide خط کناری والیبال
wider خط کناری والیبال
marginal frequency بسامد کناری
widest خط کناری والیبال
outside half هافبک کناری
frontage road جاده کناری
frontage road شوسه کناری
service road شوسه کناری
touch line خط کناری زمین
side board میز کناری
edge beam تیر کناری
building line خط کناری ساختمان
riparian رود کناری
abutment پایه کناری پل
side weir سرریز کناری
head linesman داور خط کناری
edge rope طناب کناری
side reflector پرتوافکن کناری
abutment کرانپایه پایه کناری
side lines محوطه بیرون از خط کناری
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
sigmatismus lateralis تلفظ کناری حرف " س "
lateral support تکیه گاه کناری
sidepiece قطعه کناری بخش جانبی
bye چیزهای کناری یاثانوی فرعی
byes چیزهای کناری یاثانوی فرعی
gable سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
apteral ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
gables سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
edge finish شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
wider توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
wide توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
widest توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
service road جاده کناری جاده سرویس
sideboard میز پادیواری میز کناری
sideboards میز پادیواری میز کناری
bystreet خیابان کناری خیابان فرعی
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
organ system دستگاه
plant دستگاه
plants دستگاه
instrument دستگاه
nervous systems دستگاه پی
units یک دستگاه
units دستگاه
utensil دستگاه
utensils دستگاه
nervous system دستگاه پی
appurtenance دستگاه
teams یک دستگاه
system دستگاه
systems دستگاه
team یک دستگاه
device دستگاه
devices دستگاه
apparatus دستگاه
unit دستگاه
installations دستگاه
device code کد دستگاه
machines دستگاه
equipment دستگاه
machined دستگاه
sets دستگاه
installation دستگاه
setting up دستگاه
unit یک دستگاه
appliances دستگاه
set دستگاه
appliance دستگاه
mechanism دستگاه
machine دستگاه
mechanisms دستگاه
cyclon دستگاه غبارگیر
crystal system دستگاه بلور
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
gasifying apparatus دستگاه تبخیر
giorgi system دستگاه جورجی
rivet gun دستگاه پرچ
retorts دستگاه تقطیر
devices شعار دستگاه
device شعار دستگاه
cyclostat دستگاه چرخش
honing machine دستگاه سنگ
illuminator دستگاه روشنایی
induction current instrument دستگاه القائی
coordinates دستگاه مختصات
induction instrument دستگاه القائی
recording instrument دستگاه ثبات
control gear دستگاه کنترل
input device دستگاه ورودی
instrumental accuracy دقت دستگاه
instrumental error خطای دستگاه
identification of friend from foe دستگاه تشخیص
apparatus الت دستگاه
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
double v machine دستگاه ورق خم کن
counter recoil دستگاه عاید
gun دستگاه تزریق
guns دستگاه تزریق
respiratory system دستگاه تنفسی
i.f.f. system دستگاه تشخیص
reference frame دستگاه مقایسهای
recuperator دستگاه عاید
jack plane رنده دستگاه
dedicated device دستگاه اختصاصی
drawing device دستگاه ترسیمه
electrostatic system دستگاه الکتروستاتیکی
evaporator دستگاه اب شیرین کن
folding machine دستگاه خم کاری
automatic دستگاه خودکار
device status وضعیت دستگاه
automatics دستگاه خودکار
device number شماره دستگاه
shock inducer دستگاه ضربه زن
printer machine دستگاه چاپ
electromagnetic system دستگاه الکترومغناطیسی
electric apparatus دستگاه الکتریکی
drill press دستگاه مته
drilling machine دستگاه مته
double column machine دستگاه دو ستونی
duplexer دستگاه دوراهه
duplexing assembly دستگاه دو راهه
leverage دستگاه اهرمی
dividing attachment دستگاه مقسم
display device دستگاه نمایش
discrete device دستگاه گسسته
device name نام دستگاه
device dependent وابسته به دستگاه
nervous system دستگاه عصبی
appendage دستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
robot دستگاه خودکار
electric machine دستگاه برقی
robots دستگاه خودکار
safety device دستگاه ضامن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com