Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
Other Matches
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
radio approach
دستگاه تقرب رادیویی
eavesdropping
استراق سمع
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
listening post
پست استراق سمع
intercept
استراق سمع کردن
monitoring
استراق سمع کردن
listen in
استراق سمع کردن
intercepts
استراق سمع کردن
wiretap
استراق سمع کردن
emanitions security
تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
eavesdroppers
استراق سمع کننده
eavesdropper
استراق سمع کننده
night interception
استراق سمع شبانه
overheard
استراق سمع کردن
intercepting
استراق سمع کردن
overhearing
استراق سمع کردن
overhears
استراق سمع کردن
overhear
استراق سمع کردن
intercepted
استراق سمع کردن
eavesdrops
استراق سمع کردن
to over hear any one
استراق سمع کردن
eavesdropped
استراق سمع کردن
eavesdrop
استراق سمع کردن
receivers
دستگاه گیرنده
receiver
دستگاه گیرنده
receiving set
دستگاه گیرنده
airborne intercept equipment
وسایل استراق سمع هوابرد
forward post
پست استراق سمع جلو
mains receiving set
دستگاه گیرنده شبکه
transceiver
دستگاه گیرنده فرستنده
receivers
دستگاه گیرنده بی سیم
receiver
دستگاه گیرنده بی سیم
printing receiving apparatus
دستگاه گیرنده ثبات
interceptor controller
افسر مسئول پست استراق سمع
receptor
دستگاه گیرنده وان حمام
receptors
دستگاه گیرنده وان حمام
eaves droper
مسئول بگوش ایستادن استراق سمع کننده
responsor
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
high fidelity
دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا
interception
رهگیری هوایی جلوگیری از ورودهواپیماهای دشمن استراق سمع
radio guard
نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
Eavesdrop
فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
bugged
اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
pointers
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
pointer
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
clocking
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
flame cultivator
دستگاه مخصوص سوزاندن علف
laryngoscope
دستگاه مخصوص معاینه حنجره
transpondor
دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد
transponder
دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد
public address systems
دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ
acrometer
دستگاه سنجش وزن مخصوص روغن
public address system
دستگاه بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ
rougher
دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
rotometer
دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
rotameter
دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
aerocartograph
دستگاه برجسته بین مخصوص تهیه نقشه
consol
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
jars
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jarred
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jar
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
reel-to-reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel to reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
receiver
گیرنده رادیویی
radio receiver
گیرنده رادیویی
receiving set
گیرنده رادیویی
receivers
گیرنده رادیویی
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
data scope
یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
access mechanism
دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
local posts
پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
superheterodyne
گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
cone of silence
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
plants
دستگاه
teams
یک دستگاه
team
یک دستگاه
plant
دستگاه
organ system
دستگاه
appliances
دستگاه
instrument
دستگاه
set
دستگاه
sets
دستگاه
setting up
دستگاه
appliance
دستگاه
unit
یک دستگاه
units
دستگاه
system
دستگاه
nervous system
دستگاه پی
nervous systems
دستگاه پی
apparatus
دستگاه
device
دستگاه
devices
دستگاه
units
یک دستگاه
utensil
دستگاه
utensils
دستگاه
systems
دستگاه
unit
دستگاه
appurtenance
دستگاه
mechanism
دستگاه
machines
دستگاه
equipment
دستگاه
installations
دستگاه
machine
دستگاه
mechanisms
دستگاه
machined
دستگاه
device code
کد دستگاه
installation
دستگاه
honing machine
دستگاه سنگ
storage device
دستگاه انباره
illuminator
دستگاه روشنایی
identification of friend from foe
دستگاه تشخیص
prime mover
دستگاه محرک
curlers
دستگاه فرزنی
synchronous device
دستگاه همزمان
subassembly
مونتاژجزئی از یک دستگاه
synchronous device
دستگاه همگام
curler
دستگاه فرزنی
supercharge
دستگاه تشدید
prime movers
دستگاه محرک
symbolic device
دستگاه سمبلیک
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
booming
دستگاه شناور
storage device
دستگاه ذخیره
storage device
دستگاه انبارش
secret
دستگاه سری
secrets
دستگاه سری
jack plane
رنده دستگاه
jointing plane
رنده دستگاه
shock inducer
دستگاه ضربه زن
boom
دستگاه شناور
boomed
دستگاه شناور
booms
دستگاه شناور
c.g.s. system
دستگاه سگث
control gear
دستگاه کنترل
system
رشته دستگاه
nervous system
دستگاه عصبی
handlers
یا دستگاه ذخیره
induction current instrument
دستگاه القائی
induction instrument
دستگاه القائی
counter recoil
دستگاه عاید
input device
دستگاه ورودی
instrumental accuracy
دقت دستگاه
instrumental error
خطای دستگاه
coordinates
دستگاه مختصات
fifth column
دستگاه جاسوسی
nervous systems
دستگاه عصبی
system of forces
دستگاه نیروها
transmission system
دستگاه انتقالی
tester
دستگاه ازمایش
test set
دستگاه ازمایش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com