Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
common tool set
دست ابزار جنرال مکانیک
Other Matches
mechanic
مکانیک مکانیک ماشین الات
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
mechanician
مکانیک
machanist
مکانیک
mechanics
مکانیک
mechanic
مکانیک
mechanical engineer
مهندس مکانیک
fitter
کمک مکانیک
newtonian machanics
مکانیک نیوتنی
wave mecanics
مکانیک موجی
fitters
کمک مکانیک
electrician
مکانیک برق
electricians
مکانیک برق
mechanical engineering
مهندسی مکانیک
mechanical engineer
مکانیک دان
hydromechanics
مکانیک سیالات
matrix mechnics
مکانیک ماتریسی
hydraulics
مکانیک سیالات
dynamics
مکانیک حرکت
newtonian mechanics
مکانیک نیوتونی
mechanics
علم مکانیک
automotive engineer
مهندس مکانیک
aeromechanics
فن مکانیک هواپیمایی
aeromechanic
مکانیک هواپیما
soil mechanics
مکانیک خاک
quantum mechanics
مکانیک کوانتومی
fluid mechanics
مکانیک سیالات
soil mechanism
مکانیک خاک
celestial machine
مکانیک سماوی
celestial machine
مکانیک اسمانی
body mechanics
مکانیک بدن
biomechanics
زیست مکانیک
statistical mechanics
مکانیک اماری
aviation structural mechanic
مکانیک بدنه هواپیما
gasmen
مکانیک وسایل گازسوز
quantum theory
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
quantum physics
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
mechanics
علم جراثقال مکانیک
classical mechanics
مکانیک کلاسیک
[فیزیک]
schrodinger wave mechanics
مکانیک موجی شرودینگر
aeromechanic
مربوط به مکانیک هواپیمایی
hydraulics
هیدرولیک مکانیک مایعات
gasman
مکانیک وسایل گازسوز
mechanician
مکانیک ماشین الات
freewheel
[overrunning clutch ]
چرخ آزاد
[فناوری مکانیک]
mechanics
علم مکانیک ماشین شناسی
fitters
کمک مکانیک مونتاژکار لوله کش
fitter
کمک مکانیک مونتاژکار لوله کش
automotive engineering
تکنولوژی اتومکانیک مهندسی مکانیک اتومبیل
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
Can you send a mechanic, please?
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
energetics
رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
flight engineer
مهندس مکانیک هواپیما مهندس پرواز
implement
ابزار
locking device
ابزار
devices
ابزار
device
ابزار
folding ruler
خط کش
[ابزار]
implementing
ابزار
instrumentation
ابزار
implements
ابزار
yardstick
خط کش
[ابزار]
tools
ابزار
doodad
ابزار
doodads
ابزار
yard stick
خط کش
[ابزار]
instrument
ابزار
hardware
ابزار
implemented
ابزار
tool
ابزار
gadget
ابزار
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
gadgets
ابزار
folding rule
خط کش
[ابزار]
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
instrument panels
پیشخوان ابزار
instrument panels
پهنهی ابزار
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
physical device
ابزار مادی
diamond-fret
ابزار لوزی
skiving tool
ابزار تراش
small tool
ابزار کوچک
angle-roll
ابزار گرد
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
toll steel
فولاد ابزار
toolbox
جعبه ابزار
tool holder
ابزار گیر
tool sharpener
ابزار چاق کن
tool maker
ابزار ساز
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
tax instrument
ابزار مالیاتی
tool set
دست ابزار
toolhouse
انبار ابزار
plier
انبردست
[ابزار]
workbox
جعبه ابزار
steelwork
ابزار پولادین
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
turning tool
ابزار تراشکاری
toolroom
اتاق ابزار
tool maker
ابزار مند
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
boring machines
دریل ها
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
boring machine
دریل
[ابزار]
helve
دسته ابزار
knurled tool
ابزار آج دار
hawksbill
ابزار رخ منقاری
drills
دریل ها
[ابزار]
electric drills
دریل ها
[ابزار]
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
lifting device
ابزار بالا بر
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
calipers
قطرسنج
[ابزار]
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
spackle knife
کارتک
[ابزار]
putty knife
کارتک
[ابزار]
common round
ابزار فیتیله
bird's-break
ابزار رخ منقاری
bench
میز ابزار
astragulus
ابزار فیتیله ای
astragal
ابزار فیتیله ای
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
bumping tool
ابزار خم کاری
hand tool
ابزار دستی
furniture
ابزار اهنی
firmware
استوار- ابزار
tool
ابزار کار
bag
کیف ابزار
joiner's hardware
ابزار نجاری
knurled tool
ابزار اج کاری
lathe tool
ابزار تراش
tool kits
جعبه ابزار
tool kit
جعبه ابزار
tool boxes
جعبه ابزار
machine shop tool
ابزار ماشینی
manipulandum
ابزار پاسخ
operandum
ابزار پاسخ
groupware
گروه ابزار
groupware
ابزار گروهی
gosseneck tool
ابزار دوخمی
brick workers tool
ابزار بنایی
centering tool
ابزار تمرکز
cold heading tool
ابزار سردکار
assembly tools
ابزار مونتاژ
control equipment
ابزار نظارت
hardware
سخت ابزار
machine tools
ابزار ماشینی
credit instrument
ابزار اعتباری
development tools
ابزار توسعه
flexible drive tool
ابزار گردان
floating tool
ابزار متحرک
machine tool
ابزار ماشینی
generating tool
ابزار تولید
means of production
ابزار تولید
tool box
جعبه ابزار
clones
ابزار همگن
cloning
ابزار همگن
metal cutting tool
ماشین ابزار
milling cutter
ابزار فرزکاری
clone
ابزار همگن
moulding plane
رنده ابزار
clone
ابزار همزاد
precision tool
ابزار دقیق
cloned
ابزار همگن
cloned
ابزار همزاد
moulding templet
ابزار کشویی
milling tool
ابزار فرزکاری
clones
ابزار همزاد
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
cloning
ابزار همزاد
bags
کیف ابزار
planishing tool
ابزار پرداخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com