English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (3 milliseconds)
English Persian
untouched دست نخورده دست نزده
Other Matches
undisturbed sample نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
unlit <adj.> روشن نشده [به آتش نزده]
unbeaten ضرب نخورده
virginal دست نخورده
intemerate دست نخورده
unvarnished جلا نخورده
unshod نعل نخورده
safest صدمه نخورده
safes صدمه نخورده
safer صدمه نخورده
safe صدمه نخورده
unruffled چین نخورده
intact دست نخورده
virgin دست نخورده
virgins دست نخورده
unheard بگوش نخورده غیرمسموع
entirety چیزدرست ودست نخورده
whole دست نخورده کامل
virgin medium واسطه دست نخورده
entire دست نخورده بی عیب
pristine طبیعی ودست نخورده
He returned the money intact. پول را دست نخورده پ؟ داد
monofilament تاریا رشته واحدتاب نخورده
unbeaten شکست نخورده مغلوب نشده
It remained intact. سالم ودست نخورده باقی مانده
monofil تاریا رشته واحد تاب نخورده
creaking غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creak غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaked غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
to leave everything as it is [not to change anything] رسوم قدیمی را ثابت [دست نخورده] نگه داشتن
I havent had a bit sine morning . از صبح تاحالایک لقمه دهانم نگذاشتم ( چیزی نخورده ام )
creaks غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com