Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 312 (4 milliseconds)
English
Persian
rigors
دقت زیاد
rigour
دقت زیاد
rigours
دقت زیاد
high precison
دقت زیاد
long precision
دقت زیاد
particularity
دقت زیاد
punctiliousness
دقت زیاد
quillet
دقت زیاد
rigor
دقت زیاد
scrupulosity
دقت زیاد
scrupulousness
دقت زیاد
subtility
دقت زیاد
Search result with all words
eyeful
مقدار زیاد
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
overweight
سنگینی زیاد
surcharge
زیاد ستاندن
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد ستاندن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
round
مبلغ زیاد
roundest
مبلغ زیاد
wax
زیاد شدن
waxed
زیاد شدن
waxes
زیاد شدن
wrath
اوقات تلخی زیاد
glaring
زیاد
gain
زیاد شدن
gained
زیاد شدن
gains
زیاد شدن
strain
کوشش زیاد کردن
strains
کوشش زیاد کردن
approximation
شباهت زیاد
approximations
شباهت زیاد
jet
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jets
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetted
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetting
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
spread
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spreads
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
test
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
tested
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
tests
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
task
زیاد خسته کردن بکاری گماشتن
tasks
زیاد خسته کردن بکاری گماشتن
intensely
زیاد
high
زیاد
high
تند زیاد باصدای زیر
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
زیاد
highest
تند زیاد باصدای زیر
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs
زیاد
highs
تند زیاد باصدای زیر
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
formalist
شخص زیاد رسمی
swingeing
زیاد
blockbuster
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbusters
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
penury
تنگدستی نیازمندی زیاد
exquisitely
از روی سلیقه زیاد
infinitely
خیلی زیاد
superconductivity
قابلیت هدایت برق بمقدار زیاد
quantities
تعداد زیاد
quantity
تعداد زیاد
slashing
تخفیف زیاد
multiple
حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
electronic
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
thick
زیاد
thick
با فاصله زیاد از دوسطح
thicker
زیاد
thicker
با فاصله زیاد از دوسطح
thickest
زیاد
thickest
با فاصله زیاد از دوسطح
intensively
زیاد
immoderate
زیاد
tremendously
زیاد
hugely
زیاد
generous
زیاد
mortally
زیاد
keenly
سخت زیاد
long
طی مسافت زیاد توپ
long
مدت زیاد
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
مدت زیاد
longed
طی مسافت زیاد توپ
longed
مدت زیاد
longer
طی مسافت زیاد توپ
longer
مدت زیاد
longest
طی مسافت زیاد توپ
longest
مدت زیاد
longs
طی مسافت زیاد توپ
longs
مدت زیاد
extensively
باوسعت زیاد
riches
ثروت زیاد
apace
باسرعت زیاد
blowing
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
meticulously
با دقت زیاد
rigorously
با دقت زیاد
scrupulous
ناشی ازوسواس یا دقت زیاد
solicitude
اشتیاق دقت زیاد
long winded
مستلزم وقت زیاد
long-winded
مستلزم وقت زیاد
distantly
دور به مسافت زیاد
exceedingly
بحد زیاد
newsy
دارای اخبار زیاد
overmuch
زیاد
overmuch
بحد افراط بمقدار زیاد
vast
زیاد عظیم
vast
مقدار زیاد
Other Matches
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
heavily
زیاد
squeamishly
زیاد
rife
زیاد
great
زیاد
great-
زیاد
greatest
زیاد
plethoric
زیاد
numerous
زیاد
late
زیاد
many
زیاد
ranksack
زیاد
extortionary
زیاد
squeamishness
زیاد
highly
زیاد
much
زیاد
heartbreak
غم زیاد
supererogatory
زیاد
copious
زیاد
extortionate
زیاد
not a lettle
زیاد
muckle
زیاد
mickle or muckle
زیاد
mickle
زیاد
excessive
زیاد
fulsome
زیاد
too
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
populous
زیاد
large adv
زیاد
in quantities
زیاد
egregiously
زیاد
no end of
زیاد
plaguily
زیاد
vastly
زیاد
superabundant
زیاد
outrageously
زیاد
effusively
زیاد
intense
زیاد
over and above
زیاد
widely
زیاد
immane
زیاد
in excess
زیاد
heart break
غم زیاد
overly
زیاد
profoundly
زیاد
very
زیاد
extensive
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
profusely
زیاد
to a large extent
زیاد
widest
زیاد
too much
زیاد
wider
زیاد
wide
زیاد
greatly
زیاد
fervidness
گرمی زیاد
fervidity
گرمی زیاد
diuresis
ادرار زیاد
desudation
خوی زیاد
excessive love
دوستی زیاد
diaphoresis
عرق زیاد
eclat
سروصدا زیاد
multiplied
زیاد شدن
multiplies
زیاد شدن
oodles
خیلی زیاد
excessive eating
خوردن زیاد
exquisite taste
سلیقه زیاد
exuberantly
بفراوانی زیاد
finicality
خودارایی زیاد
heightens
زیاد کردن
heightening
زیاد کردن
heightened
زیاد کردن
heighten
زیاد کردن
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
high pressure
فشار زیاد
h.f.
بسامد زیاد
grnish
زیاد کردن
obstipation
یبوست زیاد
heavy poll
رایهای زیاد
floridly
با ارایش زیاد
lots
خیلی زیاد
overloads
زیاد پر کردن
overloaded
زیاد پر کردن
overload
زیاد پر کردن
full tilt
باسرعت زیاد
furor
خشم زیاد
frequent visiting
دیدنی زیاد
desperation
نومیدی زیاد
increases
زیاد کردن
superannuated
زیاد کهنه
quaff
زیاد نوشیدن
queasy
زیاد دقیق
booster
زیاد کننده
boosters
زیاد کننده
hell bent
زیاد خمیده
hell-bent
زیاد خمیده
far
زیاد خیلی
torrid
زیاد گرم
increase
زیاد کردن
quaffed
زیاد نوشیدن
extravagantly
با افراط زیاد
terrors
ترس زیاد
terror
ترس زیاد
manifold
بسیار زیاد
extreme
خیلی زیاد
downpour
بارندگی زیاد
downpours
بارندگی زیاد
quaffs
زیاد نوشیدن
quaffing
زیاد نوشیدن
accretive
زیاد شونده
aggrandise
زیاد شدن
agreat d. of trouble
دردسر زیاد
carnosity
گوشت زیاد
swarmed
دسته زیاد
consumedly
بطور زیاد
swarm
دسته زیاد
multiplying
زیاد شدن
d. haste
شتاب زیاد
dense ignorance
نادانی زیاد
multiply
زیاد شدن
deprecation
افهاربیمیلی زیاد
swarms
دسته زیاد
boisterously
باصدای زیاد
bad nip
تای زیاد
alto relievo
برجستگی زیاد
amplitude
فاصلهء زیاد
an abrupt place
با سراشیبی زیاد
an abundance of
مقدار زیاد
increased
زیاد کردن
at a great penny worth
به بهای زیاد
at a great rat
بسرعت زیاد
at long intervals
بفواصل زیاد
augmenter
زیاد کننده
desudation
عرق زیاد
quick wit
هوش زیاد
superelevation
ارتفاع زیاد
superrabundant
زیاد فراوان
superrabundant
خیلی زیاد
swingeing damages
خسارات زیاد
tabes
لاغری زیاد
tabes
ضعف زیاد
to be left
زیاد امدن
to overleap oneself
زیاد دورافتادن
to run rup
زیاد کردن
to toll up
زیاد شدن
violent pain
درد زیاد
struck with teror
زیاد ترسیده
raff
خیلی زیاد
rapturously
با شعف زیاد
ravenous hunger
گرسنگی زیاد
ravenousness
گرسنگی زیاد
sale on a large scale
فروش زیاد
scrupulousy
بادقت زیاد
slather
مقدار زیاد
so many
انیقدر زیاد
wheen
تعداد زیاد
with many regrets
با تاسف زیاد
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
wide apart
زیاد از هم جدا
high relief
برجستگی زیاد
with much regret
با تاسف زیاد
escalate
زیاد شدن
escalated
زیاد شدن
escalates
زیاد شدن
escalating
زیاد شدن
on the warpath
<idiom>
عصبانیت زیاد
scare out of one's wits
<idiom>
ترس زیاد
scare the daylights out of someone
<idiom>
ترس زیاد
so much
<idiom>
مقدار زیاد
high spin
چرخش زیاد
left over
زیاد امده
long range
با برد زیاد
macro
رشد زیاد
magna cum laude
با امتیاز زیاد
mass bombing
بمباران زیاد
mass casualties
تلفات زیاد
mort
مقدار زیاد
much rain
باران زیاد
musk cat
گریه زیاد
my grief was intensified
غصه من زیاد
onding
بارندگی زیاد
latifundia
املاک زیاد
jillion
مقدار زیاد
high vacuum
خلاء زیاد
high yield
با بازده زیاد
high yielding farms
با بازده زیاد
hypercathexis
نیروگذاری زیاد
hyperemployment
اشتغال زیاد
hyperidrosis
تعرق زیاد
in large
بمقدار زیاد
in large
بمقیاس زیاد
increaser
زیاد کننده
increscent
زیاد شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com