English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English Persian
scholastic agent دلال تدریس
Other Matches
go between دلال دلال محبت
schoolfellow تدریس
docent تدریس
tuition حق تدریس
teachings تدریس
tuitional تدریس
teaching تدریس
teaching machine ماشین تدریس
program of instruction برنامه تدریس
prelect تدریس کردن
educate تدریس کردن
praelect تدریس کردن
tuition تدریس اموزانه
lecturers تدریس کننده
lecturer تدریس کننده
lessons تدریس کردن
lesson تدریس کردن
team teaching تدریس گروهی
train [teach] تدریس کردن
give lessons تدریس کردن
teach تدریس کردن
instruct تدریس کردن
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
extra tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
school تدریس درمدرسه
schooling تدریس تعلیم
tuitional حق تدریس تعلیم
schools تدریس درمدرسه
professing افهارکردن تدریس کردن
professes افهارکردن تدریس کردن
profess افهارکردن تدریس کردن
academy مکتب وروش تدریس افلاطونی
academies مکتب وروش تدریس افلاطونی
academies نام باغی درنزدیکی اتن که افلاطون در ان تدریس میکرده است
academy نام باغی درنزدیکی آتن که افلاطون در آن تدریس میکرده است
gradus فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
Solicitors General دلال
Solicitor General دلال
mediators دلال
monger دلال
jobber دلال
fixer دلال
chapman دلال
mediator دلال
middlemen دلال
broker دلال
dealers دلال
dealer دلال
brokered دلال
brokering دلال
go-betweens دلال
middleman دلال
go-between دلال
brokers دلال
academe فعالیت هایی که اساتید دانشگاهی انجام می دهند نظیر نوشتن مقاله، تدریس و غیره
agency کارگزار دلال
agencies کارگزار دلال
procurer دلال محبت
procuress زن دلال محبت
insurance broker دلال بیمه
shipbroker دلال حمل
stock_broker دلال سهام
rug dealer دلال فرش
pimps دلال محبت
stock broker دلال بورس
stock broker دلال سهام
pimp دلال محبت
medium واسطه دلال
coper دلال اسب
commodity broker دلال کالا
cambist دلال برات
brokerage اجرت دلال
bill broker دلال برات
bawd دلال محبت
agent de change دلال ارزی
auctioneer دلال حراج
mediums واسطه دلال
auctioneers دلال حراج
horse dealer دلال اسب
fruiterer دلال میوه
fellmonger دلال پوست
discount broker دلال تنزیل
exchange broker دلال ارز
house agent دلال خانه
realtor دلال معاملات ملکی
realtors دلال معاملات ملکی
brokered دلال اوراق بهادار
bookmakers دلال شرط بندی
real estate broker دلال اموال غیرمنقول
brokers دلال اوراق بهادار
jobber دلال یاکارگزار بورس
bookmaker دلال شرط بندی
stockbrokers دلال سهام شرکتها
stockbroker دلال سهام شرکتها
matchmakers دلال یا دلاله ازدواج
pawnbroker دلال در بنگاه رهنی
pawnbrokers دلال در بنگاه رهنی
broker دلال اوراق بهادار
software broker دلال نرم افزار
drover دلال گاوو گوسفند
brokering دلال اوراق بهادار
matchmaker دلال یا دلاله ازدواج
aytomobile dealer فروشنده یا دلال اتومبیل
land agent دلال معاملات ملکی
ship broker دلال خرید و فروش کشتی
academic freedom آزادی طلاب و محققین در تدریس وتحقیق و نشر افکار خود بدون انکه موسسهای که دراستخدام انند بتواند به انان تعرضی بکند و یا ایشان را درفشار بگذارد
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
stock jobber محتکر سهام دلال سهام
option dealer واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com