Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (16 milliseconds)
English
Persian
stuffy
دلتنگ کننده
dismal
دلتنگ کننده
drearier
دلتنگ کننده
dreariest
دلتنگ کننده
dreary
دلتنگ کننده
drear
دلتنگ کننده
Search result with all words
funereal
غم انگیز دلتنگ کننده
lugubriously
بطور دلتنگ کننده
Other Matches
low spirited
دلتنگ
comfortless
دلتنگ
heavy hearted
دلتنگ
heavyhearted
دلتنگ
low-spirited
دلتنگ
lone
دلتنگ
heart sick
دلتنگ
sickfor home
دلتنگ
low spiroted
دلتنگ
depressed
دلتنگ
nostalgic
دلتنگ
nostalgically
دلتنگ
low browed
دلتنگ
homesick
دلتنگ
saturnine
دلتنگ سربی
down
بزیر دلتنگ
ennuied
بیزار دلتنگ
depress
دلتنگ کردن
chap fallen
افسرده دلتنگ
To have a heavy heart. To be distressed.
دلتنگ بودن
gloom
دلتنگ بودن
homesickness
دلتنگ وطن
depresses
دلتنگ کردن
lonesome
دلتنگ وافسرده ملول
sad
دلتنگ افسرده وملول
anguish
غم و اندوه دلتنگ کردن
saddest
دلتنگ افسرده وملول
sadder
دلتنگ افسرده وملول
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
mopes
افسرده کردن دلتنگ کردن
mope
افسرده کردن دلتنگ کردن
moping
افسرده کردن دلتنگ کردن
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
skittish
رم کننده
squasher
له کننده
crepitant
خش خش کننده
renunciant
رد کننده
fillets
پر کننده
benders
خم کننده
bender
خم کننده
refuser
رد کننده
crusher
له کننده
repudiationist
رد کننده
prater
پچ پچ کننده
prattfall
پچ پچ کننده
refutative
رد کننده
rebutter
رد کننده
squelcher
له کننده
deflective
کج کننده
puffer
پف کننده
refutatory
رد کننده
trackers
پی کننده
attacking
تک کننده
syncopator
غش کننده
fluxing oil
اب کننده
ear-splitting
کر کننده
thinner
کم کننده
solver
حل کننده
renunciant
کننده
commulator
یک سو کننده
filler
پر کننده
noncommittal
رد کننده
fillers
پر کننده
surfy
کف کننده
tracker
پی کننده
catterer
پچ پچ کننده
deletive
حک کننده
hoppers
لی لی کننده
hopper
لی لی کننده
swooner
غش کننده
whisperer
پچ پچ کننده
spurner
رد کننده
mauler
له کننده
wheezy
خس خس یا خر خر کننده
mitigatory
کم کننده
mitigative
کم کننده
attenuant
اب کننده
fizzy
کف کننده
percutient
دق کننده
abjurer or abjuror
کننده
sensor
حس کننده
mumbler
من من کننده
bidders
کننده
bidder
کننده
wheeziest
خس خس یا خر خر کننده
wheezier
خس خس یا خر خر کننده
filleted
پر کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com