English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
Other Matches
labyrinthodon سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
overbite پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
He is methodical in his work . آدم منظمی ؟ ست
to get into shape بشکل منظمی دراوردن
I live a very regular life . زندگی خیلی منظمی دارم
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
bidentate دو دندانهای
tridentate سه دندانهای
trident سه دندانهای
incisor teeth دندانهای پیش
canine teeth دندانهای نیش
temporary teeth دندانهای شیری
cut gears دندانهای بریدن
deciduous teeth دندانهای شیری
dog clutch پیوست دندانهای
molar teeth دندانهای اسیا
mordant dye رنگ دندانهای
saw tooth roof بام دندانهای
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
rotten teeth دندانهای پوسیده یافاسد
sarrated wire rope طناب سیمی دندانهای
serrated vertical pulse ضربه عمودی دندانهای
White regular teeth . دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
barbe شال گردن یا روسری دندانهای ریز
orthodontics مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontia مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
interdental consonant حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
he has worms دارد
are there any remarks? دارد
has دارد
chain دارد.
heavy fighting is in progress دارد
chains دارد.
he has a rage for money دارد
hast او دارد
there is a time for everything دارد
he is ill with fever تب دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
walls have ears گوش دارد
Windows GDI بیتی دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
what matter? چه اهمیت دارد
what the odds چه اهمیت دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
it depends [on] بستگی دارد [به]
the reason is manifold چنددلیل دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
the probability is احتمال دارد
viruses وجود دارد
our library is well stocked خوبی دارد
not a patch on چه دخلی دارد
virus وجود دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
what hurt is there in that چه زیانی دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
god is خداوجود دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
it is usual with him عادت دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
he is 0 years old او ده سال دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
he is fifty تمام دارد
it has sides سه پهلو دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
backs که یک باتری پشتیبان دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
significance معنای مخصوص دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
to bring grist to the mill نان دراب دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
the switch is on برق جریان دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
likelihood احتمال کلی دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
rubrician کتاب نماز دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
delectus برای ترجمه دارد
in all like احتمال کلی دارد
bass کسی که صدای بم دارد
basses کسی که صدای بم دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
it is of frequent خیلی مورد دارد
length خط با طول جر حرف دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
and there an end. و پایان وجود دارد.
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
biased آنچه اریب دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
He has a ready pen. قلم شیوا وروانی دارد
Is there electricity? آیا برق وجود دارد؟
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
toggle یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
quarter binding جلدی که تنهاته ان چرم دارد
toggles یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
Has he gone nust ? Is he out of his mind ? مگر مغزش عیب دارد؟
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
he is rather i. than sick بهم خوردگی یاساکت دارد
interne یا جراحی که در بیمارستان اقامت دارد
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed. شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
irregular polygon شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
it look like rain گویا خیال باریدن دارد
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
AT Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
it is marked with spots نشان ان خالهایی است که دارد
infected computer کامپیوتری که یک برنامه ویروسی دارد
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
sexagenarian کسی که از 06 تا96 سال دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
She is too damned fussy خیلی ادا واطوار دارد
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
mistress of cooking زنی که در اشپزی دست دارد
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
What a lovely tall figure she has . چه قد وبا لای قشنگه دارد
fault فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
faulted فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
faults فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
He has a glib(persuasive)tongue. زبان چرب ونرمی دارد
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
He has a good permanent job. شغل ثابت خوبی دارد
A big head has a big ache. <proverb> سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
Blood circulates in the body. خون در بدن جریان دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com