Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
odontolite
دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
Other Matches
silhouette
نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes
نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
litmus
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
turquose
فیروزه
odontolite
فیروزه استخوانی
turquoise
<adj.>
رنگ فیروزه ای
turquoise
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquois
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
dented
دندانی
dent
دندانی
dental age
سن دندانی
denting
دندانی
dents
دندانی
odontic
دندانی
alveolus
حفرهء دندانی
dentiform
دندانی شکل
odontoblast
سلول دندانی
interdental
بین دندانی
dentilingual
دندانی وزبانی
labiodental
لبی- دندانی
odontoid
وابسته به زائده دندانی
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
lagomorphic
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphous
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
periodontal
واقع دراطراف دندان یا دندانها ضریع دندانی
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
crimson
برنگ خون
sanguinity
برنگ خون
pinto
رنگ برنگ
rosily
برنگ قرمز
strawy
برنگ کاه
bloodred
برنگ خون
sepal oid
برنگ کاسبرگ
bloody
برنگ خون
bloodiest
برنگ خون
bloodier
برنگ خون
bronzes
برنگ برنز
lightsome
برنگ روشن
indigo
برنگ نیلی
wheaten
برنگ گندم
violaceous
برنگ بنفشه
bronze
برنگ برنز
brassier
برنگ برنج
brassiest
برنگ برنج
brassy
برنگ برنج
chromatographic
وابسته برنگ نگاری
encrimson
برنگ لاکی دراوردن
to change colour
رنگ برنگ شدن
opalline
برنگ عین الشمس
amaranthine
برنگ تاج خروسی
rubiginous
برنگ قرمز اجری
iridescence
رنگ برنگ شونده
sanguine
قرمز برنگ خون
versicolour
رنگ برنگ شده
cerulean
برنگ ابی نیلگون
color blind
فاقد حساسیت نسبت برنگ
It tends to be blue . It is bluish.
بیشتر برنگ آبی می زند
rubrication
نشان گذاری برنگ قرمز
tan
برنگ قهوهای وسبزه دراوردن
incarnate
برنگ گوشتی مجسم کردن
marble cake
کیک کره دار برنگ روشن
gummite
ئیدرات اورانیم برنگ زردمایل بقرمز
pyrope
هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
grisaille
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
gahnite
ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
euclase
بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
manila paper
یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
white heat
درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
who came?
کی امده
incoming
امده
fordone
از پا در امده
gibbous
بر امده
ridgy
بر امده
who came?
که امده
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
worker
ازکار در امده
red-hot
تاب امده
left over
زیاد امده
leavened bread
نان ور امده
overdue
دیر امده
landed
فرود امده
exopathic
ازبیرون امده
in
:رسیده امده
exserted
بیرون امده
exserted
پیش امده
in-
:رسیده امده
jutting
پیش امده
impassionate
به جنبش امده
jambs
تیربیرون امده
jamb
تیربیرون امده
enthetic
ازبیرون امده
worked up
ازکار در امده
overshot
پیش امده
get
بدست امده
aggregates
جمع امده
aggregate
جمع امده
protrudent
جلو امده
protractive
جلو امده
saleint
بیرون امده
unbred
بدببار امده
prognathous
پیش امده
underhung
پیش امده
prognathic
پیش امده
saleintiant
بیرون امده
peregrin or rine
از خارجه امده
projective
جلو امده
gets
بدست امده
getting
بدست امده
red hot
تاب امده
protrusive
جلو امده
new come
تازه امده
protrusile
جلو امده
born in the purple
در نازونعمت بدنیا امده
ecstatically
بوجد امده نشئهای
self born
از خود بوجود امده
apogean
از زمین بالا امده
bay window
پنجره پیش امده
ecstatic
بوجد امده نشئهای
cantilever
تیر پیش امده
unhandy
مشکل بدست امده
projecting jaw
ارواره پیش امده
bay windows
پنجره پیش امده
beetle brow
پیشانی پیش امده
petiolar
از برگدم بیرون امده
you might have come
باید امده باشید
peregrine
ازخارجه امده مسافر
twinborn
دوقلو بدنیا امده
take steps
اقدامات بعمل امده
inchoate
تازه بوجود امده
neoteric
تازه بدنیا امده
to run short
زیر short امده است
bow window
پنجره پیش امده کمانی
weather worn
تحت تاثیر هوا در امده
vizor
لبه پیش امده کلاه
lug
هر عضو جلو امده چیزی
flanges
لبه بیرون امده چرخ
bucktooth
دندان گراز یا پیش امده
venose
دارای رگهای متعددوبر امده
flange
لبه بیرون امده چرخ
to t. to account
زیر account امده است
air landed
فرود امده از راه هوا
prognathous
دارای ارواره پیش امده
hardly earned money
پول سخت بدست امده
lugged
هر عضو جلو امده چیزی
ramus
قسمت بر امده واطاله یافته
extrusive
اخراج کننده بیرون امده
bow windows
پنجره پیش امده کمانی
lugging
هر عضو جلو امده چیزی
prognathic
دارای ارواره پیش امده
his stomach sticks out
شکمش پیش امده است
visors
لبه پیش امده کلاه
lugs
هر عضو جلو امده چیزی
visor
لبه پیش امده کلاه
instances have occurred that
مواردی پیش امده است
rimrock
لبه بر امده صخره مزبور
biologic
بدست امده اززیست شناسی عملی
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
the bird took its perch
مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
oversailing of facade
قسمت برجسته یا پیش امده بنا
whyŠthere is the answer
شرط در امده تقریبا معنی میدهد
ventricous
بادکرده دارای شکم پیش امده
kid glove
ازلای زرق وبرق بیرون امده
ill gotten
با وسایل غیر مشروع بدست امده
forestage
قسمت جلو امده صحنه نمایش
dormer
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
dormers
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
bay window
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
it is of doubtful proveance
معلوم نیست اصلا از کجا امده است
industrial wealth
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
post edit
ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
lyophiled
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
round-shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
bay windows
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
ribby
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
lyophil
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
straight arm
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
officinal names of drugs
نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
brown major
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
prize courts
به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
yardage
تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
matriculated students
شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
soever
واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
catches
ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
pandects
خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
ventriloquism
سخن گفتن انسان بطوریکه شنونده نداند صدا ازکجابیرون امده
escarpment
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com