English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (15 milliseconds)
English Persian
stomatology دهان پزشکی
Search result with all words
Hand, foot and mouth disease [HFMD] بیماری دست، پا و دهان [پزشکی]
halitosis بدبویی دهان [پزشکی]
bad breath بدبویی دهان [پزشکی]
fetor oris بدبویی دهان [پزشکی]
dry mouth خشکی دهان [پزشکی]
dry mouth syndrome خشکی دهان [پزشکی]
xerostomia خشکی دهان [پزشکی]
Other Matches
slaver گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
rictus گشادی دهان چاک دهان پرندگان
To pass the news by word of mouth . خبری را در دهان به دهان پخش کردن
stomal دهان دار وابسته به دهان
kiss of life تنفس مصنوعی دهان به دهان
expired air method روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
otorhinolaryngology پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
ENT medicine پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
slobbers اب دهان
mouths دهان
gob دهان
mouthing دهان
mouthed دهان
chops دهان
gobs دهان
unmuffle دهان
astomatous بی دهان
astomatal بی دهان
puss دهان
mouth دهان
jibbed دهان
slobbered اب دهان
polystome دهان
polystomatous دهان
slobber اب دهان
saliva اب دهان
spittle اب دهان
OS دهان
jibs دهان
jibbing دهان
potato box دهان
jib دهان
slobbering اب دهان
toho دهان ببر
rictus چاک دهان
stomatal دهان دار
openmouthed دهان باز
gymnostomous برهنه دهان
stomatal وابسته به دهان
fomalhaut دهان ماهی
stoma شکاف دهان
mouths در دهان گذاشتن
stomatitis ورم دهان
mouthing در دهان گذاشتن
neb پوزه دهان
mouthed در دهان گذاشتن
mouthy دهان دار
mouth در دهان گذاشتن
stomatic شبیه دهان
peroral از راه دهان
to shut up دهان بستن
widemouthed دهان باز
insalivate اب دهان زدن به
astomatal فاقد دهان
stomatous دهان دار
cyclostomate دهان گرد
mouthwash دهان شویه
mouthwashes دهان شویه
cyclostomatous دهان گرد
throats صدا دهان
throat صدا دهان
oral از راه دهان
say a mouthful <idiom> حرف دهان پر کن
mum's the word <idiom> دهان قرص
microstomous کوچک دهان
orals از راه دهان
palates سقف دهان
reeking بخار دهان
reeks بخار دهان
slobber دهان را اب انداختن
slobbered دهان را اب انداختن
reek بخار دهان
gag دهان باز کن
mouth-watering دهان آب انداز
slobbering دهان را اب انداختن
gagged دهان باز کن
gags دهان باز کن
slobbers دهان را اب انداختن
reeked بخار دهان
scold ادم بد دهان
gagging دهان باز کن
spits اب دهان خدو
scolds ادم بد دهان
halitosis گند دهان
spit اب دهان خدو
fetid گند دهان
palate سقف دهان
scolded ادم بد دهان
bazoo [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
trap نیرنگ فریب دهان
fullmouthed دارای دهان کامل
gob [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
stomatogastric وابسته به دهان ومعده
mush [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
pie hole [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
cake-hole [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
spiracular شبیه سوراخ دهان
fish fag زن بدزبان یابد دهان
sound off مزه دهان کسیرافهمیدن
screw up غنچه کردن دهان
orinasal از دهان و بینی درامده
slobbering اب دهان روان ساختن
muzzles دهان بند دهنه
fondants شیرینی ای که در دهان اب میشود
fondant شیرینی ای که در دهان اب میشود
blurt از دهان بیرون انداختن
paralysis of the face لغو یا کجی دهان
trap دهان [اصطلاح روزمره]
slobber اب دهان روان ساختن
hagfish مارماهی دهان گرد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
slobbers اب دهان روان ساختن
maw دهان [اصطلاح روزمره]
jaws دهان [اصطلاح روزمره]
muzzling دهان بند دهنه
slobbered اب دهان روان ساختن
chops دهان [اصطلاح روزمره]
mouthpart زائده نزدیک دهان
squiggles در دهان قرقره کردن
gagging دهان بند بستن
gags دهان بند بستن
Wellington چکمه دهان گشاد
drooled اب از دهان تراوش شدن
spits اب دهان پرتاب کردن
To muzzle the people. دهان مردم را بستن
spit اب دهان پرتاب کردن
muzzled دهان بند دهنه
muzzle دهان بند دهنه
ejaculating از دهان بیرون پراندن
ejaculates از دهان بیرون پراندن
ejaculated از دهان بیرون پراندن
ejaculate از دهان بیرون پراندن
drools اب از دهان تراوش شدن
drooling اب از دهان تراوش شدن
drool اب از دهان تراوش شدن
aboral نقطه مقابل دهان
gagged دهان بند بستن
throw to the wolves <idiom> به دهان گرگ انداختن
swearer ادم بد دهان وفحاش
mugs ساده لوح دهان
clump block قرقره دهان گشاد
mug ساده لوح دهان
yap [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
mugged ساده لوح دهان
mugging ساده لوح دهان
socket کام [سقف دهان]
to escape one's lips از دهان کسی در رفتن
toadfish ماهی دهان گشاددریایی
squiggle در دهان قرقره کردن
gag دهان بند بستن
to gape با خیره دهان باز کردن
aftertaste اثر و طعم غذا در دهان
a hand to mouth existence <idiom> دست به دهان زندگی کردن
gaped نگاه خیره با دهان باز
living from hand to mouth <idiom> دست به دهان زندگی کردن
aftertastes اثر و طعم غذا در دهان
To sound someone out . To feel someones pulse . مزه دهان کسی را فهمیدن
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
gapes نگاه خیره با دهان باز
stomatitis ورم مخاط دهان ولثه
gape نگاه خیره با دهان باز
cyclostomate وابسته به جانور دهان گرد
cyclostomatous وابسته به جانور دهان گرد
saliva test ازمایش بزاق دهان اسب
gaping نگاه خیره با دهان باز
hand to mouth reaction واکنش دست به دهان بردن
he did not open his lips دهان نگشود سخن نگفت
To be flabbergasted (bewildered). انگشت به دهان ماندن ( مبهوت شدن )
It melts in the mouth در دهان آب میشود(نرم و لذیذ است )
vibrissa سبیل وموی اطراف دهان حیوان
To do something the hard way . to do something in a roundabout way. لقمه را از دور سر توی دهان گذاشتن
jump into the lion's mouth <idiom> خود را توی دهان افعی انداختن
open hearth کوره فولاد سازی دهان باز
canker sore زخم وقرحه کوچک مخصوصادر دهان
bits میله فلزی داخل دهان اسب
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
face hold گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
bit میله فلزی داخل دهان اسب
muffle دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
agape مبهوت متعجب با دهان باز درشگفت
muffles دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
muffling دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
gapes خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaped خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
respirators دستگاه تنفس مصونوعی دهان بند طبی
foul hooked ماهی گرفته شده با قلاب ازبیرون دهان
granulose ماده اصلی نشاسته که اب دهان انراشیرین میسازد
gaping خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
To be a good conversationalist . دهان گرمی داشتن ( خوش صحبت بودن )
gawps با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawping با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
Never look a gift horse in the mouth. <proverb> دهان اسب پیشکشى را هرگز معاینه نکن .
gawped با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com