English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English Persian
remount دوباره بالا رفتن
remounted دوباره بالا رفتن
remounting دوباره بالا رفتن
remounts دوباره بالا رفتن
Other Matches
reship دوباره در کشتی رفتن
aspired بالا رفتن
upwards <adv.> به بالا [رفتن]
aspires بالا رفتن
Mts بالا رفتن
Mt بالا رفتن
aspire بالا رفتن
ascendance بالا رفتن
soar بالا رفتن
soared بالا رفتن
soars بالا رفتن
aspiring بالا رفتن
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
ascendible قابل بالا رفتن از
ascendable قابل بالا رفتن از
upwell بطرف بالا رفتن
sewsaw بالا و پائین رفتن
casual uplift بالا رفتن موقتی
climable قابل بالا رفتن
skip بالا وپایین رفتن
fire-raising بالا رفتن اتش
skipped بالا وپایین رفتن
fire raising بالا رفتن اتش
pole climbing از تیر بالا رفتن
skips بالا وپایین رفتن
teetering بالا وپایین رفتن
teeters بالا وپایین رفتن
to increase [to, by] بالا رفتن [به مقدار]
bump بالا و پایین رفتن
teeter بالا وپایین رفتن
teetered بالا وپایین رفتن
heaving بالا و پایین رفتن ناو
climbing بالا رفتن از کوه یادرخت
have money to burn <idiom> پول از پارو بالا رفتن
to whirl up بطور چرخش بالا رفتن
to swirl up بطور چرخش بالا رفتن
climb بالا رفتن از کوه یادرخت
climbs بالا رفتن از کوه یادرخت
climbed بالا رفتن از کوه یادرخت
swaying بالا و پایین رفتن ناو
fluctuable مستعد بالا و پائین رفتن مواج
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
fluctuate نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated نوسان کردن بالا وپایین رفتن
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
seesaw بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
progressive rebate تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
pillaring بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
increase صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
multiplier principle اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
elevation tracking دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
de novo دوباره
bis دوباره
anew دوباره
on more دوباره
revet دوباره
again دوباره
continually دوباره و دوباره
afresh دوباره
reassembled دوباره سوارکردن
refloats دوباره به اب انداختن
regorge دوباره فروبردن
reassembling دوباره سوارکردن
rehear دوباره شنیدن
remake دوباره سازی
reassembles دوباره سوارکردن
reassemble دوباره سوارکردن
digamy عروسی دوباره
refloating دوباره به اب انداختن
refloated دوباره به اب انداختن
refloat دوباره به اب انداختن
reworks دوباره ورزیدن
recoat دوباره اندودن
reworked دوباره ورزیدن
plerosis دوباره پرشدن
redevelop دوباره فاهرکردن
rework دوباره ورزیدن
redevelops دوباره فاهرکردن
reinstate دوباره گماشتن
redeveloped دوباره فاهرکردن
recature دوباره تسخیرکردن
reworking دوباره ورزیدن
A fresh lease of life. عمر دوباره
re-runs دوباره دویدن
re-running دوباره دویدن
Come again <idiom> دوباره تکرار کن.
re-run دوباره دویدن
re-ran دوباره دویدن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
once more دوباره باردیگر
reinstated دوباره گماشتن
reinstates دوباره گماشتن
reinstating دوباره گماشتن
refill دوباره پرکردن
refill دوباره پر کردن
refilled دوباره پرکردن
refilled دوباره پر کردن
refilling دوباره پرکردن
refilling دوباره پر کردن
refills دوباره پرکردن
refills دوباره پر کردن
redintegrate دوباره مستقرشونده
refillable دوباره پر کردنی
reelect دوباره گزیدن
re construction دوباره سازی
reenagement استخدام دوباره
reproducer دوباره تولیدکننده
re count دوباره شمردن
redeveloping دوباره فاهرکردن
fox message پیام دوباره
come back دوباره مد شدن
reproduction تولید دوباره
resell دوباره فروختن
resorb دوباره بعلیدن
reseats دوباره نشاندن
render دوباره دادن
rendered دوباره دادن
renders دوباره دادن
readjusts دوباره تعدیل
readjusting دوباره تعدیل
readjusted دوباره تعدیل
second check بررسی دوباره
readjust دوباره تعدیل
resorption بلع دوباره
retakes دوباره گرفتن
rewrite دوباره نوشتن
rebirth تولد دوباره
replenishment دوباره پرکردن
repeat دوباره گفتن
recurring دوباره فاهرشونده
repeat دوباره ساختن
repeats دوباره گفتن
repeats دوباره ساختن
retaking دوباره گرفتن
reseat دوباره نشاندن
repullulate دوباره درامدن
reseated دوباره نشاندن
reseating دوباره نشاندن
rewriter دوباره نویس
recapturing دوباره تسخیرکردن
recaptures دوباره تسخیرکردن
replenish دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
retake دوباره گرفتن
resurge دوباره برخاستن
encore دوباره بنوازید
retransmit دوباره فرستادن
encores دوباره بنوازید
reconstruction دوباره سازی
reconstructions دوباره سازی
refreshing دوباره سازی
reproduce دوباره تولیدکردن
revest دوباره گماشتن
recaptured دوباره تسخیرکردن
recapture دوباره تسخیرکردن
reproducing دوباره تولیدکردن
reinvest دوباره گماشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com