Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
load reversal
دوره بارگذاری متناوب
Other Matches
clocks
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clock
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
alternates
متناوب کردن متناوب بودن
alternate
متناوب کردن متناوب بودن
alternated
متناوب کردن متناوب بودن
loading
بارگذاری
direct load
بارگذاری مستقیم
rate of loading
میزان بارگذاری
overloading
اضافه بارگذاری
total charge
بارگذاری کامل
overloading
بارگذاری اضافه
dynamic loading
بارگذاری جنبشی
indirect loading
بارگذاری غیرمستقیم
load sharing
شراکت در بارگذاری
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
emergency loading
بارگذاری فوق العاده
transverse loading
بارگذاری روی پایه
loading on alternate spans
حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
spin wall
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
soil improvement
بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
periodic stock check
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
periodic
متناوب
intermissive
متناوب
interrupted
متناوب
alternating
متناوب
altern
متناوب
intermittent
متناوب
spotty
متناوب
intremittent
متناوب
continual
متناوب
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
interchange
متناوب ساختن
alternative reinforcement
تقویت متناوب
alternating load
بار متناوب
work interval
کار متناوب
spasmodic efforts
کوشش متناوب
staggers
متناوب تردیدداشتن
interchanged
متناوب ساختن
alternating stress
تنش متناوب
alternating quantity
کمیت متناوب
alternating perspective
نمای متناوب
fluctuating load
بار متناوب
differential compaction
تراکم متناوب
intermittently
بطور متناوب
alternative current
جریان متناوب
jerky
تشنجی متناوب
relief interval
استراحت متناوب
interchanging
متناوب ساختن
interchanges
متناوب ساختن
alternating field
میدان متناوب
alternating current
جریان متناوب
pealing
طنین متناوب
gating
قطع متناوب
keying
قطع متناوب
peal
طنین متناوب
pealed
طنین متناوب
interval exercises
تمرینهای متناوب
intermitter
متناوب کننده
intermittent reception
موجگیری متناوب
intermittent error
خطای متناوب
alternators
متناوب ساز
intermittent current
جریان متناوب
alternator
متناوب ساز
periodic
متناوب پریودیک
off and on
بطور متناوب
peals
طنین متناوب
periodic duty
کار متناوب
alternate track
شیار متناوب
flow
حرکت متناوب
flowed
حرکت متناوب
flows
حرکت متناوب
alternate
تعویض متناوب
alternating arc
قوس متناوب
alternated
تعویض متناوب
AC
برق متناوب
staggering
متناوب تردیدداشتن
alternating copolymer
همبسپار متناوب
stagger
متناوب تردیدداشتن
alternates
تعویض متناوب
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
single phase alternating current
جریان متناوب یک فازه
industrial alternating current
جریان متناوب صنعتی
implusive discharge
تخلیه غیر متناوب
power of alternating current
توان جریان متناوب
reciprocating
دارای حرکت متناوب
variations
نوسان متناوب پراکندگی
forced alternating current
جریان متناوب فشرده
intermittent rating
کار اسمی متناوب
free alternating current
جریان متناوب هرز
rectification of an alternating current
یکسوکنندگی جریان متناوب
alternates
یک درمیان امدن متناوب
alternated
یک درمیان امدن متناوب
magnitude of alternating current
دامنه جریان متناوب
diagonal flow compressor
کمپرسور با جریان متناوب
alternate
یک درمیان امدن متناوب
variation
نوسان متناوب پراکندگی
three phase alternating current
جریان متناوب سه فازه
alternators
مولد جریان متناوب
alternating axis of symmerty
محور تقارن متناوب
alternator
مولد جریان متناوب
alternator
دینام جریان متناوب
alternating current circuit
مدار جریان متناوب
alternating current generator
مولد جریان متناوب
alternators
دینام جریان متناوب
alternating current motor
موتور جریان متناوب
alternating stress test
ازمایش تنش متناوب
alternating current instrument
سنجه جریان متناوب
alternating current magnet
مغناطیس جریان متناوب
intermittent rain
بارش متناوب باران
magneto bell
زنگ اخبار جریان متناوب
welding altrnator
مولد جوش جریان متناوب
cycle
بصورت متناوب فاهر شدن
cycles
بصورت متناوب فاهر شدن
cycled
بصورت متناوب فاهر شدن
high frequency alternating current
جریان متناوب فرکانس بالا
multiphase alternating current
جریان متناوب چند فازه
synchronous alternator
مولد جریان متناوب سنکرون
impedance
مقاومت جریان متناوب امپدانس
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
initial alternating short circuit curren
جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
systaltic
منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
alternators
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternator
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
impedance
مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
torose
استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
inter laminate
[در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
interlaminate
در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
inverter
وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
invisible
مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
capacitor start induction motor
موتور متناوب که رتور ان توسط ولتاژ القاء شده از سیم پیچ میدان تحریک میشود
stroboscope
وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
satelloid
ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
orthoferrite
یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
ups
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
uninterruptable power supply
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
two way alternate operation
عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
stadiums
دوره
perimeters
دوره
perimeter
دوره
periods
دوره
cycles
دوره
one's d.
دوره
careered
دوره
era
دوره
eras
دوره
instar
دوره
phase
دوره
phased
دوره
outlining
دوره
phases
دوره
outlines
دوره
outlined
دوره
he has run his race
دوره
outline
دوره
Ice Age
دوره یخ
periphery
دوره
rhythms
دوره
cycled
دوره
period
دوره
cycle
دوره
sessions
دوره
session
دوره
peripheries
دوره
career
دوره
rims
دوره
rim
دوره
term
دوره
careering
دوره
termed
دوره
terming
دوره
reviewal
دوره
set
دوره
border
دوره
bordered
دوره
bordering
دوره
epochs
دوره
pool
دوره
pooled
دوره
pools
دوره
epoch
دوره
setting up
دوره
course
: دوره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com