English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
guarantee period دوره ضمانت
Other Matches
pecuniary liability ضمانت ضمانت جبران خسارت
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
bond ضمانت
warrant ضمانت
sponsorship ضمانت
pledge [archaic] [guaranty] ضمانت
warranting ضمانت
warranted ضمانت
guarantee ضمانت
guaranty ضمانت
guarantee ضمانت
bail ضمانت
guarantees ضمانت
guaranteed ضمانت
warranty ضمانت
suretyship ضمانت
guaranty ضمانت
gurantee ضمانت
mainprise ضمانت
warrants ضمانت
warranties ضمانت
sponsored by به ضمانت
sponsion ضمانت
warranty ضمانت
answer ضمانت کردن
sponsors ضمانت کردن
upon bail بقیه ضمانت
insure ضمانت کردن
sponsoring ضمانت کردن
pledges وثیقه ضمانت
sponsor ضمانت کردن
vouch ضمانت کردن
warranty ضمانت نامه
warranties ضمانت نامه
assurances ضمانت وثیقه
assurance ضمانت وثیقه
suretyship عقد ضمانت
bonded ضمانت شده
vouch for ضمانت کردن
pledging وثیقه ضمانت
pledged وثیقه ضمانت
pledge وثیقه ضمانت
sanction ضمانت اجرا
guarantor ضمانت کننده
guarantors ضمانت کننده
responsibilities ضمانت جوابگویی
responsibility ضمانت جوابگویی
sanctions ضمانت اجرا
sanctioning ضمانت اجرا
sanctioned ضمانت اجرا
bond پیوستگی ضمانت
fiduciary bond ضمانت شرافتی
joint and several guarantee ضمانت تضامنی
bondholder ضمانت دار
bail bond ضمانت نامه
irreplevisable ضمانت برندار
irrepleviable ضمانت برندار
contract guarantee ضمانت قرارداد
limplied warranty ضمانت ضمنی
express warranty ضمانت صریح
pecuniary liability ضمانت پولی
guaranty ضمانت نامه
bailable قابل ضمانت
letter of indemnity ضمانت نامه
answers ضمانت کردن
answered ضمانت کردن
guarantees ضمانت کردن
bank guarantee ضمانت بانکی
bank bond ضمانت بانکی
guaranteed ضمانت کردن
guarantee ضمانت کردن
answering ضمانت کردن
bilable ضمانت بردار
to bail out با ضمانت از زندان دراوردن
stand surety for a person ضمانت کسی را کردن
warrants ضمانت کردن مجوز
warrant ضمانت کردن مجوز
warranted ضمانت کردن مجوز
warranting ضمانت کردن مجوز
board exchange warranty ضمانت تعویض برد
bailment رهایی به قید ضمانت
bank guarantee ضمانت نامه بانکی
act as surety کفالت یا ضمانت کردن
guarantees شخص ضمانت شده
to go bail for any one ضمانت کسی راکردن
sanction ضمانت اجرایی قانون
it is not protected by sanctions ضمانت اجرایی ندارد
joint bond تعهد یا ضمانت مشترک
warrent ضمانت یاتعهد کردن
to stand surety for any one ضمانت کسیرا کردن
guarantee شخص ضمانت شده
bail تضمین ضمانت کردن
guaranteed شخص ضمانت شده
the watch is warranted ضمانت شده است
sanctions ضمانت اجرایی قانون
i guarantee his appearance من ضمانت می کنم که حاضرشود
able to justify bail قادر به تقبل ضمانت
sanctioning ضمانت اجرایی قانون
sanctioned ضمانت اجرایی قانون
bid bond ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
to vouch for any one's honesty ضمانت درستی کسی را کردن
tender guarantee ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
tender bonds ضمانت نامههای مناقصه یامزایده
good performance guarantee ضمانت حسن انجام کار
open credit اعتبار بدون ضمانت نامه
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
guaranty تضمین ضمانت یا تعهد کردن
pledgor دهنده ضمانت یابیعانه یا قول
performance guarantee ضمانت حسن انجام کار
pledgeor دهنده ضمانت یابیعانه یا قول
waging ضمانت حسن انجام کار
sanctioned مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctions مجوز جریمه ضمانت اجرا
repayment guarantee ضمانت استرداد پیش پرداخت
sanctions ضمانت اجرایی معین کردن
wage ضمانت حسن انجام کار
sanctioned ضمانت اجرایی معین کردن
wages ضمانت حسن انجام کار
average bond ضمانت نامه جبران خسارت
sanctioning مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctioning ضمانت اجرایی معین کردن
sanction مجوز جریمه ضمانت اجرا
guarantees ضمانت نامه تضمین کردن
sanction ضمانت اجرایی معین کردن
guaranteed ضمانت نامه تضمین کردن
guarantee ضمانت نامه تضمین کردن
waged ضمانت حسن انجام کار
vouch ضمانت کردن مسئول واقع شدن
30% down payment against bank guaranty ۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
local parole زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
accommodation bill براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
del credere ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
bareboat charter ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
warranting اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrant اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warranted اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrants اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
to pass one's word for another از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
instar دوره
he has run his race دوره
cycled دوره
stadium دوره
periphery دوره
stadia دوره
career دوره
rhythm دوره
careered دوره
to have ones fling دوره
stadiums دوره
careering دوره
felloe دوره
rhythms دوره
careers دوره
perimeter دوره
peripheries دوره
rim دوره
one's d. دوره
cycles دوره
periodicity دوره
felly دوره
perimeters دوره
Ice Age دوره یخ
era دوره
eras دوره
phase دوره
phased دوره
epochs دوره
epoch دوره
phases دوره
rims دوره
cycle دوره
reviewal دوره
terming دوره
termed دوره
circuit دوره
contemporaries هم دوره
contemporary هم دوره
coursed : دوره
pools دوره
bordering دوره
edges دوره
bordered دوره
pooled دوره
pool دوره
circuits دوره
course : دوره
periods دوره
border دوره
compass دوره
sets دوره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com