English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
alarm push دکمه اژیر
Other Matches
single-breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
alarms اژیر
audible alarm اژیر
alarmingly اژیر
alarmed اژیر
tocsin اژیر
tell tale اژیر
alarm اژیر
alarm box اژیر
gas alarm اژیر گازی
sirens اژیر دریایی
warning net شبکه اژیر
alarms اژیر خطر
siren اژیر دریایی
warnings اژیر هشدار
warning اژیر هشدار
alarm اژیر خطر
alarmed اژیر خطر
alarmingly اژیر خطر
sirens اژیر حوری مانند
siren اژیر حوری مانند
fire alarm اژیر اتش نشانی
barrel switch کلید انشعاب اژیر
extention alarm push جعبه انشعاب اژیر
short blast اژیر کوتاه ناو
active اژیر کنشی کاریک
sirenic اژیر حوری مانند
alarm signal علامت اژیر خطر
fire alarms اژیر اتش نشانی
general alarm اژیر اعلام خطر عمومی
danger signal اژیر یا بوق اعلام خطر
foghorn شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorns شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
mountee اژیر مخصوص اماده کردن توپهای ناو
button دکمه
knop دکمه
gemma دکمه
stop knob دکمه
reset button دکمه
botton دکمه
bottle flower گل دکمه
buttoning دکمه
buttons دکمه
knobs دکمه
tuberculum دکمه
knob دکمه
shooting adjustment keys دکمه
button hole جا دکمه
shutter release button دکمه
tubercle دکمه
tubers دکمه
tuber دکمه
buttoned دکمه
buttonhook قلاب دکمه
buttonhook سگک دکمه
snap fastener دکمه فشاری
buttonhook دکمه انداز
snap fastener دکمه قابلمه
sleeve link دکمه زنجیری
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
knobbed دکمه دار
gemmule دکمه گیاهک
gemmiparous دکمه اور
flue stop دکمه ارگ
mouse button دکمه ماوس
radio button دکمه رادیو
double breasted کت چهار دکمه
cuff دکمه سردست
cuffed دکمه سردست
cuffing دکمه سردست
buttonholed سوراخ دکمه
buttonholes سوراخ دکمه
buttonholing سوراخ دکمه
buttonhole سوراخ دکمه
cuffs دکمه سردست
unbutton گشودن دکمه
unbuttoned گشودن دکمه
unbuttoning گشودن دکمه
push button دکمه فشاری
unbuttons گشودن دکمه
olivette دکمه هسته خرمایی
olivet دکمه هسته خرمایی
buttoned هرچیزی شبیه دکمه
stud دکمه سردست دسته
button هرچیزی شبیه دکمه
buttoning هرچیزی شبیه دکمه
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
condenser adjustment knob دکمه تنظیم تراکم
coarse adjustment knob دکمه تنظیم زیرین
canopy release knob دکمه برقراری سایبان
viewfinder adjustment keys دکمه یابنده هدف
door stop دکمه کله قندی
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
push botton دکمه زنگ اخبار
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
boutonniere بریدگی یاشکاف جای دکمه
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
eying دکمه یا گره سیب زمینی
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing دکمه یا گره سیب زمینی
eye دکمه یا گره سیب زمینی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
farcy button دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
farcy bud دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
boutonniere گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
etui جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
righted دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
right دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
pushbutton آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
programmable function keyboard صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
reefing jacket یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
clicks تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
to make a typing error [mistake] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to make a typo [American E] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
clicked تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
O.K. دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
click تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicking فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
Programs menu زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
doubled ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
taskbar میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
shift click ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
tam o' shanter کلاه منگوله دار یا دکمه دار
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com