English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
bulwark دیواره محافظ
bulwarks دیواره محافظ
banch wall دیواره محافظ
Search result with all words
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
Other Matches
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
guards صفحه محافظ روکش محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
wall دیواره
walls دیواره
embankment دیواره
bulkheads دیواره
embankments دیواره
bulwark دیواره سد
bulwarks دیواره سد
septum دیواره
rim دیواره
rims دیواره
bulkhead دیواره
curtains دیواره
barrier دیواره
dissepiment دیواره
parapet دیواره
cliffs دیواره
causey دیواره
cliff دیواره
partition دیواره
echal دیواره
parapets دیواره
escarpments دیواره
partitions دیواره
escarpment دیواره
barriers دیواره
sausage dam دیواره تورسنگی
banch wall دیواره پشتیبان
collision bulkhead دیواره ضد تصادم
guide wall دیواره راهنما
training wall دیواره راهنما
insulated wall دیواره عایق
collision bulkhead دیواره نشکن
approach wall دیواره ورودی
wing wall دیواره جانبی
basket dam دیواره سبدی
groyne سد یا دیواره ساحلی
bulkheads تیغه دیواره
arch-facade دیواره ی مشبکی
snow fence دیواره برفگیر
parapet محجر دیواره
parapets محجر دیواره
bulkhead تیغه دیواره
bank genesis پیدایش دیواره
cordon سرپوش دیواره
hatch coaming دیواره دور دریچه
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
coaming دیواره دور دریچه ها
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
bullword دیواره روی پل کشتی
levee دیواره ساحلی رودخانه
bank effect اثر دیواره کانال
ice foot دیواره یخ درنواحی شمال
positive cut off دیواره اب بند کامل
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
gunwale لبه بالایی دیواره قایق
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
padeye حلقه ثابت دیواره پل ناو
tambour دیواره متحرک چوبی ساختن
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
kickbacks دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
kickback دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
petard خرج تخریب دیواره و پایه پل
fireback دیواره عقبی کوره یابخاری
scabbing نفوذ بسکها درداخل دیواره هدف
uncased well چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
lined well چاهی که دیواره ان با سنگ پوشش شده باشد
toes ان قسمت از پی دیواره حائل که روی ان خاک ریزی میشود
scabbing بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
toe ان قسمت از پی دیواره حائل که روی ان خاک ریزی میشود
screen محافظ
protective محافظ
keeper محافظ
screens محافظ
guardian محافظ
guardians محافظ
screening, screenings محافظ
screened محافظ
preservative محافظ
herder محافظ
shelterer محافظ
preservatives محافظ
guard محافظ
keepers محافظ
preserver محافظ
guarding محافظ
guards محافظ
tide mark علامتی که مد به هنگام پائین رفتن از خود بر دیواره یاساحل میگذارد
integral tank تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
protective cover روکش محافظ
face guard ماسک محافظ
escort guard گارد محافظ
mouthguard محافظ دندان
surveillant محافظ بپا
protective contact کنتاکت محافظ
protective clothing روپوش محافظ
cowling روپوش محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
conservator نگهدارنده محافظ
protect fuse فیوز محافظ
preservative coating روکش محافظ
exposure suit لباس محافظ
line choking coil پیچک محافظ خط
line choking coil پیچک محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
squirrel cage قفسه محافظ
guard plank تخته محافظ
sustentacular نگهدارنده محافظ
heel cut محافظ پاشنه پا
fender curbs جدول محافظ
vizard نقاب محافظ
protective switch کلید محافظ
protective reactor راکتانس محافظ
thoracopods قفسه محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
jet blast deflector توری محافظ
protective earthing زمین محافظ
light shield محافظ نور
shielded plate صفحه محافظ
casing لوله محافظ
helmets ماسک محافظ
guarding محافظ گارد
pod پوسته محافظ
pods پوسته محافظ
helmet ماسک محافظ
frigates ناو محافظ
casings لوله محافظ
guards محافظ گارد
frigate ناو محافظ
goggles عینک محافظ
guard محافظ گارد
parried محافظ باش
backing material مواد محافظ
parrying محافظ باش
parry محافظ باش
parries محافظ باش
crankum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
Crinkle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
crinkum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
crankle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
fire curtain پرده محافظ اتش
sconce پرده یاپوشش محافظ
packing ماده محافظ کالاها.
facing روکش محافظ دیوار
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
protective coat لایه یا قشر محافظ
hoods پوشش محافظ چیزی
leathers لباس چرمی محافظ
hood پوشش محافظ چیزی
shells عامل محافظ حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
loricate دارای پوسته محافظ
on guard بحالت محافظ باش
protective layer لایه یا روکش محافظ
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
shell عامل محافظ حفاظ
handshield سپر محافظ جوشکاری
windshields شیشه محافظ باد
face mask ماسک محافظ صورت
escort of the standard گارد محافظ پرچم
escort of the color گارد محافظ پرچم
windshield شیشه محافظ باد
chain case جعبه محافظ زنجیر
coquille محافظ دست شمشیرباز
bracer محافظ بازوی کمانگیر
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
shield حفاظ پوشش محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
bent محافظ قالب بتن
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
bib محافظ گلوی شمشیرباز
tutelary دارای محافظ وحامی
glacis حصاریا مانع محافظ
facings روکش محافظ دیوار
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
choir-screen [دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
three cushion billiards بیلیارد فرانسوی با ضربه به 2 گوی دیگر بعد از تماس با3 دیواره میز
choire-enclosure [دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
eave [محافظ روی پشت بام]
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com