English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (9 milliseconds)
English Persian
apple desktop interface رابط رومیزی اپل
Other Matches
principal line خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
desktop رومیزی
table linen رومیزی
tablecover رومیزی
tablecloths رومیزی
tablecloth رومیزی
table cloth رومیزی
table telephone تلفن رومیزی
pine pong تنیس رومیزی
desk calculator حسابگر رومیزی
desktrop accessory وسیله رومیزی
table instrument وسیله رومیزی
desktop computer کامپیوتر رومیزی
bench micrometer میکرومتر رومیزی
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
table set وسیله رومیزی
bench milling machine ماشین فرز رومیزی
bench stone سنگ سمباده رومیزی
desk accessory لوازم رومیزی یا روزمره
apple desktop bus گذر رومیزی اپل
baize نوعی فلانل رومیزی
bench tapping machine ماشین مته رومیزی
desktop publishing program برنامه نشریه رومیزی
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
tapis پارچه منقوش پردهای یا رومیزی یا فرش
steak knife کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
desk checking فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
desktop ترکیب نمایش گرافیکی . نشر رومیزی و چند رسانهای . این عبارت ابتدا توسط سیستم Apple استفاده شد
teacloth رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloths رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
point of intersection رابط
connector رابط
wiring connector رابط
adapter رابط
internuncial رابط
go between رابط
copulative رابط
connective رابط
fitting رابط
liaison رابط
link رابط
interface رابط
liaisons رابط
interfaces رابط
serial interface رابط سری
patch cord سیم رابط
connecting tube لوله رابط
standard interface رابط استاندارد
connecting rod میله رابط
connecting cable کابل رابط
edge connector رابط لبه
ediswan connector رابط ادیسوان
link chain زنجیر رابط
reducing adaptor رابط کاهنده
enlarging adapter رابط فزاینده
internuncial neuron نورون رابط
reducer لوله رابط
connections میلههای رابط
parallel interface رابط موازی
cylinderical fit رابط استوانهای
fuse wire رابط فیوز
logical connector رابط منطقی
push rod میل رابط
logical connective رابط منطقی
push rod میله رابط
continuity equation رابط پیوستگی
connector switch کلید رابط
connector plug دوشاخه رابط
centronics interface رابط موازی
feeder canal نهر رابط
inductor hose لوله رابط
interface card کارت رابط
internuncio رابط پیک
bays پل رابط در پل شناور
lead in wire سیم رابط
bayed پل رابط در پل شناور
bay پل رابط در پل شناور
interneuron نورون رابط
journals شفت رابط
journal شفت رابط
link شاخه رابط
baying پل رابط در پل شناور
lead رابط برق
high line پل رابط اصلی
box connector رابط جعبه
bent adaptor رابط خمیده
link belt تسمه رابط
fuse link رابط فیوز
liaison officer افسر رابط
leads رابط برق
ground liaison رابط زمینی
lamp connector رابط لامپ
high fidelity receiver گیرنده رابط
trunk line رابط ترانک
liaises رابط نظامی بودن
flared fitting رابط قیفی شکل
dry cell connector رابط پیل خشک
intervening variable متغیر فرضی رابط
machine address محل یک شی در رابط ه با مبدا
liaised رابط نظامی بودن
cell connector رابط پیل باتری
battery connector رابط پیل باتری
artillery liaison officer افسر رابط توپخانه
triatic stay بکسل رابط ناو
liaising رابط نظامی بودن
anterior commissure بافت رابط قدامی
air liaison officer افسر رابط هوایی
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
liaise رابط نظامی بودن
test lead رابط برق ازمایش
expression فرمول یا رابط ه ریاضی
cross tree رابط عرضی دکلها
crawl trench خطوط رابط سنگرها
command liaison شبکه رابط یکان
switch position موضع رابط دفاعی
commissure بافت عصبی رابط
commissural fibres رشتههای عصبی رابط
command liaison افسر رابط فرماندهی
expressions فرمول یا رابط ه ریاضی
relay post پست رابط ستون
programmable communications interface رابط مخابراتی برنامه پذیر
to catch the connection وسیله نقلیه رابط را گرفتن
api رابط یامیانجی برنامه کاربردی
air transport liaison officer افسر رابط ترابری هوایی
interface وصل کردن از طریق رابط
application program interface میانجی یا رابط برنامه کاربردی
commissurotomy برداشتن بافت عصبی رابط
interfaces وصل کردن از طریق رابط
crawl trench سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
ditch گودال سنگر رابط خندق کندن
ditched گودال سنگر رابط خندق کندن
cylinderical limit gage دستگاه اندازه گیر رابط استوانهای
ditches گودال سنگر رابط خندق کندن
sbc RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
cross bleed سیستم نیوماتیکی رابط بین موتورها
floating محل مخصوص در رابط ه با آدرس مرجع
logical connective رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
logical operators رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
publish 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publishes 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
venn diagram نمایش گرافیکی رابط ه بین وضعیتهای سیستم یا مدار
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
interface human machine interface امکانات بهبود رابط ه بین کاربرد و سیستم کامپیوتری
relations between load, shear and moment رابط بین بار و نیروی برشی و لنگر خمشی
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
line haul خط رابط بین کلماتی که نصف ان در سطر بعد واقع شده
functioned لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
functions لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
eia interface یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
relational database پرش پایگاه داده که حاوی عملگرهای رابط های است
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
ccitt v. در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
graphs نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
graph نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
crankpin قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
quick disconnect نوعی رابط الکتریکی که دونیمه منطبق شونده اش بطورسریع باز و بسته میشود
decision جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decisions جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
presentation manager تهیه شده است IB , icrosoftیک میانجی رابط نگارهای ورابط برنامه نویسی کاربردی
privilege وضعیت کاربرد در رابط ه با نوع برنامه که اجرا میکند ومنابعی که میتواند استفاده کند
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
phenolic epoxy خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
electronic 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
idle wheel دنده چرخ رابط بین دو چرخ
flattest برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
flat برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
relay post پست رابط پست واسطه
fuse unit رابط فیوز نگهدارنده فیوز
actions حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
action حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
cut out وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
rs c استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com