English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
English Persian
fleshpots راحتی جسمانی
Other Matches
carnal جسمانی
fleshly جسمانی
physical جسمانی
corporeal جسمانی
physical handicap معلولیت جسمانی
physical movement حرکت جسمانی
materials مادی جسمانی
outworld دنیای جسمانی
marasmus پژمردگی جسمانی
in the f. بصورت جسمانی
corporeality جسمانی بودن
physical fitness امادگی جسمانی
corporality هستی جسمانی تن
sensual شهوانی جسمانی
incorporating غیر جسمانی
incorporates غیر جسمانی
incorporate غیر جسمانی
temporal جسمانی زمانی
earthen مادی جسمانی
worldly جسمانی مادی
bodily واقعا جسمانی
material مادی جسمانی
fleshpot لذایذ جسمانی
sensuousness پیروی جسمانی
sentience حساسیت جسمانی
somatization جسمانی کردن
bodily harm صدمه جسمانی
physical مادی جسمانی
eases راحتی
comfortableness راحتی
eased راحتی
easing راحتی
convenience راحتی
conveniences راحتی
relief راحتی
ease راحتی
rough up <idiom> حمله وصدمه جسمانی
physical fitness امادگی عمومی جسمانی
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
physical aptitude test ازمون استعداد جسمانی
physical anthropology انسان شناسی جسمانی
the outward man ادم جسمانی جسم
dysaesthesia اختلال حواس جسمانی
carnally بطور جسمانی یا شهوانی
anthropometry انسان سنجی جسمانی
profaneness وابستگی بچیزهای جسمانی
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
stresses تنش جسمانی- روانی
stressing تنش جسمانی- روانی
substantiate ماهیت جسمانی دادن به
substantiated ماهیت جسمانی دادن به
incarnate دارای شکل جسمانی
substantiating ماهیت جسمانی دادن به
tussles مسابقه جسمانی کشمکش
tussled مسابقه جسمانی کشمکش
stress تنش جسمانی- روانی
tussling مسابقه جسمانی کشمکش
substantiates ماهیت جسمانی دادن به
tussle مسابقه جسمانی کشمکش
slack suit لباس راحتی
easement راحتی اسایش
armchairs صندلی راحتی
shoepac کفش راحتی
slippers کفش راحتی
shoepack کفش راحتی
armchair صندلی راحتی
pantofle کفش راحتی
morris chair صندلی راحتی
sandals کفش راحتی
plimsoll کفش راحتی
davenport نیمکت راحتی
plimsolls کفش راحتی
arm chair صندلی راحتی
comforters راحتی بخش
sandal کفش راحتی
slipper کفش راحتی
comforter راحتی بخش
infantilism کندی رشد جسمانی وعقلانی
habitus وضعیت ساختمان جسمانی هیکل
sock کفش راحتی بی پاشنه
unaccommodated بدون وسایل راحتی
warm one's blood/heart <idiom> احساس راحتی کردن
accommodations منزل وسایل راحتی
accommodation منزل وسایل راحتی
discomfort relief ratio بهر راحتی- ناراحتی
peacefulness راحتی صلح جوئی
circulating آنچه به راحتی می چرخد
juliet کفش راحتی زنانه
off duty مرخصی راحتی نگهبانی
hard as nails <idiom> ازلحاظ جسمانی قوی درشت وسخت
sit back <idiom> راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
ease of movement سهولت حرکت راحتی مانور
whip up <idiom> به راحتی وسریع به انجام رساندن
huarache کفش راحتی پاشنه کوتاه
security blanket <idiom> استفاده از چیزی برای راحتی
zombiism اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
hammock chair صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
ergonomics علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
reducing تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
plug مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugging مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugs مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
partition تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
partitions تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
MNP 0 پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
lysenkoism نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
icons نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
ikons نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
icon نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
notebook computer که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
rom نرم افزار ذخیره شده در ROM روی کارتریج که به راحتی قابل نصب روی کامپیوتراست .
lounge اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
rocking chairs صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
lounging اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounged اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
faldstool صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
language زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
languages زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com