English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
drive رانش سواری دوندگی
drives رانش سواری دوندگی
Other Matches
dry run رانش ازمایشی رانش تمرینی
legs دوندگی کردن
leg دوندگی کردن
on the run بهر سو دوان دوندگی کنان
drifting رانش
drift رانش
ice pressure رانش یخ
propulsion رانش
buoyancy رانش
drifts رانش
thrust رانش
thrusting رانش
drifted رانش
thrusts رانش
ice load رانش یخ
jet propulsion رانش جت
driving mechanism مکانیزم رانش
driving axle محور رانش
drifting key گووه رانش
drive mechanism مکانیزم رانش
drive fit محل رانش
drift velocity سرعت رانش
drift test ازمایش رانش
arch thrust رانش قوس
arch thrust رانش چفت
arch thrust رانش کمان
axial runout رانش محوری
checkout run رانش وارسی
continental drift رانش قارهای
drag coefficient ضریب رانش
earth load رانش خاک
soil pressure رانش خاک
drive shafts محور رانش
drive shaft محور رانش
trail run رانش ازمایشی
thrust of the arch رانش قوس رانش قوس
test run رانش ازمایشی
program run رانش برنامه
run book دفتر رانش
run time حین رانش
outlet valve دریچه رانش
machine run رانش ماشین
earth pressure رانش خاک
electron drift رانش الکترون
hydraulic oil روغن رانش
drifting force نیروی رانش
image drift رانش تصویر
input drift رانش اولیه
input drift رانش ورودی
running time زمان رانش
active earth pressure رانش کاری خاک
active earth pressure رانش محرک خاک
active earth pressure رانش موثر خاک
catenary suspension اویزش سیم رانش
run time error خطای حین رانش
run رانش دایر بودن
runs رانش دایر بودن
passive earth pressure رانش مقاوم خاک
outlets رانش ابگیر توزیع
outlet رانش ابگیر توزیع
Woman sitting on the man کیر سواری
rides سواری
driving سواری
ride سواری
riding سواری
to take a ride سواری کردن
top boot چکمه سواری
surf موج سواری
hacking jacket کت اسب سواری
hacking jackets کت اسب سواری
jumble سواری کردن
roadster اسب سواری
jumbled سواری کردن
jumbles سواری کردن
jumbling سواری کردن
passenger car trailer تریلرخودروی سواری
saddles سواری کردن
saddled سواری کردن
passenger car اتومبیل سواری
motorcar خودرو سواری
manege اسب سواری
roadsters اسب سواری
saddler اسب سواری
jockeying اسب سواری
trooper اسب سواری
troopers اسب سواری
auto ماشین سواری
surf riding موج سواری
hackney اسب سواری
to take a drive سواری کردن
equitation هنراسب سواری
autos ماشین سواری
saddle سواری کردن
horsemanship اسب سواری
amaxophobia سواری هراسی
surfriding موج سواری
surfing موج سواری
skim boarding موج سواری
cycling دوچرخه سواری
saddle horse اسب سواری
troopers اسب سواری نظامی
riding habits جامه سواری زنانه
to give somebody a ride به کسی سواری دادن
hacking اسب سواری تفریحی
habits لباس سواری زنانه
surfmanship مهارت در موج سواری
harness horse اسب سواری یا بارکش
surfboard تخته موج سواری
riding habit جامه سواری زنانه
trooper اسب سواری نظامی
surfboards تخته موج سواری
outride در سواری پیش افتادن از
drive سواری کردن کوبیدن
drives سواری کردن کوبیدن
motor road جاده موتور سواری
equestrian مربوط به اسب سواری
cavalcades سواری گردش سواره
joo choo seogi ایستادن اسب سواری
jodhpur شلوار چسبان سواری
cavalcade سواری گردش سواره
sailable قابل سواری دردریا
habit لباس سواری زنانه
to learn to ride سواری یاد گرفتن
nags اسب کوچک سواری
bicycle دوچرخه سواری کردن
to go by bicycle دوچرخه سواری کردن
to ride a bicycle دوچرخه سواری کردن
manege اموزشگاه اسب سواری
nagged اسب کوچک سواری
bicycle path مسیر دوچرخه سواری
nag اسب کوچک سواری
bicycles دوچرخه سواری کردن
to give somebody a lift به کسی سواری دادن
velodrome پیست دوچرخه سواری
stick تخته موج سواری شلاق
to get a lift with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to get a ride with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
stage race مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
freestyle موج سواری بامانور ازاد
to get a lift from somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to hitch a lift [ride] from somebody سواری شدن [در خودروی کسی]
wake surfing موج سواری بدنبال قایق
to stand treat هزینه مهمانی یا سواری رادادن
barges تخته بزرگ موج سواری
hotdogging board تخته کوتاه موج سواری
windsurfing موج سواری با تخته و بادبان
ap joo choom ایستادن اسب سواری بجلو
rodeos مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
eventing انواع مسابقه اسب سواری
equitation هنر سواری و مهار اسب
body surf موج سواری بدون تخته
windsurfer تخته موج سواری با بادبان
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
windsurfers تخته موج سواری با بادبان
barged تخته بزرگ موج سواری
barge تخته بزرگ موج سواری
malibu تخته فایبرگلاس موج سواری
rodeo مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
noses دماغه جلویی تخته موج سواری
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to bike دوچرخه سواری کردن [اصطلاح روزمره]
bodysurfing موج سواری روی سینه وشکم
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
haute ecole تمرین اسب سواری از روی مانع
australian pursuit مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
nose دماغه جلویی تخته موج سواری
surf off دور نهایی مسابقه موج سواری
caroche نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
catch a rail برخورد تخته موج سواری باموج و سرنگونی
banking track انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
slides سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slide سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
tourist trophy مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
this ground rides soft این زمین برای سواری نرم است
hang ten سواری تخته موج درحال جلوبودن 01 انگشت پا
tubing ورزش یا تفریح قایق سواری درمسیر رود
italian pursuit مسابقه تعقیبی تیمی دوچرخه سواری از 2 تا 5 نفر
to ride one's horse to death اسب خود رابا سواری زیادازپا در اوردن
to tilt at the ring سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
kermesse مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
floater پاس ارام هوایی تخته بزرگ موج سواری
stalling برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
madison مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
pursuit مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
stall برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
cheats سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
cheated سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
cheat سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
pursuits مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
blown out رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
gun تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
serpentine سواری در طول مانژ با یک رشته پیچ و خمهادر سمت مخالف
guns تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com