English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
motorman راننده موتور
Search result with all words
side car جای اضافی چرخ داردرپهلوی راننده موتور سیکلت سایدکار
Other Matches
drivers راننده اتومبیل راننده ارابه
driver راننده اتومبیل راننده ارابه
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
engine mounting نصب موتور قرارگاه موتور
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
single phase induction motor موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
helmsmen راننده
driving راننده
wheelsman راننده
wheelman راننده
driver راننده
pilot راننده
piloted راننده
pilots راننده
drivers راننده
the man at the wheel راننده
helmsman راننده
steersman راننده
motor man راننده
impelent راننده
driver راننده گرداننده
locomotive driver [British E] راننده قطار
train driver راننده قطار
assistant driver کمک راننده
truckman راننده کامیون
bulldozerer راننده بولدوزر
cabman راننده تاکسی
carter راننده گاری
bus driver راننده اتوبوس
taximan راننده تاکسی
locomotive operator [British E] راننده قطار
power plants پیش راننده
trucker راننده کامیون
locomotive engineer [American E] راننده قطار
drivers راننده گرداننده
railroad engineer [American E] راننده قطار
train operator [American E] راننده قطار
road hog <idiom> راننده بیابان
cabbie راننده تاکسی
cabbies راننده تاکسی
cabby راننده تاکسی
power plant پیش راننده
truckers راننده کامیون
propulsive پیش راننده
hot shoe راننده زبردست
chauffeur راننده ماشین
chauffeurs راننده ماشین
chauffeuring راننده ماشین
chauffeured راننده ماشین
drive's cab اطاق راننده
drive's seat صندلی راننده
driver's mate شاگرد راننده
power unit پیش راننده
timer وقت نگهدار هر راننده
gondoliers راننده کرجی ونیزی
gondolier راننده کرجی ونیزی
hackney man راننده درشکه کرایهای
diver راننده قایق موتوری
motor man راننده واگون یالوکوموتیوبرقی
hackman راننده درشکه کرایهای
pick off رد شدن از راننده دیگر
iceboater راننده قایق روی یخ
catch driver راننده اجیر ارابه
timers وقت نگهدار هر راننده
repellent راننده بیزار کننده
pilots راننده قایق روی یخ
outboarder راننده قایق موتوری
repellents راننده بیزار کننده
piloted راننده قایق روی یخ
ambulanceman راننده یا مسئول آمبولانس
pilot راننده قایق روی یخ
karter راننده اتومبیل کوچک
fly man راننده درشکه تک اسبه کرایهای
provisional driver راننده تازه کار ارابه
cockpits محل ناخدا یا سکاندار یا راننده
puntist راننده کرجی نام دارد
pilots خلبان هواپیما راننده کشتی
piloted خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
cockpit محل ناخدا یا سکاندار یا راننده
road hog راننده متجاوز بحقوق سایررانندگان درجاده
pole sitter راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
corner crew متصدیان اعلام خطر به راننده در سر پیچ
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
teamster راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب ودرشکه
The driver coaxed his bus through the snow. راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
protest flag پرچم قرمز کوچک بعلامت اعتراض راننده قایق
remotely piloted هدایت شونده از راه دور هواپیمای بدون راننده
set down معلق ساختن سوارکار یا راننده ارابه بخاطر خطا
solocross مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
hit-and-run <idiom> حادثهای که راننده ماشین به بیراهه براند بدون اثری
drafting راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
sidecars جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
sidecar جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
predicted log racing مسابقه قایق موتوری باپیشبینی قبلی زمان از طرف راننده
fitcall finding پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
cabs اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
cab اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
driver چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
drivers چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
staging light چراغی که به راننده علامت میدهد که چرخهای اتومبیل درست روی خط قرار دارند
running down case دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
warm gas thruster جت پیش راننده متشکل از گازذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن ازنازل گرم شود
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
jet engine موتور جت
motor- موتور
double row موتور
power head سر موتور
motored موتور
jet engines موتور جت
motor موتور
motors موتور
machinery موتور
engine موتور
sailplane هواپیمای بی موتور
gas engine موتور گازسوز
forced induction engine موتور کمپرسور
rear engine drive موتور عقب
fractional h.p. motor موتور چنداسب
fractional h.p. motor موتور کوچک
fuels سوخت موتور
ramrocket engine موتور رم راکت
fuelling سوخت موتور
four cycle engine موتور چهارزمانه
supercharged engine موتور کمپرسور
four stroke engin موتور چهارزمانه
s.a.e. spark plug شمع موتور اس ا ای
flier پروانه موتور
electromotor موتور برقی
jet engine موتور پرتابی
lubricating oil روغن موتور
engine oil روغن موتور
engine nacelle گهواره موتور
engin speed سرعت موتور
engine mounting تعلیق موتور
engine mount پایه موتور
rocket engine موتور راکت
engine block بلوک موتور
engine dynamometer ترمز موتور
rocket engine موتور موشک
engine controls کنترلهای موتور
motor oil روغن موتور
rotary field motor موتور القائی
engine performance قدرت موتور
fan motor موتور بادبزن
engine seizure گیرپاژ موتور
rear mounted engine موتور عقب
engine with horizontally موتور سیلندرروبرو
repulsion motor موتور پولزیون
rocket motor موتور راکت
electromotor موتور الکتریکی
engine rating توان موتور
jet engines موتور پرتابی
elevating motor موتور بالابر
engine power قدرت موتور
engine breather هواکش موتور
motor transformer مبدل موتور
petrol engine موتور بنزینی
petrol motor موتور بنزینی
main motor موتور اصلی
engine موتور اسباب
pilot motor موتور کوچک
piston engine موتور پیستونی
ionic propelsion موتور یونی
ion engine موتور یونی
reciprocating engine موتور پیستونی
inverted engine موتور وارون
polyphase motor موتور چندفاز
inline engine موتور خطی
decks سکوی موتور
outboard engine موتور برونی
motor speed سرعت موتور
motor output توان موتور
otto carburetor engine موتور بنزینی
deck سکوی موتور
motor launch موتور لنج
motor generator موتور ژنراتور
motor efficiency بازده موتور
motor casing بدنه موتور
motor bracket پایه موتور
motor adapter مقراتصال موتور
decked سکوی موتور
induction motor موتور القائی
induction motor موتور القایی
hot bulb سر سرخ موتور
horse power توان موتور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com