English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English Persian
dacoit راهزن سلاحدارهندی یابرمهای که بادسته راهزنان میرود
Other Matches
billies چماق یاگرز راهزنان
billy چماق یاگرز راهزنان
The bandits stripped him of all his belongines . دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
the pad راهزن
free booter راهزن
brigands راهزن
robbers راهزن
scamp راهزن
bandits راهزن
robber راهزن
highway robber راهزن
brigand راهزن
scamps راهزن
bandit راهزن
freebooter دزددریایی راهزن
footpad راهزن پیاده
knight of the road راهزن پیاده
to take to the road راهزن شدن
highwayman راهزن وسارق جاده
highwaymen راهزن وسارق جاده
bandits راهزن قطاع الطریق
bandit راهزن قطاع الطریق
moss trooper راهزن یا غارتگرمرزی درسده 71 مسیحی
klepht یونانی ای که پس ازفتح یونان ....نگاه میداشت راهزن
he is going میرود
the train runs without a stop میرود
i had no idea he was going که او میرود
the probability is احتمال میرود
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
presumedly احتمال میرود
if he goes اگر او میرود
it wont wash اگرانرابشویندرنگش میرود
in all probability احتمال کلی میرود
bleeders کسی که خونش میرود
bleeder کسی که خونش میرود
neck or nothing یا سر میرود یا کلاه می اید
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
night walker کسیکه در خواب راه میرود
it promisews to be easy امید میرود اسان باشد
indiaman کشتی ای که در بازرگانی باهندبکار میرود
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
grifter فروشندهای که بهمراه سیرک میرود
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
Where does this road lead to? این جاده به کجا میرود؟
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
churchgoers کسی که مرتب به کلیسا میرود
where does this road lead to این راه بکجا میرود
apostrophes که درموارد زیر بکار میرود
the scale preponderates کفه ترازو پایین میرود
moviegoers کسی که اغلب به سینما میرود
churchgoer کسی که مرتب به کلیسا میرود
moviegoer کسی که اغلب به سینما میرود
such goods will sell very high اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
saltigrade کارتنهای که باجست وخیزراه میرود
apostrophe که درموارد زیر بکار میرود
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
lampron چراغ فیتلهای که درچراغانی بکار میرود
companion hatchway راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
companion ladder نردبانی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
studs زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
When is the bus to Pimlico? چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
day-tripper کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
weekender کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
She will only date you if you ... او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
chaperone شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
chaperon شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
lakh سدهزار در شممردن روییه بکار میرود
Which bus goes to the town centre? کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
lapboard تختهای که بعنوان میز تحریربکار میرود
chaperons شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperones شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
playgoer ادمی که قالبا بنمایش میرود نمایشرو
day-trippers کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
pneumatometer الت سنجش هوایی که در یک دم به شش فرو میرود
he walks as if he were drunk چنان راه میرود که گویی مست است
gatecrashers کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
gatecrasher کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
toddies شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
fucus رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
breaking point سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست میدهد و یا از جا در میرود
shirt-tails بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
sneaker کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
sneakers کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
baby siphon سیفون کمکی که در هوابند ابی بکار میرود
shirt-tail بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
bathometer دستگاهی که برای تعیین عمق اب بکار میرود
bay leaf برگ خشک برگبو که دراشپزی بکار میرود
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
boring tubes لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
parotid duct لولهای که از غده بنا گوشی بدهان میرود
wisha برای بیان تعجب فراوان بکار میرود
crosse چوگان پهنی که دربازی گلف بکار میرود
mudflats زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
property master متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
nuggar بکجور کرجی بزرگ که دررودخانه نیل بکار میرود
propety man متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
mudflat زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
inoculum مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
flag stones تخته سنگهایی که برای سنگ فرش بکار میرود
baseboard چوب یا تختهای که بعنوان ستون یا پایه بکار میرود
balbriggan یکنوع پارچهء نخی که برای زیرپوش بکار میرود
aquaplane قطعهء چوبی که برای اسکی ابی بکار میرود
gasogene مادهای که برای ساختن اب گاز دار بکار میرود
aniseed تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
hypodermic syringe کوچکی که برای تزریقات تحت جلدی بکار میرود
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
drier ترکیباتی از فلزات که برای تسریع در خشک شدن رنگهابکار میرود
bow compass نوعی پرگار که برای رسم دایرههای کوچک بکار میرود
remittance man کسیکه بامید دریافت پول ازکسان خود بغربت میرود
in flagrante delicto شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود [قانون]
serinette ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
poetaster is pejorative word شاعرک واژه ایست که برای تحقیر شاعر بکار میرود
the smoking gun شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود [قانون]
roller bandage نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
mashy نام یکی از چوگانهای اهنی که در بازی گلف بکار میرود
dental floss نخی که برای پاک کردن فواصل بین دندانهابکار میرود
windlass ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlasses ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
Molotov cocktail بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
Molotov cocktails بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
laniard طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
manrope طناب کنار نردبان که بجای نرده یا دستگیره بکار میرود
thyratron پریود تخلیه که بعنوان سویچ رله یا ژنراتور بکار میرود
kelvin tube لوله کلوین که جهت اندازه گیری عمق اب بکار میرود
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
chuck جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
distemper ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
goggles عینکی که اطرافش پوشیده شده وبرای محافظت چشم بکار میرود
calliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
hundreds and thousands یکجور شیرینی که مانند است به ساچمه و برای ارایش بکار میرود
toluene مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
chucks جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
splint نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
jelutong ماده رزینی درخت شاهدانه ک ه بجای صمغ ادامس بکار میرود
dry pack مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
gluteus یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود
caliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
froe ابزاری شبیه گوه که برای شکاف تخته والوار بار میرود
bock یکنوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی بکار میرود تیماج
false work تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
vibrator منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
vibrators منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
land plaster صخره گچی فریفی که بعنوان کود برای اصلاح خاک بکار میرود
langrage اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
leno یکجور تور یا گارس که برای پوشش و ارایش کلاه و پرده بکار میرود
bumper توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bumpers توپی که بعلت فاصله کوتاه اززمین بلندمیشود و به سوی سر و سینه توپزن میرود
monochord الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
Sun Microsystems شرکتی که سیستم برنامه نویسی gava را توسعه داد که در صفحات وب گسترده به کار میرود
ferryboats قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferryboat قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
character یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
nitrobenzene ابگونهای که بوی روغن بادام تلخ میدهدو درساختن رنگهای جوهری بکار میرود
characters یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
hi فریاد خوش امد مثل هالو وچطوری و همچنین بجای اهای بکار میرود
deed در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
cellulose acetate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
hyphens برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
hyphen برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
deeds در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
Charbughra چایی دارویست که با زنجفیل و هل درست شده و در آن شکر، شراب، تریاک و حشیش نیز به کار میرود.
dissolve جلوههای ویژه که در نرم افزاری نمایش گرافیکی یا چند رسانهای به کار میرود تاکیفیت تصاویر را تغییر دهد
dissolves جلوههای ویژه که در نرم افزاری نمایش گرافیکی یا چند رسانهای به کار میرود تاکیفیت تصاویر را تغییر دهد
amalgam الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
amalgams الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
game theory این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
carbon seal وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
puncuation نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
jute کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
siva خدای والامقام هندو که ازخدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود
pitot pressure فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
lubber's hole سوراخی در نوک کشتی نزدیک دگل که طناب دگل بوسیله ان بالا وپایین میرود
anti blush tinner ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
barfly کسی که از این میکده به ان میکده میرود
aluminum wool رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
Brontide نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com