English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
janitor راهنمای مدرسه راهنمای مدرسه
janitors راهنمای مدرسه راهنمای مدرسه
Other Matches
army training test راهنمای ازمایشات یکانهای ارتشی راهنمای ازمایش یکانها
dovetail guide راهنمای دم چلچله راهنمای کام وزبانه
staffing guide کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
commander's manual ائین نامه راهنمای فرماندهان راهنمای فرماندهان در امر اموزش
job book کتاب راهنمای انجام کار راهنمای کار تعمیردستگاهها
coast pilot کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
planning guidance راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
school mate هم مدرسه
school age سن مدرسه
academies مدرسه
school fellow هم مدرسه
academy مدرسه
school مدرسه
schoolmate هم مدرسه
schools مدرسه
schoolmates هم مدرسه
senior high school مدرسه متوسطه
head master مدیر مدرسه
philosophy of the lyceum فلسفه مدرسه
preliminary school مدرسه ابتدائی
prep مدرسه مقدماتی
school counselor مشاور مدرسه
trade school مدرسه حرفهای
trade schools مدرسه حرفهای
private school مدرسه ملی
private schools مدرسه ملی
summer school مدرسه تابستانی
summer schools مدرسه تابستانی
school shooting تیراندازی در مدرسه
grade school مدرسه ابتدایی
grammar school مدرسه ابتدایی
grammar schools مدرسه ابتدایی
school phobia مدرسه هراسی
schoolyards حیاط مدرسه
schoolyards محوطهی مدرسه
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
schoolyard محوطهی مدرسه
schoolyard حیاط مدرسه
schoolteachers معلم مدرسه
school truancy مدرسه گریزی
schoolma'am مدیره مدرسه
schoolmarm مدیره مدرسه
secondery school مدرسه متوسطه
technical school مدرسه فنی
unschooled مدرسه نرفته
schoolgirl دختر مدرسه
schoolgirls دختر مدرسه
schoolteacher معلم مدرسه
school تحصیل در مدرسه
schoolwork درس مدرسه
schools تحصیل در مدرسه
satchel کیف مدرسه
satchels کیف مدرسه
janitor فراش مدرسه
schooling مدرسه رفتن
janitors فراش مدرسه
truancy مدرسه گریزی
push rod راهنمای سوپاپ
wage price guideline راهنمای مزد
radar beacon راهنمای رادار
training manual راهنمای اموزشی
ikons راهنمای انتخاب
double vee guide راهنمای وی دوبل
dock master راهنمای حوض
floor walker راهنمای مغازه
shopwalker راهنمای مغازه
pilot راهنمای ناوبری
piloted راهنمای ناوبری
pilots راهنمای ناوبری
telephone books راهنمای تلفن
harbor master راهنمای بندر
guide book راهنمای مسافران
telephone book راهنمای تلفن
piston guide راهنمای پیستون
buoy راهنمای شناور در اب
buoyed راهنمای شناور در اب
buoying راهنمای شناور در اب
buoys راهنمای شناور در اب
icon راهنمای انتخاب
icons راهنمای انتخاب
manual راهنمای کار
column ways راهنمای ستون
run manual راهنمای اجرا
saint bernard سگ راهنمای کوهستان
card guide راهنمای کارت
theological school مدرسه علوم دینی
The last school day. آخرین روز مدرسه
These shoes dont fit me. زنگ مدرسه خورده
high schools مدرسه متوسطه دبیرستان
school readiness امادگی ورود به مدرسه
subprincipal معاون رئیس مدرسه
school of tecnology مدرسه عالی فنی
schooltime ساعات درس مدرسه
prep مدرسه ابتدایی دبستان
high school مدرسه متوسطه دبیرستان
He ran away from scool . از مدرسه فرار کرد
technical college مدرسه عالی فنی
scholastic اقتصادی مدرسه ایها
seminary مدرسه علوم دینی
the school is out مدرسه تعطیل است
faculty اولیای مدرسه دانشکده
faculties اولیای مدرسه دانشکده
seminaries مدرسه علوم دینی
technical colleges مدرسه عالی فنی
finshing school مدرسه تکمیلی دختران
junior college مدرسه فوق دیپلم
play hooky <idiom> از مدرسه یا کار دررفتن
reform school مدرسه تهذیب اخلاقی
scheduled فهرست راهنمای قانون
guidebook کتاب راهنمای مسافران
cutting guide راهنمای برش [ابزار]
systems manual کتاب راهنمای سیستم
schedules فهرست راهنمای قانون
sheave ریل راهنمای هواپیما
soldier's manual کتاب راهنمای سرباز
phone books کتاب راهنمای تلفن
phone book کتاب راهنمای تلفن
indexes نما راهنمای موضوعات
data directory فهرست راهنمای داده ها
indexed نما راهنمای موضوعات
index نما راهنمای موضوعات
signalled علامت راهنمای خودرو
signaled علامت راهنمای خودرو
signal علامت راهنمای خودرو
schedule فهرست راهنمای قانون
guidebooks کتاب راهنمای مسافران
procedure manual کتاب راهنمای رویهای
file directory فهرست یا راهنمای فایل
light buoy راهنمای شناور چراغدار
leader فشنگ راهنمای پیچی
refernce manual کتاب راهنمای مرجع
leaders فشنگ راهنمای پیچی
telephone directories کتابچه راهنمای تلفن
telephone directory کتابچه راهنمای تلفن
postal directory دفتر راهنمای پست
location diagram راهنمای اتصال نقشه
damage control book راهنمای کنترل خسارات
Since I left school. ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
PTA's مخفف انجمن خانه و مدرسه
industrial school اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
schoolmasters نافم مدرسه مکتب دار
parochial school مدرسه وابسته به کلیسای بخش
It is some distance to the school . تا مدرسه فاصله زیاد است
I must take the kid to school . باید بچه راببرم مدرسه
PTA مخفف انجمن خانه و مدرسه
alma mater سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه
to be excused [from work or school] معاف بودن [از کار یا مدرسه]
schoolmaster نافم مدرسه مکتب دار
pilot راهنمای ناو راهنمایی کردن
pilot's trace کالک راهنمای خلبان هواپیما
photo index map نقشه راهنمای عکسهای هوائی
quadrattrix راهنمای تربیع منحنی هادی
soldier's manual ائین نامه راهنمای سربازان
mutilation table جدول راهنمای بارگیری خودروها
working plan نقشه اجرا راهنمای کار
concordances راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
pilots راهنمای ناو راهنمایی کردن
concordance راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
piloted راهنمای ناو راهنمایی کردن
directives راهنمای انجام کار دستورالعمل
user's manual کتاب راهنمای استفاده کننده
manual دستورالعمل راهنمای انجام کار
waybill خط سیر مسافر راهنمای مسافرت
basic planning guide راهنمای اولیه طرح ریزی
watertight closure log دفتر راهنمای اب بندی ناو
directive راهنمای انجام کار دستورالعمل
finger post تیرپنجه دار راهنمای جاده
guidance راهنمای طرح ریزی راهنمایی
turn off guidance راهنمای تاکسی کردن هواپیما
The boy is fresh from school. پسرک تازه مدرسه راتمام کرده
public school دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
It reminds me of my schooldays . مرا بیاد دوران مدرسه می اندازد
This is the site for a new scool . اینجامحل ( احداث) مدرسه جدید است
old school tie کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
schoolmaster مثل رئیس مدرسه رفتار کردن
nursery school مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
Children start school at the age of 7. بچه از سن 7 سالگی؟ مدرسه راشروع می کند
nursery schools مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
schoolmasters مثل رئیس مدرسه رفتار کردن
pace car اتومبیل راهنمای اتومبیلهای مسابقه در رژه
pathfinders راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
pathfinder راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
portolano راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
cookbook راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
cookbooks راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
lane marker راهنمای معبر داخل میدان مین
sailing directions راهنمای دریایی book pilot : syn
reference line خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
Do you have a hotel guide? آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
whipping boy بچه تازیانه خور بجای شاهزاده در مدرسه
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
advisee کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد
schoolman پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
schoolastic پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
packed lunch غذایی که به صورت بسته به مدرسه یا سر کار میبرید
grader جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com