Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
blockage
راه فرار را بستن
blockages
راه فرار را بستن
Other Matches
lam
فرار کردن گریختن فرار
lamming
فرار کردن گریختن فرار
lams
فرار کردن گریختن فرار
deserting
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
To be out to do some thing .
کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
drive
فرار گل زن
mercurial
فرار
drives
فرار گل زن
transgressor
فرار و
volatile
فرار
escapes
فرار
breakaway
فرار
evasive
فرار
bridge escape
فرار از پل
escaping
فرار
to take flight
فرار
escape
فرار
scape
فرار
defection
فرار
subtile
فرار
escapement
فرار
escaped
فرار
loup
فرار
leg bail
فرار
escape mechanism
وسیله فرار
escape trunk
دهلیز فرار
fugitives
ناپایدار فرار
I made good my escape .
موفق به فرار شد
scudding
فرار از باد
get away
<idiom>
فرار کردن
escape velocity
سرعت فرار
flight of capital
فرار سرمایه
escapable
فرار کردنی
desertion
فرار از خدمت
desertion
فرار بیوفایی
getaways
گریز فرار
escapism
فلسفه فرار
getaway
گریز فرار
fugitive
ناپایدار فرار
escape hatch
دریچه فرار
fugitively
بطور فرار
volatile file
فایل فرار
volatile compound
ترکیب فرار
trailing edge
لبه فرار
to run away
فرار کردن
loup
فرار کردن
luft
خانه فرار
nonvolatile
غیر فرار
skip of the mat
فرار از تشک
skedaddle
فرار کردن
scape of molecules
فرار ملکول ها
scape
فرار کردن
scape
وسیله فرار
scarpers
فرار کردن
scarpering
فرار کردن
scarpered
فرار کردن
postern
راه فرار
volatile file
پرونده فرار
volatile memory
حافظه فرار
fugitiveness
تمایل به فرار
get away
فرار برو
hot money
پول فرار
absconds
فرار کردن
escapologists
اهل فرار
escapologist
اهل فرار
bolt-holes
راه فرار
bolt-hole
راه فرار
absconding
فرار کردن
absconded
فرار کردن
abscond
فرار کردن
volatility product
محصول فرار
fleeing
فرار کردن
flees
فرار کردن
volatility product
فراورده فرار
volatile storage
حافظه فرار
volatile storage
انباره فرار
scarper
فرار کردن
to run off
فرار کردن
to run away
فرار کردن
escaped
فرار از خاک
escapes
فرار از خاک
flyaway
فرار فراری
capital flight
فرار سرمایه
centrifugal
فرار از مرکز
guys
فرار گریز
guy
فرار گریز
escaped
گریز فرار
to elope
فرار کردن
tax evasion
فرار از مالیات
escaped
فرار کردن
escape
گریز فرار
escapes
گریز فرار
escaping
فرار کردن
flee
فرار کردن
escaping
فرار از خاک
jailbreak
فرار از زندان
jailbreaks
فرار از زندان
escaping
گریز فرار
fled
فرار کرده
escapes
فرار کردن
escape
فرار کردن
escape
فرار از خاک
brain drain
فرار مغزها
He ran away from scool .
از مدرسه فرار کرد
eloping
گریختن فرار کردن
To beak jail .
از زندان فرار کردن
tax evasion
فرار از پرداخت مالیات
eloping
فرار کردن با معشوق
nonvolatile storage
حافظه غیر فرار
volatile oils
روغنهای فرار یا بخارشدنی
elopes
فرار کردن با معشوق
shoos
باکیش فرار دادن
elope
فرار کردن با معشوق
elope
گریختن فرار کردن
elopes
گریختن فرار کردن
fly
گریختن از فرار کردن از
shooing
باکیش فرار دادن
shooed
باکیش فرار دادن
shoo
باکیش فرار دادن
They escaped under cover of darkness.
درتاریکی شب فرار کردند
eloped
فرار کردن با معشوق
flight square
خانه فرار شطرنج
eloped
گریختن فرار کردن
tax loopholes
روزنههای فرار مالیاتی
turn tail
<idiom>
فرار از خطر یا مشکل
bleed
فرار کردن یک سیال
bleeds
فرار کردن یک سیال
skulk
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking
از زیرمسئولیت فرار کردن
breach of prison
جرم فرار از زندان
skulks
از زیرمسئولیت فرار کردن
give out
<idiom>
اجازه فرار دادن
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
skulked
از زیرمسئولیت فرار کردن
photonegative
فرار کننده ودوشونده از نور
kicks
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicked
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
to overrun one's creditors
از دست بستانکاران فرار کردن
kicking
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
kick
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
preconcert
قبلا فرار ومدار گذاردن
malingering
تعارض به منظور فرار ازخدمت
skirl
بسرعت باد فرار کردن
To block the escape routes.
راههای فرار را مسدود کردن
To turn tail . To show a clean pair of heels .
فرار را بر قرار ترجیح دادن
bolted
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
zapp flap
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
bolt
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolting
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escapes
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaped
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me how you escaped?
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
bolts
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escaping
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me hpw you escaped.
برایم بگه چطور فرار کردی
escape
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
fire escapes
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
to escape with nothing more than/just a fright
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
escapade
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapades
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
fire escape
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
draft dodger
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
draft dodgers
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
escapism
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
static
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
shunpike
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
negligent escape
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
colder
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colds
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
cold
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evaded
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
Emergeny exit .
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
choke ring
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
evading
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
coldest
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evasion and scape
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
evade
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
This is an elusive word .
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
escapism
هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
capacitor
وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
cores
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
push up stack
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
jet flap
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
tighten
بستن
closes
: بستن
close
بستن
tightened
بستن
closer
: بستن
corks
بستن
closer
بستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com