English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
final decision رای قطعی و نهایی
Search result with all words
definitive hospitalization سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
reserve price قیمت نهایی بهای قطعی
Other Matches
telic نهایی دارای هدف نهایی
positive قطعی
irrevocable قطعی
fixed قطعی
uncompromisingly قطعی
uncompromising قطعی
proofs قطعی
peremptory قطعی
definite قطعی
assertive قطعی
decisive قطعی
definitely قطعی
final قطعی
finals قطعی
conclusive قطعی
decided قطعی
lasts قطعی
lasted قطعی
last قطعی
definite <adj.> قطعی
definitive قطعی
proof قطعی
decretory قطعی
cretain قطعی
sure قطعی
last a قطعی
surest قطعی
deterministic قطعی
unconditional قطعی
surer قطعی
decretive قطعی
judicatory قطعی
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
final award رای قطعی
decisively بطور قطعی
enforceable judgment رای قطعی
flat footed ثابت قطعی
flat-footed ثابت قطعی
irrevocable sale بیع قطعی
absolute کامل قطعی
indefinite غیر قطعی
final غایی قطعی
finals غایی قطعی
firm offer پیشنهاد قطعی
final awards judgements احکام قطعی
flying colors موفقیت قطعی
for good بطور قطعی
affirmations افهار قطعی
absolutes کامل قطعی
emphatically بطور قطعی
once and a way بطور قطعی
to turn the scale قطعی بودن
categoric قیاسی قطعی
to definitive answer پاسخ قطعی
affirmation افهار قطعی
magistral قاطع قطعی
uncoditioned قطعی نشده
declaredly با افهار قطعی
certain محقق قطعی
categorical قیاسی قطعی
decidedly بطور قطعی
indecision غیر قطعی
indecisive غیر قطعی
reserve price بهای قطعی
deteministic model مدل قطعی
trenchant قاطع قطعی
the last word سخن قطعی
terminative بپایان رساننده قطعی
averment افهار قطعی یا مثبت
judicial قطعی داوری کننده
indecisively بطور غیر قطعی
revocable sale بیع غیر قطعی
interlocutory موقتی غیر قطعی
asserting افهار قطعی کردن
ultimatum اخرین پیشنهاد قطعی
insecure نامعین غیر قطعی
categorically بطور قاطع یا قطعی
asserts افهار قطعی کردن
asserted افهار قطعی کردن
assert افهار قطعی کردن
Is that definite? این قطعی است؟
ultimatums اخرین پیشنهاد قطعی
ultimata اخرین پیشنهاد قطعی
criterion معیار نشان قطعی
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
once for all بطور قطعی یا اول و اخر
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
i cannot positively promise نمیتوانم قول قطعی بدهم
octodecimo قطعی که برابر با یک هیجدهم یک ورق کاغذ باشد
complete transaction معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
in flagrante delicto شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود [قانون]
the smoking gun شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود [قانون]
ultimata نهایی
terminal نهایی
ultimatum نهایی
ultimatums نهایی
terminals نهایی
conclusive نهایی
closing نهایی
definite <adj.> نهایی
privy نهایی
peremptory نهایی
definitive نهایی
final نهایی
ultimate نهایی
high limit حد نهایی
finals نهایی
grail هدف نهایی
final velocity سرعت نهایی
final value ارزش نهایی
final term جمله نهایی
margin utility مطلوبیت نهایی
net result نتیجه نهایی
final result نتیجه نهایی
final report گزارش نهایی
final position وضعیت نهایی
limiting value ارزش نهایی
extra expenses هزینه نهایی
incremental cost هزینه نهایی
last word <idiom> نظر نهایی
incremental cost هزینه نهایی
ultimate speed سرعت نهایی
final payment پرداخت نهایی
quarterfinal یک چهارم نهایی
try-out تمرین نهایی
top speed سرعت نهایی
ultimate analysis تجزیه نهایی
ultimate load بار نهایی
ultimate strength مقاومت نهایی
ultimate stress تنش نهایی
ultimate stress limit حد تنش نهایی
additional costs [expenses] هزینه نهایی
home stretch مرحله نهایی
second check بررسی نهایی
try-outs تمرین نهایی
semifinal نیمه نهایی
semi-final نیمه نهایی
drafted نیمه نهایی
quarter final یک چهارم نهایی
extreme range برد نهایی
final act سند نهایی
ultimata هدف نهایی
quarter-final یک چهارم نهایی
semi finals نیمه نهایی
extreme position وضعیت نهایی
ultimatums هدف نهایی
quarter-finals یک چهارم نهایی
end user کاربر نهایی
end strength استعداد نهایی
end product فراورده نهایی
end product محصول نهایی
draft نیمه نهایی
armageddon مبارزهء نهایی
elevation stop حد نهایی درجه
finals مسابقه نهایی
final مسابقه نهایی
final judgement حکم نهایی
differential cost هزینه نهایی
terminus ایستگاه نهایی
terminuses ایستگاه نهایی
final drive گرداننده نهایی
final diameter قطر نهایی
final destination مقصد نهایی
drafts نیمه نهایی
ultimatum هدف نهایی
semi-finals نیمه نهایی
final assembly مونتاژ نهایی
final assembly نصب نهایی
final cut برش نهایی
differential cost ارزش نهایی
ultimate strength مقاومت یا استحکام نهایی
terminal repeater تقویت کننده نهایی
terminal ballistics بالیستیک نهایی گلوله
tail end قسمت نهایی انتها
aircraft rigging تنظیم نهایی هواپیما
finalized بمرحله نهایی رساندن
finalizes بمرحله نهایی رساندن
finalizing بمرحله نهایی رساندن
finalises بمرحله نهایی رساندن
finalised بمرحله نهایی رساندن
endings بخش نهایی چیزی
finalising بمرحله نهایی رساندن
ending بخش نهایی چیزی
World Series مسابقات نهایی بیسبال
ultimate tensile stress تنش کشش نهایی
backdoor وسیله نهایی یا زیرجلی
ultimacy حالت نهایی غائیت
finalize بمرحله نهایی رساندن
no wind position محل نهایی هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
mechanicals نتیجه نهایی تجسمی
finales اهنگ نهایی اخر
margine efficiency of capital بازده نهایی سرمایه
end user استفاده کننده نهایی
marginal costing هزینه یابی نهایی
face formwork قالب بندی نهایی
final measurement اندازه گیری نهایی
margin land حد نهایی بازده زمین
finale اهنگ نهایی اخر
draft report گزارش نیمه نهایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com