English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (6 milliseconds)
English Persian
quarter-final یک چهارم نهایی
Other Matches
quarter final یک چهارم نهایی
quarter زنهار
quarter زنهار دادن
first quarter تربیع اول
quarter پناه بردن به
quarter به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
quarter بخش ربعی
quarter چارک
quarter چهار یک
quarter کوی بخش
quarter برزن
quarter یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
to ask for quarter امان خواستن
on the quarter در جهت پاشنه ناو
last quarter تربیع دوم
quarter محله
quarter اقامتگاه
to ask for quarter زنهارخواستن
three-quarter سه چهارم
quarter مدت سه ماه برزن
three-quarter سه ربع
to ask for quarter دخیل شدن
to ask for quarter بخشش طلبیدن
quarter یک چهارم
quarter یک چارک چهارک
quarter ربع
quarter deck پاشنه
quarter ditch نهری که اب جویهای کوچک را جمع اوری کرده و به کانال تخلیه هدایت میکند
quarter day موعدپرداخت
quarter horse اسب کوتاه وپر طاقت
quarter horse اسب پرتحمل
quarter hour پانزده دقیقه
quarter hour ربع ساعت
quarter day روز پرداخت قسط
quarter brick کلوک
quarter boom تیرک پاشنه
quarter boom بوم پاشنه
quarter binding جلدی که تنهاته ان چرم دارد
quarter [year] دوره سه ماهه
four quarter hold ایپون
four quarter hold ضربه فنی
three-quarter coat کتسهربع
quarter landing پاگرد پله با 081 درجه گردش
quarter moon تربیع
to give quarter زنهاردادن
to give quarter امان دادن
turing this quarter در این سه ماهه
nose of the quarter دماغهیکچهارمی
quarter-deck ربععرشه
three-quarter sleeve آستینسهربع
cross-quarter [آرایش گل چهار برگی]
quarter [year] سه ماه
the industrial quarter of the محله صنعتی شهر
residental quarter منطقه مسکونی
quarter wind باد موافق
quarter staff نیزه چوبی
quarter sessions دادگاه استینافی
quarter session محاکمی که چهار بار در سال تشکیل می شوند این محاکم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که شخص ممکن است به علت ارتکاب انها به اعدام یاحبس ابد محکوم شود ندارند
quarter phase دو فاز
quarter of an hour یک چهارم سده
quarter note نت یک چهارم
to cry quarter فریادامان یادخیل زدن
admiral's quarter بخش سرفرماندهی
quarter-finals یک چهارم نهایی
final غایی
final نهائی
final اخرین
final فینال
final مسابقه نهایی
final قطعی
final value ارزش نهایی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final تهایی
final پایانی
final قاطع
final غایی قطعی
final نهایی
center of quarter circles مرکز یک چهارم دایره ها
final award رای قطعی
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
final act قطعنامه
final act سند نهایی
final approach مسیر نهایی فرود
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final assembly مونتاژ نهایی
final assembly نصب نهایی
final acceptance آزمایش قبولی نهایی ناو
final demand تقاضای نهائی
semi-final نیم پایانی
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
Is that your final word ? همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
Cup Final بازیفینال
semi-final مسابقات نیم پایانی
to have the final [last] word <idiom> حرف خود را به کرسی نشاندن
semi-final نیمه نهایی
final whistle سوت پایان [ورزش]
final payment پرداخت نهایی
final velocity سرعت نهایی
final instrument معادل act final
final test ازمایش نهائی
final term جمله نهایی
final state حالت پایانی
final position وضعیت نهایی
final set حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
final result نتیجه نهایی
final price قیمت نهائی
final price اخرین قیمت
final report گزارش نهایی
final protocol مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
final process دستور اجرای حکم
final heading سمت پرواز یا حرکت نهایی
final heading مسیر پرواز نهایی
final goods کالا برای مصرف نهائی
final goods کالای نهائی
final temperature درجه حرارت نهایی
final cut برش نهایی
final decision رای قطعی و نهایی
final destination مقصد نهایی
final cinditions شرایط پایانی
final diameter قطر نهایی
final judgement حکم نهایی
final drive گرداننده نهایی
final invoice صورت حساب نهایی
final measurement اندازه گیری نهایی
final drive چرخ گرداننده نهایی شنی
final drive محرکه محور عقب
final payment پراخت نهائی
final cinditions شرایط فینال
open quarter wave line خط ربع موج باز
shorted quarter wave line خط ربع موج بسته
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
final awards judgements احکام قطعی
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
full and final settlement تسویه تمام و کمال
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
final setting time مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
and that is flat(final)!No arguments! چون وچراهم ندارد !
final boiling point نقطه جوش پایانی
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com