English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
continuum رشته مسلسل تسلسل
Other Matches
seriate دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
suite رشته مسلسل اپارتمان
suites رشته مسلسل اپارتمان
machine gun به مسلسل بستن مسلسل
machine guns به مسلسل بستن مسلسل
null رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready رشته رشته باصدای باریک
tracks تسلسل
tracked تسلسل
track تسلسل
concatenation تسلسل
serialization تسلسل
enchainment تسلسل
serializability قابلیت تسلسل
the vicious circle دور تسلسل
stream of consciousness تسلسل روانی
propagation sequence تسلسل انتشار
continuity استمرار تسلسل
sorites تسلسل منطقی
sequences ترادف تسلسل
vicious circle دور و تسلسل
timeline تسلسل زمانی
continuity of operations تسلسل عملیات
coneatenation تسلسل سلسله
suit تسلسل نوع
suited تسلسل نوع
suits تسلسل نوع
communication link تسلسل مخابراتی
progressions توالی تسلسل
progression توالی تسلسل
sequence ترادف تسلسل
chronologic دارای تسلسل تاریخی
chronological دارای تسلسل تاریخ
wage price spiral دور تسلسل دستمزد
fibrillation رشته رشته سازی
threads رشته رشته شدن
thread رشته رشته شدن
fiberize رشته رشته کردن
serials مسلسل
serial مسلسل
catenulate مسلسل
catenation مسلسل
catenary مسلسل
machine gunner مسلسل چی
mitrailleuse مسلسل
machine guns مسلسل
reel مسلسل
unceasing مسلسل
reeling مسلسل
sorites مسلسل
reeled مسلسل
reels مسلسل
uninterrupted مسلسل
machine gun مسلسل
running hand خط مسلسل
serializes مسلسل کردن
serialized مسلسل کردن
serializing مسلسل کردن
lewis gun یکجور مسلسل
successive متوالی مسلسل
machine guns به مسلسل بستن
serialize مسلسل کردن
unbroken مسلسل ناشکسته
serialises مسلسل کردن
serialised مسلسل کردن
machine gun به مسلسل بستن
serialising مسلسل کردن
in series بطور مسلسل
sub-machine gun مسلسل دستی
serially بطور مسلسل
unbroke مسلسل ناشکسته
seriatim بطور مسلسل
sub-machine guns مسلسل دستی
submachinegun مسلسل دستی
cyclic مسلسل رگبار
rafale رگبار مسلسل
continued propotion تناسب مسلسل
tommy gun مسلسل دستی
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
race ring رینگ و پایه مسلسل
skate mount رینگ و پایه مسلسل
pom-pom مسلسل خودکار دورزن
soritical مبنی برقیام مسلسل
peals صدای مسلسل غوغا
peal صدای مسلسل غوغا
pom-poms مسلسل خودکار دورزن
pealing صدای مسلسل غوغا
pealed صدای مسلسل غوغا
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
pom pom مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
panoramically بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
chain react دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
strafes با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
nordenfelt یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafed با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafe با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafing به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
sierra رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
chain رشته
unifilar یک رشته
chains رشته
artery رشته
tatter رشته رشته
thread رشته
threads رشته
coneatenation رشته
catena رشته
ghaut رشته
funicle رشته
filaria رشته
strands رشته
reeve رشته
filament رشته
filaments رشته
arteries رشته
strand رشته
seriated رشته رشته
fiber رشته
yarns رشته
sequences رشته
field رشته
yarn رشته
series رشته
fielded رشته
trained رشته
trains رشته
fields رشته
suite رشته
suites رشته
train رشته
branches رشته
fibre رشته
branch رشته
fibres رشته
lines رشته
range رشته
string رشته
ranges رشته
line رشته
sequence رشته
ranged رشته
interlinking مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinks مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink مسلسل کردن بهم جفت کردن
the province of science رشته علمی
branch رشته ساقه
string رشته خالی
the province of science رشته علوم
filum رشته لیفی
filament resistor مقاومت رشته
ghat رشته سلسله
branch شعبه رشته
filiform رشته مانند
finespun نازک رشته
finite series رشته کراندار
trains یک رشته موج
train of thought رشته افکار
branches شعبه رشته
pasta رشته فرنگی
trains رشته سلسله
systems رشته دستگاه
trained یک رشته موج
trained رشته سلسله
copper strand رشته مسی
craftsman trade رشته فنی
empty string رشته خالی
train یک رشته موج
branches رشته ساقه
train رشته سلسله
fibres رشته علفی
guinea worm کرم رشته
yarns رشته طناب
strobilation تشکیل رشته
search string رشته جستجو
string variable متغیر رشته
string manipulation دستکاری رشته
string length طول رشته
string handling بکارگیری رشته
sequence of events رشته حوادث
line رشته بند
yarn رشته طناب
spinnerete رشته ساز
spinneret رشته ساز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com