English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 127 (7 milliseconds)
English Persian
commonly read paper روزنامه کثیر الانتشار
Other Matches
staffer مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffers مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
plethoric کثیر
numerous کثیر
multitudinous کثیر
polynomial کثیر الجمله
passel گروه کثیر
multitudes جمعیت کثیر
multinominal کثیر الاسما
multitude جمعیت کثیر
trisoctahedron کثیر الاضلاع 42 وجهی
spherical polygon کثیر الاضلاع کروی
parturient کثیر الاولاد بارور
polygon چند گوشه کثیر الاضلاع
polygons چند گوشه کثیر الاضلاع
newspaper روزنامه
newspapers روزنامه
papered روزنامه
the daily paper روزنامه
journals روزنامه
journal روزنامه
paper روزنامه
papering روزنامه
papers روزنامه
local paper روزنامه محلی
logbook روزنامه دریاپیمایی
gazetteer روزنامه نویس
day book دفتر روزنامه
daybook دفتر روزنامه
daily news paper روزنامه یومیه
book of account دفتر روزنامه
newspaperman روزنامه فروش
editor سردبیر روزنامه
news agent روزنامه فروش
paper boys روزنامه رسان
paper boys روزنامه فروش
paper boy روزنامه رسان
paper boy روزنامه فروش
sportswriter خبرنگارورزشی روزنامه
official jurnal روزنامه رسمی
official gazette روزنامه رسمی
newsstand روزنامه فروشی
newspaper columns ستونهای روزنامه
news vendor روزنامه فروش
journalism روزنامه نگاری
newspapermen روزنامه نگار
journalist روزنامه نگار
journalists روزنامه نگار
journal دفتر روزنامه
daily روزنامه یومیه
dailies روزنامه یومیه
newspaperman روزنامه نگار
publicists روزنامه نگار
publicist روزنامه نگار
newsmen روزنامه فروش
newsman روزنامه فروش
columns ستون روزنامه
cutting برش روزنامه
journals دفتر روزنامه
newsprint طبع روزنامه
column ستون روزنامه
semi monthly روزنامه یامجله دوهفتگی
purchase journal دفتر روزنامه خرید
newspaper روزنامه نگاری کردن
name plates نام و آرم روزنامه
journalistic وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
sales d. دفتر فروش روزنامه
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
unit journal دفتر روزنامه یکان
newspapers روزنامه نگاری کردن
a newspaper's political affiliation وابستگی سیاسی روزنامه ها
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
news-stands جایگاه فروش روزنامه
newsprint ماشین چاپ روزنامه
newsstand دکه روزنامه فروشی
newsboy پسر روزنامه فروش
intelligence journal دفتر روزنامه اطلاعات
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
news room اطاق روزنامه خوانی
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
head line عنوان سرصفحه روزنامه
news stand جایگاه فروش روزنامه
journals دفتر روزنامه یکان
editoress مدیره روزنامه یامجله
journal دفتر روزنامه یکان
gazette مجله رسمی روزنامه
he writes for the papers برای روزنامه هامقاله مینویسد
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
newsstand دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
tabloid روزنامه نیم قطع و مصور
feuilleton پاورقی قسمت پایین روزنامه
editorial board هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
tabloids روزنامه نیم قطع و مصور
offprint مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
there is a rush for the papers مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
tear sheet قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
balaam موادکوتاه برای پرکردن جاهای خالی در روزنامه
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
feuilleton کتاب یامقالهای که بصورت پاورقی در روزنامه چاپ شود
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
papering ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papered ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
paper ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papers ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
agony aunt شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
diarist روزنامه نگار وقایع نگار
subscribers مشترک روزنامه وغیره مشترک
diarists روزنامه نگار وقایع نگار
subscriber مشترک روزنامه وغیره مشترک
journalize در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com