Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
will o the wisp
روشنایی مردابی فانوس شیطان
Other Matches
it is insensitive to light
روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
paludose
مردابی
quaggy
مردابی
moory
مردابی
paludal
مردابی
paludine
مردابی
marish
مردابی
paludic
مردابی
fenny
مردابی
queachy
مردابی
paludous
مردابی
paludinal
مردابی
impaludism
تب مردابی
bog lime
اهک مردابی
marshiness
حالت مردابی
mangrove forest
جنگل مردابی
marsh malaria
هوای مردابی
bog soil
خاک مردابی
paludal fever
تب مالاریایا مردابی
impaludism
ناخوشی مردابی
impaludism
نوبه مردابی
maremma
زمین مردابی بد هوا در دریاکنار
safety lamp
فانوس
lantern
فانوس
burners
فانوس
burner
فانوس
lanthorn
فانوس
lanterns
فانوس
lamps
فانوس درخشیدن
magic lantern
فانوس شعبده
magic lanterns
فانوس شعبده
combination lantern
فانوس مرکب
pharos
فانوس دریایی
lanternfolding
فانوس فنری
lantmagic
فانوس شعبده
lighthouse
فانوس دریایی
fire balloon
فانوس هوایی
lighthouses
فانوس دریایی
fanal
فانوس دریایی
lanternist
فانوس شعبده باز
louver
فانوس دودکش بخاری
louvers
فانوس دودکش بخاری
louvre
فانوس دودکش بخاری
lightship
کشتی فانوس دار
lightships
کشتی فانوس دار
floating light
کشتی فانوس دار
shades
حباب چراغ یا فانوس اباژور
shadings
حباب چراغ یا فانوس اباژور
shade
حباب چراغ یا فانوس اباژور
lighthouse
چراغ خانه برج فانوس دریایی
davy
فانوس بدون خطر مخصوص معادن
lighthouses
چراغ خانه برج فانوس دریایی
lanternpinion
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
death-lantern
[ستون های احاطه شده با فانوس در حیاط یا قبرستان کلیسا]
megascope
یکجور فانوس شعبده که تصویرهای بزرگ روی پرده می اندازد
deil
شیطان
archfiend
شیطان
apollyon
شیطان
bogy
شیطان
arch enemy
شیطان
arch fiend
شیطان
demons
شیطان
demon
شیطان
beelzebub
شیطان
bogie
شیطان
daemon
شیطان
cacodemon
شیطان
mephistopheles
شیطان
cloot
شیطان
lucifer
شیطان
puckish
شیطان
arch
شیطان
arch-
شیطان
arches
شیطان
naughtier
شیطان
naughtiest
شیطان
naughty
شیطان
fiends
شیطان
fiend
شیطان
devil
شیطان
devils
شیطان
deuce
شیطان
bogey
شیطان
the tempter
شیطان
the evil one
شیطان
bogeys
شیطان
Satan
شیطان
bogies
شیطان
tempter
شیطان
impish
شیطان
elvish
بدذات شیطان
pucks
بچه شیطان
fiendishness
شیطان صفتی
bedevilment
شیطان سازی
fiendlike
شیطان صفت
satanophobia
شیطان هراسی
his sable majesty
ابلیس یا شیطان
mischievously
شیطان بدجنس
mischievous
شیطان بدجنس
devilishness
شیطان صفتی
devil worship
شیطان پرستی
impishness
شیطان صفتی
puck
بچه شیطان
air thread
مخاط شیطان
devilish
شیطان صفت
maleficent
شریر شیطان
malkin
ماده شیطان
impish
شیطان صفت
infernal
شیطان صفت
devil's advocate
شریک شیطان
gossamer
بند شیطان
pawpaws
شیطان شریر
pawpaw
شیطان شریر
terrors
بچه شیطان
terror
بچه شیطان
pixie
بچه شیطان
pixies
بچه شیطان
prince of darkness
اهریمن یا شیطان
pixy
بچه شیطان
Damn it ! Darn it ! Curse it !
لعنت بر شیطان !
devil's advocates
شریک شیطان
pandemonium
کاخ شیطان دوزخ
impishly
مانند بچه شیطان
imps
بچه شریر و شیطان
imp
بچه شریر و شیطان
tyke
بچه شیطان و موذی
devildom
فرمان روایی شیطان
To stop being intransigent.
از خر شیطان پایین آمدن
To stop being adamant (unyielding).
از خر شیطان پائین آمدن
She is exteremly adamant (unyielding).
شیطان را درس می دهد
lead us not into temtation
ماراازوسوسه شیطان رهایی ده
coordinated illumination
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
urchins
بچه شیطان جوجه تیغی
urchin
بچه شیطان جوجه تیغی
hagborn
شیطان زاده فرزند ساحره
Touch wood . Lets keep our fingers crossed . She is extremely cunning .
گوش شیطان کر (بزن بچوب )
infernality
دیو خویی شیطان صفتی
I have a good mind to quit my job.
شیطان میگه کارم راول کنم
diabolo
کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
diabol
کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
He was working like the devil.
مثل شیطان کارمی کرد(پرتلاش)
luminouity
روشنایی
rushlight
روشنایی کم
night light
روشنایی شب
luminance
روشنایی
lighting
روشنایی
lightness
روشنایی
clearness
روشنایی
lightest
روشنایی
peeps
روشنایی کم
light
روشنایی
electric lighting
روشنایی
illumination
روشنایی
illuminations
روشنایی
lighted
روشنایی
luminosity
روشنایی
peep
روشنایی کم
peeped
روشنایی کم
peeping
روشنایی کم
luminous flux
شار روشنایی
luminous flux
فلوی روشنایی
luminous power
قوه روشنایی
luminous intensity
شدت روشنایی
glimmering
روشنایی ضعیف
glimmerings
روشنایی ضعیف
lux meter
روشنایی سنج
luminous flux
شاره روشنایی
lighting outlet
خروجی روشنایی
lighting plant
تاسیسات روشنایی
looms
هاله روشنایی
lighting scheme
ترتیب روشنایی
lighting set
دستگاه روشنایی
lighting source
منبع روشنایی
lighting switch
کلید روشنایی
lighting transformer
مبدل روشنایی
lighting line
سیم روشنایی
lighting unit
واحد روشنایی
ligting conditions
نسبتهای روشنایی
asterism
روشنایی و نور
artifical light
روشنایی مصنوعی
luminance channel
کانال روشنایی
luminance decay
کم شدن روشنایی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
luminous efficiency
راندمان روشنایی
lighting mains
خط روشنایی اصلی
luminosity
بازده روشنایی
sustained illumination
روشنایی مداوم
sustained illumination
روشنایی پایدار
candlelight
روشنایی شمع
optics
علم روشنایی
room lighting
روشنایی اطاق
flashes
روشنایی مختصر
flashed
روشنایی مختصر
flash
روشنایی مختصر
phosphorescence
روشنایی شب تابی
ray
روشنایی تشعشع
glares
روشنایی زننده
glared
روشنایی زننده
glare
روشنایی زننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com