English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
oscillating lubricator روغن ده نوسانی
Other Matches
oil dent شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
oil روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling روغن کاری کردن روغن ساختن
oils روغن کاری کردن روغن ساختن
air cooled oil cooler نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
cutting oil روغن سردکننده روغن برش
creosoting روغن قیر روغن قطران
creosotes روغن قیر روغن قطران
oil can حلب روغن , روغن دان
creosoted روغن قیر روغن قطران
creosote روغن قیر روغن قطران
pendulous نوسانی
oscillating نوسانی
swingy نوسانی
swingable نوسانی
oscillatory نوسانی
vacillatory نوسانی
oscillating motion حرکت نوسانی
oscillating quantity کمیت نوسانی
oscillating resistance مقاومت نوسانی
undulation جنبش نوسانی
spheroidize گداختن نوسانی
recipocal milling فرزکاری نوسانی
pulsation welding جوشکاری نوسانی
oscillating current جریان نوسانی
rocked تکان نوسانی دادن
yawing انحراف نوسانی ناو
flails الت نوسانی هر چیزی
flailed الت نوسانی هر چیزی
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
flail الت نوسانی هر چیزی
izod pendulum hammer چکش نوسانی ایزود
rock تکان نوسانی دادن
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
rocks تکان نوسانی دادن
flailing الت نوسانی هر چیزی
vacillation حرکت نوسانی دودلی
oscillating sort جور کردن نوسانی
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
undulaory موجی نوسانی موج نما
battens قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
oscillator دستگاه تولید برق نوسانی دررادیو
batten قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
infrasonic دارای تواتر و نوسانی پایین تر از شنوایی بشر
reversal نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversals نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
salomon damper خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
lubricants روغن
pomade روغن سر
lubricant روغن
unction روغن
clurified or run butter روغن
ointment روغن
ointments روغن
oil روغن
oils روغن
oil groove روغن رو
oiling روغن
unguent روغن
butters روغن
buttering روغن
bandolin روغن مو
grease روغن
greasing روغن
greaser روغن زن
bandoline روغن مو
brilliantine روغن مو
dope روغن
dopes روغن
sebaceous humour روغن
ghee روغن
oil can روغن زن
ghi روغن
butter روغن
buttered روغن
greased روغن
bilge مکیدن اب یا روغن
cade oil روغن عرعر
oil groove شیار روغن
soluble oil روغن حل شونده
oil flow جریان روغن
pomade روغن مالیدن
balsam oil روغن مصری
balsam oil روغن بلسان
soluble oil روغن قابل حل
replenisher نافم روغن
rub with ointment روغن مالیدن
codfish ماهی روغن
cold drawn oil روغن کرچک
chassis grease روغن گریس
palmachristi روغن کرچک
colve oil روغن میخک
siccative oil روغن سیکاتیو
camphor oil نوعی روغن
oil passage عبور روغن
butterfat روغن شیر
bone oil روغن استخوانی
wild rocket oil روغن منداب
colza oil روغن منداب
compressor oil روغن کمپرسور
essential oil روغن اساسی
oil gage گیج روغن
coconut oil روغن نارگیل
oil filter صافی روغن
in grease روغن دار
illinition روغن مالی
hydrolic pump پمپ روغن
hydraulic oil روغن رانش
heavy oil روغن سنگین
grnish رنگ و روغن
grease box روغن دان
neapolitan ointment روغن خاکستری
mercurial unguent روغن خاکستری
grey unguent روغن خاکستری
gray or mercurial unguent روغن خاکستری
graphite lubricant روغن گرافیت
oleometer روغن سنج
oleaginous شبیه روغن
mineral oil روغن معدنی
oil pump پمپ روغن
machine oil روغن ماشین
oil residue ته نشست روغن
oil retaining ring رینگ روغن
oil seal ring رینگ روغن
oil sludge رسوب روغن
oil squirt اب دزدک روغن
oiler روغن کار
oilman روغن فروش
lanoline روغن پشم
oil plug پیچ روغن
oil pressure فشارسنج روغن
oil bath حمام روغن
engine sump کارتل روغن
oil level سطح روغن
motor oil روغن موتور
lubricating oil روغن موتور
engine oil روغن موتور
emulsion lubricant روغن امولسیون
emulsion lubricant روغن عصاره
palmoil روغن خرما
dripping pan روغن گیر
paraffin oil روغن پارافین
picamar روغن قیر
oil of roses روغن سبز
inunction روغن مالی
engine sump تشتک روغن
gear lubricant oil روغن گیربکس
garlic oil روغن سیر
oil change تعویض روغن
oil channel مجرای روغن
fusel oil روغن فوزل
flench روغن گرفتن
filterpress روغن گیر
palm oil روغن نخل
oil mist تیرگی روغن
volatile oil روغن اساسی
oil container فرف روغن
oil guage درجه روغن
oiling روغن زدن
lubricating روغن زدن به
lubricating روغن زدن
lubricates روغن زدن به
unction روغن مالی
lubricated روغن زدن به
lubricated روغن زدن
lubricate روغن زدن به
butter روغن زرد
buttered روغن زرد
buttering روغن زرد
oiling روغن زدن به
oil روغن زدن
oil روغن زدن به
varnishing رنگ روغن
varnishing روغن جلا
varnishes رنگ روغن
varnishes روغن جلا
varnished رنگ روغن
varnished روغن جلا
varnish رنگ روغن
varnish روغن جلا
brake fluid روغن ترمز
dubbing روغن چرم
crude oil روغن خام
French polish روغن جلا
grease روغن چربی
grease روغن اتومبیل
embrocation روغن مالی
liniments روغن مالیدنی
liniment روغن مالیدنی
greased روغن اتومبیل
greased روغن چربی
linseed oil روغن برزک
olive oil روغن زیتون
linseed oil روغن بزرک
ricinus oil روغن کرچک
castor oil روغن کرچک
lubricates روغن زدن
butters روغن زرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com