Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
steel face
روکش کردن یا روسازی کردن با فولاد
Other Matches
clad steel
فولاد روکش شده
treat surface
روسازی کردن
icing
مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
bulid up
با سنگ یا اجر مسدود کردن روکش کردن
temper steel
نرم کردن فولاد
coatings
روکش کردن استر کردن
coat
روکش کردن استر کردن
coated
روکش کردن استر کردن
coats
روکش کردن استر کردن
age
سرد وسخت کردن فولاد
ages
سرد وسخت کردن فولاد
hardening and temper
بهتر کردن تشویه ی فولاد
plate
روکش کردن
plates
روکش کردن
cases
روکش کردن
case
روکش کردن
veneer
روکش کردن
overlaid
روکش کردن
encrust
روکش کردن
plating
روکش کردن
board
روکش کردن
face
روکش کردن
faces
روکش کردن
to do over
روکش کردن
boarded
روکش کردن
re tread
روکش کردن لاستیک
resurfaces
روکش تازه کردن
worming
روکش کردن طناب
retreads
روکش کردن لاستیک
resurface
روکش تازه کردن
metallize
روکش کردن با فلزات
resurfaced
روکش تازه کردن
coatings
پوشاندن روکش کردن
lead coat
روکش کردن سربی
coat
پوشاندن روکش کردن
coated
پوشاندن روکش کردن
chrome plate
روکش کردن با کروم
coats
پوشاندن روکش کردن
recap
روکش کردن لاستیک
recapped
روکش کردن لاستیک
recaps
روکش کردن لاستیک
retread
روکش کردن لاستیک
recapping
روکش کردن لاستیک
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
covers
روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
روکش کردن پوشانیدن پوشش
steel wool
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
encases
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encased
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encase
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
revest
جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
shielding
زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
characteristic diagram for the steel
دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
plates
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plate
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
reventment
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
carbon steel
فولاد کربن یا فولاد سخت
facing
روسازی
super structure
روسازی
facings
روسازی
building construction
روسازی
rigid pavement
روسازی شخ
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
elastic pavement
روسازی فنری
lohmannizing
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
railway superstructure
روسازی راه اهن
paved road
راه روسازی شده
retread process
تقویت روکش روکش دوباره
hard beach
قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
stone floor
سطح سنگفرش شده روسازی سنگفرش
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
steeling
فولاد
oxygen converter steel
فولاد ال دی
steel
فولاد
cementite
فولاد
bevelled steel straight edge
فولاد کج بر
steeled
فولاد
steels
فولاد
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
killed steel
فولاد کشته
puddle steel
فولاد پودل
stainless steel
فولاد ضد زنگ
ingots steel
فولاد شمش
merchant bar
فولاد تجارتی
flat steel
فولاد تخت
quench and temper
بهسازی فولاد
quenched and tempered steel
فولاد بهساخته
hypereutectoid steel
فولاد هیپراوتکتوئیدی
shear steel
فولاد قیچی
overblown steel
فولاد با دم زیاد
bar steel
فولاد شمش
beaded flats
فولاد تخت
hardened steel
فولاد ابدار
hardened steel
فولاد اب دیده
basic converter steel
فولاد توماس
machinery steel
فولاد ماشینی
magnet steel
فولاد مغناطیسی
magnet steel
فولاد اهنربا
molten metal
فولاد ریختگی
mild steel
فولاد نرم
hypo eutectoid steel
فولاد هیپواوتکتوئیدی
free cutting steel
فولاد خوش تراش
high speed steel
فولاد تندبر
toll steel
فولاد ابزار
thomas steel
فولاد توماس
high grade steel
فولاد قیمتی
manganese steel
فولاد منگان
quenching of steel
اب دادن فولاد
wrought steel
فولاد نرم
copper bearing steel
فولاد مس دار
composite steel
فولاد مرکب
structural steel
فولاد سازهای
steel aloy
الیاژ فولاد
steel aloy
فولاد فشرده
structural steel
فولاد ساختمانی
cold work steel
فولاد کارسرد
alloy steel
الیاژ فولاد
alloy steel
فولاد فشرده
alloy steel
فولاد الیاژی
crucible steel
فولاد بوتهای
crucible cast steel
فولاد بوتهای
silicon steel
فولاد سیلیکاتی
crude steel
فولاد خام
shaped iron
فولاد نیمرخ
cast iron
فولاد فشرده
corrosion resistent steel
فولاد ضد زنگ
alloy treated steel
فولاد کم الیاژ
steelwork
فولاد کاری
angle steel
فولاد نبشی
annealed steel
فولاد تابدیده
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
cast steel
فولاد ریختگی
austenic steel
فولاد استنیت
austenic steel
فولاد استنیتیکی
refined steel
فولاد مصفا
forging grade steel
فولاد اهنگری
cast steel
فولاد ریخته گی
cast steel
فولاد خشکه
free cutting steel
فولاد اتومات
chrome steel
فولاد کروم
engineering steel
فولاد مهندسی
structrual steelwork
فولاد سازهای
clad steel
فولاد نرم
electric steel
فولاد ابکاری
tempered steel
فولاد ابداده
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
basic bessemer steel
فولاد مقدماتی بسمر
engineering steel
فولاد ماشین سازی
forged steel
فولاد اهنگری شده
silico manganese steel
فولاد منگنز سیلیسیومی
automatic screw steel
فولاد برش- ازاد
chrome nickl steel
فولاد کروم - نیکل
chrome moly steel
فولاد کروم - مولیبدن
channeling
ناودان فولاد "یو" شکل
cast steel
فولاد ریخته گری
bulb angle steel
فولاد نبشی غلطکی
heat treating
تشویه حرارتی فولاد
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
channel
ناودان فولاد "یو" شکل
i beam
تیر اهن یا فولاد
channeled
ناودان فولاد "یو" شکل
channelled
ناودان فولاد "یو" شکل
channels
ناودان فولاد "یو" شکل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com