Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
wax
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxed
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxes
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
Other Matches
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
transformation
استحاله
transmutation
استحاله
transubstantiation
استحاله
reduce
استحاله کردن
reduces
استحاله کردن
reducing
استحاله کردن
permutation
استحاله جایگشت
permutations
استحاله جایگشت
arthrosis
استحاله مفصلی
incommutable
استحاله ناپذیر
reductions
تحویل استحاله کاهش
reduction
تحویل استحاله کاهش
adulteration
جعل و تزویر استحاله
adulterant
پست تر کننده استحاله دهنده
reduces
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
reducing
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
transmutation of metals
استحاله فلزات باعلم کیمیا کیمیاگری
reduce
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
propagated
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating
گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
discover
یافتن
detects
یافتن
detecting
یافتن
detected
یافتن
detect
یافتن
finds
یافتن
discovers
یافتن
find
یافتن
discovering
یافتن
discovered
یافتن
recovers
بهبودی یافتن
luxuriate
شکوه یافتن
recovering
بهبودی یافتن
luxuriates
شکوه یافتن
stations
استقرار یافتن
stationed
استقرار یافتن
luxuriated
شکوه یافتن
station
استقرار یافتن
master
تسلط یافتن بر
luxuriating
شکوه یافتن
learn
اگاهی یافتن
achieve
دست یافتن
achieved
دست یافتن
achieves
دست یافتن
achieving
دست یافتن
recover
بهبودی یافتن
diverges
انشعاب یافتن
diverged
انشعاب یافتن
accedes
دست یافتن
acceded
راه یافتن
acceded
دست یافتن
accede
راه یافتن
accede
دست یافتن
alters
تغییر یافتن
altering
تغییر یافتن
altered
تغییر یافتن
accrue
افزایش یافتن
learns
اگاهی یافتن
diverge
انشعاب یافتن
overcoming
غلبه یافتن
to develop
تکامل یافتن
overcomes
غلبه یافتن
overcome
غلبه یافتن
acceding
راه یافتن
acceding
دست یافتن
accedes
راه یافتن
alter
تغییر یافتن
master
تسلط یافتن
mastered
تسلط یافتن بر
specializes
تخصص یافتن
specializing
تخصص یافتن
booms
توسعه یافتن
break out
شیوع یافتن
bunchout
برامدگی یافتن
booming
توسعه یافتن
center
تمرکز یافتن
circumfuse
گسترش یافتن
come off
تحقق یافتن
come off
وقوع یافتن
come round
شفا یافتن
come through
وقوع یافتن
convect
انتقال یافتن
get out
رهایی یافتن
boomed
توسعه یافتن
hold out
بسط یافتن
hunt out
با جستجو یافتن
tensing
تشدید یافتن
tensest
تشدید یافتن
tenses
تشدید یافتن
end
خاتمه یافتن
ended
خاتمه یافتن
ends
خاتمه یافتن
shrink
کاهش یافتن
shrinking
کاهش یافتن
mastered
تسلط یافتن
masters
تسلط یافتن بر
masters
تسلط یافتن
shrinks
کاهش یافتن
specialises
تخصص یافتن
specialising
تخصص یافتن
scant
تخفیف یافتن
outspread
گسترش یافتن
tense
تشدید یافتن
specialize
تخصص یافتن
tensed
تشدید یافتن
tenser
تشدید یافتن
immix
امیزش یافتن
attains
دست یافتن
dwindling
تدریجاکاهش یافتن
dwindles
تدریجاکاهش یافتن
centered
تمرکز یافتن
waned
کاهش یافتن
wanes
کاهش یافتن
dwindled
تدریجاکاهش یافتن
dwindle
تدریجاکاهش یافتن
relaxing
تخفیف یافتن
deploy
گسترش یافتن
deploying
گسترش یافتن
attaining
دست یافتن
attained
دست یافتن
attain
دست یافتن
transcends
برتری یافتن
transcending
برتری یافتن
transcended
برتری یافتن
transcend
برتری یافتن
deploys
گسترش یافتن
relaxes
تخفیف یافتن
relax
تخفیف یافتن
ensuring
اطمینان یافتن
ensures
اطمینان یافتن
ensured
اطمینان یافتن
ensure
اطمینان یافتن
diminishes
تقلیل یافتن
diminishes
نقصان یافتن
diminish
تقلیل یافتن
diminish
نقصان یافتن
insures
اطمینان یافتن
insuring
اطمینان یافتن
terminates
خاتمه یافتن
terminated
خاتمه یافتن
terminate
خاتمه یافتن
dominates
تفوق یافتن
dominated
تفوق یافتن
dominate
تفوق یافتن
waning
کاهش یافتن
lessens
تقلیل یافتن
specialization
تخصص یافتن
prefers
ترجیح یافتن
preferring
ترجیح یافتن
prefer
ترجیح یافتن
overpowers
استیلا یافتن بر
overpowered
استیلا یافتن بر
accrues
گسترش یافتن
overpower
استیلا یافتن بر
conquer
پیروزی یافتن بر
conquering
پیروزی یافتن بر
lessening
تقلیل یافتن
accrue
گسترش یافتن
lessened
تقلیل یافتن
accrues
افزایش یافتن
lessen
تقلیل یافتن
centralization
مرکزیت یافتن
centralisation
مرکزیت یافتن
conquers
پیروزی یافتن بر
recuperating
بهبودی یافتن
recuperates
بهبودی یافتن
recuperated
بهبودی یافتن
decreases
کاهش یافتن
expanding
بسط یافتن
wane
کاهش یافتن
centred
تمرکز یافتن
centre
تمرکز یافتن
development
تکامل یافتن
developments
تکامل یافتن
expand
بسط یافتن
decreases
نقصان یافتن
expands
بسط یافتن
recuperate
بهبودی یافتن
pickup
بهبودی یافتن
decrease
نقصان یافتن
decrease
کاهش یافتن
decreased
نقصان یافتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com