English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (12 milliseconds)
English Persian
downrightness رک گویی
outdpokenness رک گویی
plain speaking رک گویی
candour رک گویی
candor رک گویی
free spokenness رک گویی
ingenuousness رک گویی
Search result with all words
marker علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
markers علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
paranoia جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
complement تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complemented تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complementing تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complements تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
map با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
maps با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
contradiction خلاف گویی
contradictions خلاف گویی
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
effusively چنانکه گویی بریزد
knob دستگیره گویی
knobs دستگیره گویی
ironies وارونه گویی
irony وارونه گویی
invective ناسزا گویی
repetition باز گویی
repetitions باز گویی
virtual بخشی از RAM دریک برنامه کنترل کوتاه به صورتی که گویی یک سیستم ذخیره سازی دیسک سریع است
ellipsis بریده گویی
wit بذله گویی
wits بذله گویی
jest بذله گویی
jests بذله گویی
bounce پریدن گزاف گویی کردن
bounce جست گزاف گویی
bounced پریدن گزاف گویی کردن
bounced جست گزاف گویی
bounces پریدن گزاف گویی کردن
bounces جست گزاف گویی
knock بد گویی کردن از
knocked بد گویی کردن از
knocks بد گویی کردن از
quibble زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbled زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbles زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbling زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
gossip اراجیف بد گویی
gossiped اراجیف بد گویی
gossiping اراجیف بد گویی
gossips اراجیف بد گویی
dote پرت گویی کردن
doted پرت گویی کردن
dotes پرت گویی کردن
exaggerate گزافه گویی کردن
exaggerates گزافه گویی کردن
exaggerating گزافه گویی کردن
overstate گزافه گویی کردن
overstated گزافه گویی کردن
overstates گزافه گویی کردن
overstating گزافه گویی کردن
on گویی که هدف ضربه بعدی است
disclosure بی پرده گویی
disclosures بی پرده گویی
soliloquies تک گویی
soliloquy تک گویی
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
overstatement گزافه گویی
overstatements گزافه گویی
extravaganza فانتزی گزاف گویی
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
hyperbole غلو گزاف گویی
bombast جنس پنبهای گزافه گویی
incoherence گسسته گویی
pleasantries بذله گویی شوخی
pleasantry بذله گویی شوخی
delirium پرت گویی دیوانگی
longbow اغراق گویی کمان دستی
longbows اغراق گویی کمان دستی
improvisation بدیهه گویی
premonition شوم گویی
premonitions شوم گویی
divine غیب گویی کردن
divined غیب گویی کردن
divines غیب گویی کردن
divining غیب گویی کردن
verbosity اطناب گویی
mealy mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
mealy-mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
restatement باز گویی
restatements باز گویی
piffle مهمل گویی
reticence سکوت کم گویی
jocose بذله گویی
jocosely بذله گویی
exaggeration گزافه گویی
rant بیهوده گویی
ranted بیهوده گویی
ranting بیهوده گویی
rants بیهوده گویی
cluttering بریده گویی
scandal بد گویی
Other Matches
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
hypologia کم گویی
pauciloquy کم گویی
one would say گویی
to stab in the back بد گویی
as thought گویی
scandals بد گویی
knop گویی
so to peaking گویی
laconic speech کم گویی
hypophrasia کم گویی
self contradiction تناقض گویی
rodomontade گزاف گویی
revilement ناسزا گویی
reticency سکوت کم گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
pseudology دروغ گویی
prate یاوه گویی
rhodomontade گزاف گویی
ranten بیهوده گویی
echolalia پژواک گویی
witticisms بذله گویی
echophrasia پژواک گویی
extemporization بالبداهه گویی
facetiousness بذله گویی
lallation کودکانه گویی
polyphrasia پریشان گویی
polylogia پریشان گویی
free spokenness ساده گویی
iterance باز گویی
gratulation تبریک گویی
idiolalia مهمل گویی
metonymy به تقریب گویی
divination غیب گویی
leasing دروغ گویی
witticism بذله گویی
poeticism شعر گویی
agitolalia شتابان گویی
tachylalia شتابان گویی
tachyphemia شتابان گویی
ambage ابهام گویی
open heartedness رک گویی صداقت
missatement خلاف گویی
divagation پریشان گویی
idioglossia نامفهوم گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
logorrhea پراکنده گویی
door-knob دستگیره گویی
bullshit گزافه گویی
word salad اشفته گویی
wittiness لطیفه گویی
wittiness بذله گویی
waggery بذله گویی
tautologize مکرر گویی
stilted speech مطنطن گویی
to speak ill of بد گویی کردن از
somniloquy or quence سخن گویی
soliloquize تک گویی کردن
so to speak چنانکه گویی
to fling d. بد گویی کردن
vituperation ناسزا گویی
verbalization دراز گویی
unreserve بی پرده گویی
tympany گزافه گویی
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
it look as if چنین مینماید که گویی
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
toucher گویی که باجک برخوردکند
veridical از روی حقیقت گویی
bullshit چرند گویی کردن
natter یاوه گویی کردن
nattered یاوه گویی کردن
nattering یاوه گویی کردن
natters یاوه گویی کردن
obsequiousness تملق مزاج گویی
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
hyperbolize گزافه گویی کردن
corespondent مسئول جواب گویی
witticisms شوخی لطیفه گویی
witticism شوخی لطیفه گویی
gutter ball گویی که به شیار میافتد
grandiloquence گزاف گویی مبالغه
fribble یاوه گویی کردن
forebode پیش گویی کردن
divining rod چوب غیب گویی
flim flam هرزه درایی گزاف گویی
rodomontade گزافه گویی کردن فریاد
self contradiction معارضه بانفس تناقض گویی
magniloquence قلمبه نویسی گزاف گویی
geomancy غیب گویی ازروی خاک
welcoming drink نوشیدنی خوش آمد گویی
ingenuously ازروی سادگی بارک گویی
he coins money گویی پول سکه میزند
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
divination پیش گویی فال گیری
monological وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
mythomania جنون دروغ یا اغراق گویی
You took the words out of my mouth. جانا سخن از زبان ما می گویی
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
As for me , I was going crazy ( mad ) . مرا می گویی داشتم دیوانه می شدم
touch on (upon) <idiom> خلاصه وار نوشتن ،چکیده گویی
crotched گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
improvisatory وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
own nest بد گویی از خانه خود زشت است
fatidic وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
sciomacy غیب گویی از روی سایه مرده
rhabdomancy پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
improvisatorial وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
spot shot ضربه به گویی که در نقطه معین گذاشته شده
mealy wings بالهایی که گویی ارد روی انهاپاشیده اند
nuncupation افهار مطلبی در پیش گواه بزبان گویی
he walks as if he were drunk چنان راه میرود که گویی مست است
bounce shot گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
catechetics فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
out and in گویی که با پیچش بطرف شیارمی رود و برمی گردد
object ball گویی که با گوی اصلی بیلیاردمورد ضربت قرار می گیرد
it is safe to say بدون ترس ازاشتباه یا اغراق گویی میتوان گفت
wot هوش زیرکی فهم ادراک عقل بذله گویی
prolepsis فرض قبلی صحبت از اینده چنانچه گویی گذشته است
I dare you to say it to his face. خیلی راست می گویی ( اگه مردی ) جلوی خودش بگه
She speaks French as if it were her mother tongue . She speaks Frinch like a native . فرانسه را آنقدر قشنگ صحبت می کند گویی زبان مادریش است
spot ball گویی که از نقطه معین هدف ضربه با گوی اصلی بیلیاردقرار می گیرد
server که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
glad hand خوشامد گویی صمیمانه خوشامد گرم
scatology وسواس هرزه گویی وسواس نجاست
prate یاوه گویی کردن وراجی کردن
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com