English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (3 milliseconds)
English Persian
risk ریسک
risked ریسک
risking ریسک
risks ریسک
Other Matches
risk lover طرفدار ریسک
venturing مبادرت ریسک
balancing of portfolio پوشاندن ریسک
emergency risk ریسک اضطراری
titmouse چرخ ریسک
skate on thin ice <idiom> ریسک کردن
to incur a risk ریسک کردن
ventures مبادرت ریسک
ventured مبادرت ریسک
venture مبادرت ریسک
riskiest ریسک دار
risky ریسک دار
riskier ریسک دار
risk مخاطره ریسک خطر
risked مخاطره ریسک خطر
at owner's risks ریسک به عهده مالک
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
risking مخاطره ریسک خطر
owner's risk ریسک صاحب کالا
producer's risk ریسک تولید کننده
risks مخاطره ریسک خطر
risking احتمال خطر ریسک کردن
dicey <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
hairy <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
risks احتمال خطر ریسک کردن
Don't push your luck! [این وضعیت را] ریسک نکن!
He took his chance. او [مرد] این ریسک را کرد.
risked احتمال خطر ریسک کردن
risk احتمال خطر ریسک کردن
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
stick one's neck out <idiom> مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
This is a calculated risk. این یک ریسک حساب شده است
To twist the lions tail . با دم شیر باز ؟ کرد ؟ ( جسارت یا ریسک کردن )
run a risk <idiom> ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com