English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
flare angle زاویه گسترش یا گشادگی
Other Matches
deploy اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploying اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
dilation گشادگی
apertures روزنه گشادگی
aperture روزنه گشادگی
hagioscope [گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
deployment operating base پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
force tabs نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
graduated circle of an alidade دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
declination زاویه انحراف زاویه میل
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
entering angle زاویه ورودی زاویه دخول
angle of repose زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of convergence زاویه تقرب زاویه پارالاکس
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
deploy گسترش
propagation گسترش
development گسترش
extension گسترش
deploying گسترش
expanses گسترش
expanse گسترش
develops گسترش
develop گسترش
deploys گسترش
dispersal گسترش
extensions گسترش
promotion گسترش
line of deployment خط گسترش
spread گسترش
promotions گسترش
spreads گسترش
developments گسترش
deployment گسترش
expansion گسترش
deploying گسترش یافتن
extensibility گسترش پذیری
prompt deployment گسترش فوری
generation افرینش گسترش
generations افرینش گسترش
widening of market گسترش بازار
accrue گسترش یافتن
accrues گسترش یافتن
accruing گسترش یافتن
flank development گسترش جناحی
deploy گسترش یافتن
deploys گسترش یافتن
expansion path مسیر گسترش
abroad گسترش یافته
wide angle عدسی گسترش
outspread گسترش یافتن
wide-angle عدسی گسترش
deployment diagram دیاگرام گسترش
prompt deployment گسترش مناسب
deployment تفرقه گسترش
eco development بوم گسترش
sign extension گسترش علامت
credit expansion گسترش اعتبار
deployment diagram طرح گسترش
expansible گسترش پذیر
image speard گسترش تصویر
widening of capital گسترش سرمایه
vertical expansion گسترش عمودی
job enlargement گسترش شغلی
circumfuse گسترش یافتن
deployed گسترش یافته
development plan طرح گسترش
path of expansion مسیر گسترش
bank expansion گسترش بانکی
applied <adj.> <past-p.> گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> گسترش یافته
spread گسترش یافتن
develops گسترش وضعیت
develops گسترش دادن
installed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
spreads گسترش یافتن
develop گسترش وضعیت
disposition ارایشات گسترش
develop گسترش دادن
to develop [into] گسترش دادن [به]
appointed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
expansion گسترش توسعه
to grow [into] گسترش دادن [به]
expansion گسترش انبساط
to unfold گسترش دادن
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
generates گسترش یافتن افریدن
to spread [across] [over] گسترش یافتن [سرتاسر]
generate گسترش یافتن افریدن
generated گسترش یافتن افریدن
relocation تجدید گسترش دادن
elater خاصیت انبساط و گسترش
automatic volume expansion گسترش خودکار صدا
generating گسترش یافتن افریدن
bank development گسترش شبکه بانکی
redeployment گسترش مجدد دادن
growth company شرکت در حال گسترش
redeployment تجدید گسترش کردن
spaces گسترش دادن متن
expanding industry صنعت در حال گسترش
dispersion تفرقه گسترش یکان
space گسترش دادن متن
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
spread بسط وتوسعه یافتن گسترش
open ranks گسترش باز درسواره نظام
extensible آنچه قابل گسترش است
spreads بسط وتوسعه یافتن گسترش
expansion توسعه گسترش دادن کشیدن
battery groung pattern طرح گسترش توپهای اتشبار
expandable آنچه قابل گسترش باشد
apex angle زاویه راسی هدف زاویه راسی
deployed مستقر گسترش یافته در روی زمین
To extend the scope of ones activities . میدان عملیات خودرا گسترش دادن
breeding ground محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extending قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
breeding grounds محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extend قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
problem child فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
disposition صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
metastasize گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
EEMS در یک IBM PC پیشرفت EMS روش استاندارد گسترش حافظه اصلی مناسب با PC
scalable software برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
secure hypertext transfer protocol گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
isogonic line خط هم زاویه
angle of attack زاویه تک
corner زاویه
cornering زاویه
corners زاویه
angle t زاویه تی
locality زاویه
pike زاویه
canton زاویه
localities زاویه
cantons زاویه
angle زاویه
angles زاویه
azimuth angle زاویه گرا
clearance angle زاویه ازاد
clinometer زاویه یاب
center spuare زاویه تمرکز
fusion angle زاویه فوزیون
flap angle زاویه فلپ
bearing angle زاویه حامل
facial angle زاویه دیدfascia
facial angle زاویه چهره
f.angte زاویه وجهیه
bearing angle زاویه یاطاقان
rake angle زاویه شیب
bending angle زاویه خمش
blade angle زاویه تیغه
bond angle زاویه پیوند
bragg angle زاویه براگ
goniameter زاویه سنج
entering angle زاویه ورود
critical angle زاویه بحرانی
critical angle of attack زاویه حمله
cutting angle زاویه برش
dead group زاویه بیروح
dependum angle زاویه ته دنده
dead zone زاویه بیروح
declination زاویه انحراف
dehedral angle زاویه دو وجهی
deflection angle زاویه انحراف
front rake زاویه شیب
back rake angle زاویه شیب
electrical angle زاویه الکتریکی
dead area زاویه بیروح
defilade زاویه بیروح
drift angle زاویه سوق
clinometer زاویه سنج
splay زاویه بازشو
diffraction angle زاویه پراش
coign سنگ زاویه
contact angle زاویه تماس
deflection angle زاویه خمش
goniometer زاویه یاب
tilt angle زاویه انحراف
theodo;ite زاویه سنج
target angle زاویه هدف
tail setting angle زاویه نصب دم
spherical angle زاویه مرکزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com