Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
robot control languages
زبانهای کنترل روبوت
Other Matches
ml
IB برای کنترل روبوت ها
robotics
علم دستگاههای خودکار قسمتی از هوش مصنوعی درارتباط با روبوت علم طراحی و استفاده از روبوت
robots
روبوت
robot
روبوت
ri/sme
سازمان تخصصی مهندسین علاقه مند در طراحی واستفاده از روبوت هاof Society the Internationalof EngineersRobotics anufacturing
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
Bantu
زبانهای بانتو
modern languages
زبانهای امروزی
tone language
زبانهای اهنگی
string processing languages
زبانهای پردازش رشته
xenoglossophobia
هراس از زبانهای بیگانه
enarthrosis
مفصل کام و زبانهای
modern languages
زبانهای این عصر
The living languages of the world.
زبانهای زند ؟ دنیا
low level languages
زبانهای سطح پایین
list processing langauge
زبانهای پردازش لیست
indo aryan
به زبانهای اریایی و هندوستان
xenoglossophilia
عشق به زبانهای بیگانه
turkic
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
turki
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
glottochronology
مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
Bantu
عضو قبیلههایی که به زبانهای بانتو تکلم میکنند
To have a flair for languages.
ذوق فرا گیری زبانهای خارجی را داشتن
databases
مجموعه زبانهایی که مثل زبانهای شرح داده
database
مجموعه زبانهایی که مثل زبانهای شرح داده
lingua francas
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
lingua franca
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
vdl
زبانی برای تعریف و معناشناسی زبانهای برنامه نویسی
There are many difference between Persian and English .
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
codasyl
مشاوره در مورد زبانهای سیستمهای اطلاعات Language DataSystems On Conferenceکنفرانس سیستم زبان داده ها
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
generations
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
generation
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
american national standards institute
سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
ansi
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
fifth generation computers
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
ctrl
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
Borland
شرکت نرم افزاری که زبانهای برنامه نویسی زیادی را توسعه داده است و نیز سیتمهای پایگاه داده ها و برنامههای صفحه گسترده
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
renumber
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
fire control
کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
controls
کنترل
check-up
کنترل
control
کنترل
line control
کنترل خط
controlling
کنترل
control code
کد کنترل
rein
کنترل
check-ups
کنترل
minor control
کنترل کم
damage control
کنترل خسارات
direct control
کنترل مستقیم
control
کنترل بازبینی
data control
کنترل داده ها
electric control
کنترل الکتریکی
ignition control
کنترل احتراق
bridled
کنترل کردن
digital control
کنترل دیجیتالی
control
کنترل کردن
cortical control
کنترل مغزی
hoo heap
کنترل نفس
cpu
واحد کنترل
ground control
کنترل زمینی
ctrl
کلید کنترل
cu
واحد کنترل
camshafts
محور کنترل
camshaft
محور کنترل
grid control
کنترل شبکه
hydraulic tracer control
کنترل پیستونی
electronic control
کنترل الکترونیکی
error control
کنترل خطا
fiscal control
کنترل مالی
controls
کنترل کردن
flight control
کنترل پرواز
controls
کنترل بازبینی
flow control
کنترل جریان
bridling
کنترل کردن
bridles
کنترل کردن
bridle
کنترل کردن
fly control
برج کنترل
forms control
کنترل فرم ها
frequency check
کنترل فرکانس
frequency control
کنترل فرکانس
fire control
کنترل اتش
remote control
کنترل از دور
fighter control
کنترل شکاریها
government control
کنترل دولتی
governing mode
روش کنترل
external control
کنترل خارجی
exchange control
کنترل ارز
exchange control
کنترل ارزی
experimental control
کنترل ازمایشی
pulpits
میز کنترل
pulpit
میز کنترل
field control
کنترل میدان
controlling
کنترل کردن
controlling
کنترل بازبینی
coercive control
کنترل قهری
full command
کنترل کامل
control field
فیلد کنترل
control cards
کارتهای کنترل
control card
کارت کنترل
control cable
کابل کنترل
control bus
مسیر کنترل
control bus
گذرگاه کنترل
control block
بلوک کنترل
control block
کنده کنترل
control area
منطقه کنترل
contract control
کنترل دینامیکی
contract control
کنترل تغایر
control character
دخشه کنترل
control circuit
مدار کنترل
relay
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relays
یچ کنترل الکترومغناطیسی
control desk
میز کنترل
control console
کنسول کنترل
control console
پیشانه کنترل
control computer
کامپیوتر کنترل
control code
رمز کنترل
control circuits
مدارهای کنترل
frame
کنترل هایی
close control
کنترل نزدیک
cintrol mechanism
مکانیسم کنترل
bank sluice
دریچه کنترل
automatic control
کنترل خودکار
asynchronous control
کنترل ناهمگام
arms control
کنترل سلاح
arbitrary control
کنترل فرضی
air way station
ایستگاه کنترل
air control
کنترل هوایی
accuracy control
کنترل دقت
access control
کنترل دستیابی
controlled
کنترل شده
command and control
کنترل و فرماندهی
bowden control cable
کابل کنترل
checks and balance
کنترل و مقابله
check mark
علامت کنترل
centralized control
کنترل تمرکزی
central control panel
مرکز کنترل
carriage control
کنترل نورد
cascade control
کنترل زنجیرهای
cam control
بادامک کنترل
budgetary control
کنترل بودجه
budgetary control
کنترل بودجهای
uncontrolled
کنترل نشده
control lever
اهرم کنترل
control system
سیستم کنترل
control surface
سطح کنترل
control structure
ساخت کنترل
control store
انباره کنترل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com