Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
grounding brush
زغال زمین
Other Matches
huckleberry
درخت زغال اخته زغال اخته
charr
زغال
charry
زغال
coal heaver
زغال کش
coal
زغال
brushes
زغال
litho crayon
زغال
brush
زغال
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
lag of brush
پس رفتن زغال
brush pig tail
سیم زغال
pig tail of brush
سیم زغال
negative brush
زغال منفی
lignite
زغال قهوهای
brush ring
حلقه زغال
brush rocker
فنر زغال
brush lag
پس رفتن زغال
pilot brush
زغال راهنما
battery carbon
زغال باتری
charred
زغال مانند
collector brush
زغال گرداور
bituminous coal
زغال قیری
charwomen
زغال فروش
whortle
زغال اخته
whort
زغال اخته
dogberry
زغال اخته
brush contact loss
افت زغال
brush holder
پایه زغال
charwoman
زغال فروش
positive brush
زغال مثبت
brush yoke
یوغ زغال
charcoal
زغال چوب
coal hole
زغال دان
coal
زغال سنگ
coke
زغال کوک
clutch pilot bearing
زغال کلاچ
cokes
زغال کوک
sugar carbon
زغال قند
brush pressure
فشار زغال
coal
زغال کردن
coal bed
رگه زغال
coal whipper
زغال کش کشتی
carbon brush
زغال کربنی
lead of brush
پیشرفتن زغال
powdered charcoal
خاکه زغال
charry
زغال مانند
coaler
زغال سنگ کش
gleed
زغال سرخ
coal dust
خاکه زغال
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
zinc carbon cell
پیل روی- زغال
char
نیمسوز شدن زغال
char
جسم زغال برگشتن
charring
نیمسوز شدن زغال
embers
خاکه زغال نیمسوز
ember
خاکه زغال نیمسوز
charring
جسم زغال برگشتن
blind coal
زغال سنگ بی شعله
briquette
خاک زغال قالبی
coaly
زغال سنگ دار
third brush regulation
تنظیم با زغال اضافی
brush lead
پیش رفتن زغال
coald pit
کود زغال سنگ
coal pit
محل زغال سازی
coal measures
طبقات زغال خیز
brush friction loss
اتلاف مالشی زغال
charr
تبدیل به زغال کردن
cokes
تبدیل به زغال کردن
red coals
زغال سرخ یا تابیده
third brush generator
دینام با زغال اضافی
coal field
کان زغال سنگ
briquet
خاک زغال قالبی
coal field
ناحیه زغال خیز
chars
نیمسوز شدن زغال
peatery
معدن زغال سنگ
coal gas
گاز زغال سنگ
cinder
زغال نیم سوز
coal tar
قطران زغال سنگ
cinders
زغال نیم سوز
decarbonate
زغال چیزی را گرفتن
bituminous coal
زغال سنگ چاق
decarbonize
زغال چیزی را گرفتن
gauze brush
زغال توری شکل
coke
زغال سنگ سوخته
coke
تبدیل به زغال کردن
cornel tree
درخت زغال اخته
chars
جسم زغال برگشتن
cokes
زغال سنگ سوخته
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
chauldron
پیمانه زغال برابر1296 لیتر
blueberries
قره قاط زغال اخته
blueberry
قره قاط زغال اخته
flyash
خاکستر حاصل از زغال سنگ
fat coal
زغال سنگ قیرداریاچربی دار
coaler
وسیله حمل زغال سنگ
stone coal
زغال سنگ خشک یا خالص
cornaceous
وابسته بخانواده زغال اخته
hewer
کارگر معدن زغال سنگ
lignite
زغال سنگ چوب نما
dogwood
زغال اخته سیاه توسه
goal predicates blackness
زغال از سیاهی خبر میدهد
benzole
فراورده قیر زغال سنگ
keels
کشتی زغال کش عوارض بندری
keel
کشتی زغال کش عوارض بندری
breeze-block
خاکه زغال نیمه سوز
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
poudrette
کودی که از مدفوع و زغال امیخته باشد
cornelian
عقیق جگری درخت زغال اخته
he had a good supply of coal
زغال سنگ کافی ذخیره کرده
exhaustable resources
زغال سنگ و سایر مواد کانی
hutches
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
hutch
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
duff
سبزیهای فاسد جنگل خاکه زغال سنگ
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
anthracite
زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
peaty
دارای زغال سنگ نارس مانندزغال نارس
charring
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
char
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
fields
زمین
earthing
زمین
acres
زمین
acre
زمین
land n
زمین
floor
کف زمین
lackland
بی زمین
extra terrestrial
زمین
norland
زمین
grazes
زمین
ground
زمین
terrain
زمین
grass roots
کف زمین
ground
: زمین
this earthly round
زمین
graze
زمین
grazed
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
soil
زمین
floored
کف زمین
floors
کف زمین
land
زمین
ground surface
کف زمین
geodetically
زمین
ground line
خط زمین
fielded
زمین
field
زمین
domain
زمین
soiling
زمین
soils
زمین
floor
کف زمین
domains
زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com