Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
valve timing
زمان بندی سوپاپ
Other Matches
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
valve seat insert
مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
scheduling
زمان بندی
timing
زمان بندی
attack timing
زمان بندی تک
scheduling queue
صف زمان بندی
schedules
برنامه زمان بندی
scheduled
برنامه زمان بندی
project schedule
زمان بندی پروژه
scheduling algorithm
الگوریتم زمان بندی
dynamic scheduling
زمان بندی پویا
scheduled
زمان بندی کردن
schedule
برنامه زمان بندی
schedule
زمان بندی کردن
time table
جدول زمان بندی
non scheduled
زمان بندی نشده
event scheduling
زمان بندی رویدادها
schedules
زمان بندی کردن
schedule maintenance
نگهداشت زمان بندی شده
schedules
برنامه زمان بندی فهرست
scheduled
برنامه زمان بندی فهرست
schedule
برنامه زمان بندی فهرست
Manchester coding
و نیمه دوم برای سیگنال زمان بندی است
hold
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
hazard
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazards
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
holds
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
hazarded
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarding
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
valve seat reamer
جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
synchronous
شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
resource leveling
زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
pipelines
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
pipeline
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
isochronous network
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
synchronous
. شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
timing disc
علامت حک شده روی موتورپیستونی برای کمک به تعیین دقیق وضعیت زاویهای میل لنگ به منظور زمان بندی صحیح کارکرد موتور
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
Windows Explorer
گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
times
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
force tabs
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
valve
سوپاپ
valves
سوپاپ
valvate
سوپاپ
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
valve guide
هادی سوپاپ
check valve
سوپاپ یک طرفه
intake port
سوپاپ ورودی
intake valve
سوپاپ ورودی
valveless
بدون سوپاپ
inlet valve
سوپاپ ورودی
valviferous
سوپاپ دار
push rod
راهنمای سوپاپ
discharge valve
سوپاپ دود
lift valve
سوپاپ بالارونده
discharge valve
سوپاپ تخلیه
valve
لامپ سوپاپ
inlet valve
سوپاپ گاز
intake valve
سوپاپ گاز
poppet valve
سوپاپ لولهای
valve clearance
لقی سوپاپ
valve lag
تاخیر سوپاپ
tulip valve
سوپاپ لولهای
valve lead
تقدم سوپاپ
valve seat
نشیمنگاه سوپاپ
delivery valve
سوپاپ تحویل
plate valve
سوپاپ بشقابکی
pilot valve
سوپاپ تنظیم
brake valve
سوپاپ ترمز
plunge valve
سوپاپ شناور
grinding
تراشیدن سوپاپ
inlet port
سوپاپ ورودی
regulators
سوپاپ نافم
regulator
سوپاپ نافم
rockers
اسبک سوپاپ
rocker
اسبک سوپاپ
globe valve
سوپاپ کروی
camshaft
میل سوپاپ
rocker arm
انگشته ی سوپاپ
regulating valve
سوپاپ تنظیم
poppet valve
سوپاپ مکش
camshafts
میل سوپاپ
slide valve
سوپاپ متحرک
solenoid controlled valve
سوپاپ الکترومغناطیسی
solenoid valve
سوپاپ مغناطیسی
blow off valve
سوپاپ قطع دم
air intake
سوپاپ هوا
admission port
سوپاپ ورودی
disc
بشقاب سوپاپ
valves
لامپ سوپاپ
injector valve
سوپاپ تزریق
discs
بشقاب سوپاپ
exhaust valve
سوپاپ دود
rocker arm
چکش سوپاپ
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
respirators
سوپاپ ضربت گیر
respirator
سوپاپ ضربت گیر
trailer brake valve
سوپاپ ترمز تریلر
lathes
دستگاه سوپاپ تراش
suction
مکش سوپاپ تلمبه
valve scavenging
پاک کردن سوپاپ
valve timing
تنظیم سوپاپ اتومبیل
lathe
دستگاه سوپاپ تراش
high pressure valve
سوپاپ فشار قوی
valve refacer
دستگاه پرداخت سوپاپ
butterfly valve
سوپاپ یا دریچه پولکی
valve
بشکل دریچه یا سوپاپ
valves
بشکل دریچه یا سوپاپ
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
valve seat grinder
دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
valve duration
مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
check valve
سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valve lift
کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
gavernor valve
سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
valvate
سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
grinders
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinder
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
rocker arm
اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
cruise valve
سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
presents
زمان حاضر زمان حال
seek time
زمان جستجو زمان طلب
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
present
زمان حاضر زمان حال
presented
زمان حاضر زمان حال
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
presenting
زمان حاضر زمان حال
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
j valve
سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
back pressure valve
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
blast valve
سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classification
طبقه بندی رده بندی
lineaments
طرح بندی صورت بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
classifications
طبقه بندی رده بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording
جمله بندی کلمه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
hot valve clearance
فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequencies
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
short cycle annealing
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com