Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
time of flight
زمان پرواز گلوله
Other Matches
station time
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
time of flight
زمان پرواز هواپیما
launch time
زمان پرواز هوایی هواپیما
scheduled service plane
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
scheduled plane
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
prudent limit of endurance
حداکثر زمان پرواز مطمئن هواپیما از نظر سوخت
retards
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retarding
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retard
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
inflight reliability
تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
flight coordination
هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
sabot
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
clues
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
fire ball
گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet
گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
clue
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
ogive
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
runways
راه پرواز باند پرواز
sortie
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runway
راه پرواز باند پرواز
sorties
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
dud
منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
flight test
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
side spray
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
inflight phase
مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
beacon flight
پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
seek time
زمان جستجو زمان طلب
presented
زمان حاضر زمان حال
presenting
زمان حاضر زمان حال
presents
زمان حاضر زمان حال
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
present
زمان حاضر زمان حال
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
ballistics of penetration
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
angle of arrival
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course
مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequencies
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
night flying
شب پرواز کن
flight deck
پل پرواز
night flying
پرواز
fly
پرواز
blast-off
پرواز
flying
پرواز
flight decks
پل پرواز
flightless
بی پرواز
flight line
خط پرواز
trip
پرواز
ceiling
حد پرواز
sorties
پرواز
flight
پرواز
blast off
پرواز
ceilings
حد پرواز
tripped
پرواز
sortie
پرواز
trips
پرواز
high-flying
بلند پرواز
flight level
سطح پرواز
kite
پرواز کردن
space flight
پرواز فضایی
take off
پرواز کردن
flight leader
فرمانده پرواز
flight gear
لباس پرواز
flight control
کنترل پرواز
flight engineer
مهندس پرواز
in-flight
حین پرواز
blood agent
مدت پرواز
flight level
سقف پرواز
flight ration
جیره پرواز
flight platform
سکوی پرواز
flight path
مسیر پرواز
flight operations
عملیات پرواز
flight navigator
هدایتگر پرواز
flight manual
دستورالعمل پرواز
ambitious
بلند پرواز
sortie reference
شماره پرواز
flight computer
کامپیوتر پرواز
aviate
پرواز کردن
to take wing
پرواز کردن
runway
باند پرواز
flight decks
عرشه پرواز
runways
خیابان پرواز
combat available
اماده به پرواز
return flight
پرواز برگشت
runways
باند پرواز
altivolant
بلند پرواز
single flight
پرواز رفت
soloist
خلبان تک پرواز
goggling
عینک پرواز
goggled
عینک پرواز
dead reckonning
پرواز کور
cruising altitude
ارتفاع پرواز
helms
سکان پرواز
flying
پرواز کننده
flight deck
عرشه پرواز
flight clearance
اجازه پرواز
ceilings
سقف پرواز
flege
قابل پرواز
soarer
پرواز کننده
ceiling
سقف پرواز
administrative flight
پرواز اداری
fly
پرواز کردن
air medal
نشان پرواز
to take off
پرواز کردن
to launch into the air
پرواز کردن
kites
پرواز کردن
runway
خیابان پرواز
helm
سکان پرواز
soloists
خلبان تک پرواز
flightworthy
قابل پرواز
flight
پرواز کردن
instrument fkight
پرواز کور
instrument flight
پرواز کور
goggle
عینک پرواز
post flight
بعد از پرواز
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
preflight
قبل از پرواز
flight
مسیر پرواز
flypasts
پرواز در ارتفاع کم
visual flight
پرواز بصری
volant
پرواز کننده
high flying
بلند پرواز
flypast
پرواز در ارتفاع کم
flybys
پرواز در ارتفاع کم
winging
پرواز پرش
wing
پرواز پرش
flyby
پرواز در ارتفاع کم
icarian
بلند پرواز
scamper
پرواز سریع
flying shot
تیر سر پرواز
flyable
قابل پرواز
mission ready
اماده پرواز
flying ground
میدان پرواز
on the wing
پرواز کننده
flying speed
سرعت پرواز
volitant
پرواز کننده
path of flight
مسیر پرواز
scampers
پرواز سریع
scampering
پرواز سریع
flighty deck
اطاق پرواز
scampered
پرواز سریع
flying officer
افسر پرواز
free flight
پرواز ازاد
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
afterflight inspection
بازدید بعد از پرواز
fly
پرواز کردن پریدن
floating
نوک پرواز کننده
hoverting
حفظ ارتفاع پرواز
What's the flight number?
شماره پرواز چیست؟
airworthiness certificate
گواهینامه صلاحیت پرواز
aero
مربوط به پرواز یا هواپیما
cruising level
سقف پرواز ثابت
planed
صاف کردن پرواز
on the line
هواپیمای اماده پرواز
fly
گریختن پریدن پرواز
special area
منطقه پرواز مخصوص
hovers
پرواز نزدیک زمین
hovered
پرواز نزدیک زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com