English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
high-flying بلند پرواز
Other Matches
flying high <idiom> خیلی شادوشنگول
high flying خیال پرور
high flying یاوه اندیش
high flying بلند پرواز
high flying بلند خیال
flying پردار سریع السیر
flying بال وپر زن بسرعت گذرنده مسافرت هوایی
flying پرواز
flying پرواز کننده
over-flying محوطهپروازمجاز
flying squads گروه ضربت
flying dust گرد
flying squad گروه تندواکنش
flying squad گروه تندکنش
flying saucer بشقاب پرنده
flying saucers بشقاب پرنده
flying squads گروه تندواکنش
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
flying squads گروه تندکنش
flying squad گروه ضربت
with flying colours فیروزی وافتخار
with flying colours با
To come off with flying colors. روسفید شدن
flying fish صورت فلکی ماهی پرنده
flying fish ماهی پردار
flying fishes صورت فلکی ماهی پرنده
flying fishes ماهی پردار
ski flying پرش بااسکی
flying crane هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
flying visit ملاقاتوزیارتکوتاهمدت
flying picket کسیکهافرادرادرمکانهایدیگررادعوتبهاعتصابکند
flying doctor پزشکسیار
night flying پرواز
night flying در شب
night flying شب پرواز کن
flying ambulance گردونه تندروبرای بردن زخم خوردگان جنگ
flying boat هواپیمای ابی
flying bridge پل موقتی
flying levels خط تراز نقشه برداری
flying levels افق تراز متحرک
flying lines لولههای متحرک
flying machine هواپیما
flying machine بارفیکس متحرک
flying mare فن کمر
flying mouse موش خرمای پرداراسترالیایی
flying wedge نوعی مانور تهاجمی قدیمی
flying officer افسر پرواز
flying officer ستوان یکم هوایی
flying shore تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
flying shot تیر سر پرواز
flying speed سرعت پرواز
flying spot لکه نورتند رو
flying start شروع مسابقه اتومبیلرانی
flying lemur نوعی پستاندار شب خیز
flying jib بادبان سه گوش کوچک
flying bridge پل شناور
flying bridge پل هوایی
flying cadet دانشجوی هوایی
flying camp اردوی سبک وسیار
flying coke دوده
flying colors توفیق کامل
flying colors موفقیت قطعی
flying dutchman ملوان هلندی که محکوم شد تا روز قیامت روی دریا بماند
flying dutchman شبح کشتی
flying dutchman قایق بادبان دار 3 نفره
flying field میدان فرودگاه
flying fox خفاش میوه خوار
flying ground میدان پرواز
flying gurnard نوعی ماهی بالدار
flying head نوک تند رو
flying head نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
flying buttress شمع پشت بند
flying buttresses طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
flying buttress طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
flying ground پروازگاه
flying facade [ساخت نیمه چوبی کاذب]
with flying colors <idiom> تمامی موفقیتها
ban from flying قدغن پرواز [برای منطقه ای]
flying officer افسر خلبان
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
to ban from flying قدغن کردن پرواز
flying ban [in an area] قدغن پرواز [برای منطقه ای]
flying spot scanner پوینده لکهای تند رو
distinguished flying cross نشان صلیب پرواز
to send things flying [بخاطر ضربه] به اطراف در هوا پراکنده شدن
distinguished flying cross نشان ممتاز پرواز
The aircrafts was flying in a northerly direction. هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
to impose [place] a flying ban قدغن کردن پرواز
high بزرگ
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
you were then that high ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high خیلی بزرگ
high زبان سطح بالا
about as high تقریبا` همان اندازه بلند
high عظیم
high واچرخه
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high سخت گران
high وسیله گران یا با کارایی بالا
high برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high ت
high روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
very high ارتفاع خیلی بالا
high خشمگینانه
high وافر گران گزاف
high زیاد
high متعال رشید
high بلند پایه
high جای مرتفع
high مرتفع
high بلند
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high فراز
high عالی
high-up فردیباقدرتونفوذفراوان
high خشن متکبر
high (1 9 to 36) بلند
high بالا
high اندکی فاسد
high وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high value قیمتی
on high به اسمان
high value گران قیمت
on high در بالا
on high در اسمان
high باصدای بلند
high بوگرفته
high تند زیاد باصدای زیر
high متکبرانه
high resistance پرمقاومت
high sticking خطا با ضربه چوب لاکراس
high resolution وضوح بالا
high souled با جرات
high souled با همت
high speed سریع السیر
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high strung بسیار حساس
high storage انباره بالا
high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high speed دنده سریع
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
high status بلندپایه
high spirited دارای روح خودسری وجسارت
high spin پرچرخش
high spin چرخش زیاد
high spin پر اسپین
high spirited جسور
high seasoned خوش طعم پرچاشنی
high seasoned پرادویه
high strung عصبانی
high road شاهراه
high seas ابهای برون مرزی
high tension فشار قوی
high tender به مزایده گذاشتن
high road جاده عمده
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high sea دریای ازاد
high tender مزایده
high temperature دمای بالا
high seas دریای ازاد
high seas ابهای بین المللی
high seas دریاهای ازاد
high seas دریاهای باز
high strung کوک
high spirited متکبر
high grown بلند قد
high jumper پرنده پرش ارتفاع
high land زمین کوهستانی
high light نکات برجسته یا جالب
high light تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high lights نکات مهم
high lights موضوعات مهم مطالب مهم
high limit حد نهایی
high line پل رابط اصلی
high-rise ساختمان بلند
high mind با مناعت دارای احساسات بلند
high minded بامناعت
high minded بزرگ منش
high minded مغرور
high jack دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high interest بهره سنگین
high grown دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed امرانه
high handed خودخواهانه
high handed مکارانه
high hat کلاه بلند
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat افاده کردن
high horse مغرور
high horse پر افاده
high hurdles مسابقه کوتاه دو بامانع
high hurle مانع بلند
high impedance امپدانس بالا
high interest بهره گران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com