Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
geochemistry
زمین شیمی
Search result with all words
biogeochemistry
زمین شیمی زیستی
geochemistry
شیمی خاک زمین شیمی
Other Matches
biochemists
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemist
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemical
مربوط به شیمی حیاتی یازیست شیمی
biochemistry
شیمی حیات
[زیست شیمی]
biological chemistry
شیمی حیات
[زیست شیمی]
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
chemistry
شیمی
industrial chemistry
شیمی صنعتی
chemical abstracts
چکیدههای شیمی
iatrochemistry
شیمی پزشکی
components
جزء در شیمی
astrochemistry
اختر شیمی
electrochemistry
برق شیمی
inorganic chemistry
شیمی الی
chemical engineering
مهندسی شیمی
chemists
شیمی دان
chemist
شیمی دان
food chemistry
شیمی غذا
organic chemistry
شیمی الی
curdling chemistry
شیمی لخته
coordination chemistry
شیمی کوئوردیناسیون
petrochemical
شیمی نفت
geometrical isomer
همپار شیمی
applied chemistry
شیمی کاربردی
nuclear chemistry
شیمی هستهای
thermochemistry
شیمی گرمایی
biological chemistry
زیست شیمی
physical chemistry
شیمی فیزیک
petrochemistry
شیمی نفت
polymer chemistry
شیمی بسپار
pure chemistry
شیمی محض
component
جزء در شیمی
zoochemistry
شیمی حیوانی
theoretical chemistry
شیمی نظری
analytical chemistry
شیمی تجزیه
thermochemistry
گرما شیمی
chemistry
علم شیمی
biochemistry
زیست- شیمی
phamaceutical chemistry
شیمی دارویی
concentration
غلظت
[شیمی]
biochemistry
زیست شیمی
neurochemistry
شیمی اعصاب
photographic chemistry
شیمی عکاسی
chemotherapy
شیمی درمانی
agrochemistry
شیمی زراعی
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
histochemistry
شیمی بافتی وسلولی
host guest chemistry
شیمی میزبان- میهمان
hood
کلاهک دودکش
[شیمی]
stereo chemistry
مبحث شیمی فضایی
physio chemical
وابسته به شیمی فیزیکی
dome
کلاهک دودکش
[شیمی]
macromolecular chemistry
شیمی درشت مولکول
amylum
نشاسته
[زیست شیمی]
bioinorganic chemistry
شیمی معدنی زیستی
elemental analysis
فراکافت عنصری
[شیمی]
acetify
اسیدی شدن
[شیمی]
elemental analysis
آنالیز عنصری
[شیمی]
biological chemistry
بیوشیمی
[زیست شیمی]
biochemistry
بیوشیمی
[زیست شیمی]
organic
وابسته به شیمی الی
hood
گنبد دودکش
[شیمی]
dome
گنبد دودکش
[شیمی]
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
to acidify something
چیزی را اسیدی کردن
[شیمی]
to acidify something
چیزی را اسیددار کردن
[شیمی]
parts per million
[ppm]
بخش در میلیون
[فیزیک]
[شیمی]
quantum state
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
to stay floating
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
leachate
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
starch
[Amylum]
نشاسته
[زیست شیمی]
[غذا و آشپزخانه]
leach
[liquid formed by leaching]
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
zymurgy
مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی
to remain suspended
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
charge carrier
حامل بار
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
actinochemistry
مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
coulomb
[C]
کولن
[یکای بار الکتریکی در اس آی]
[فیزیک]
[شیمی]
to suspend
معلق نگه داشتن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
dimensionless quantity
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
radiochemistry
یک شاخه از شیمی که بااثرات شیمیایی رادیواکتیوسرو کار دارد
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
photochemistry
رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
inferior figures
حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
geodetically
زمین
soiling
زمین
soil
زمین
extra terrestrial
زمین
tellus
زمین
ground surface
کف زمین
ground line
خط زمین
this earthly round
زمین
soils
زمین
earthing
زمین
terrain
زمین
land
زمین
floors
کف زمین
floored
کف زمین
acres
زمین
floor
کف زمین
land n
زمین
rooter
زمین کن
lackland
بی زمین
globe
زمین
norland
زمین
grass roots
کف زمین
earths
زمین
domains
زمین
cinder tracks
زمین دو
domain
زمین
ground
کف زمین
real estate
زمین
ground
: زمین
grazes
زمین
floor
کف زمین
acre
زمین
ground
زمین
graze
زمین
cinder track
زمین دو
grazed
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
aerospace
جو زمین
fields
زمین
fielded
زمین
field
زمین
globes
زمین
earth
زمین
emblements
حاصل زمین
earth socket
پریز زمین
earth science
زمین شناسی
earth electrode
الکترد زمین
earth current
برق زمین
earthling
اهل زمین
earth crust
پوسته زمین
elevated ground
زمین بلند
earthing
اتصال زمین
earthing strap
تسمه زمین
earth's crust
پوسته زمین
earth's axis
محور زمین
earthmoving
حرکت زمین
earth's attraction
ربایش زمین
earth terminal
ترمینال زمین
earthward
بسوی زمین
earthward
بطرف زمین
earthwards
سوی زمین
earth excavating
حفاری زمین
earthwards
بطرف زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com