English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (7 milliseconds)
English Persian
field hockey زمین هاکی
Search result with all words
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
end zone منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
endboards دیوارههای اخر زمین هاکی
slap shot ضربه محکم که تیغه چوب هاکی پشت گوی به زمین می خورد و ان را بلند میکند
street hockey نوعی هاکی در زمین یا کوچه بدون کفش اسکیت
Other Matches
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
blue line خط دفاعی هاکی
skates هاکی روی یخ
skate هاکی روی یخ
hockey هاکی روی یخ
banana blade چوب هاکی
skated هاکی روی یخ
six تیم هاکی
ice hockey هاکی روی یخ
sixes تیم هاکی
sextet تیم هاکی
iceman هاکی باز
sextets تیم هاکی
field hokey هاکی روی چمن
stanzas بخشی ازبازی هاکی
hurler بازیگر هاکی ایرلندی
stanza بخشی ازبازی هاکی
shinney چوب بازی هاکی
bandi نوعی هاکی روی یخ
stick چوب بازی هاکی
avco cup جام جهانی انجمن هاکی
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
speed a way نوعی بازی شبیه هاکی
fielding متوقف کردن و کنترل گوی هاکی
floor hockey هاکی روی یخ کودکان بدون اسکیت
stickhandler شخص ماهر در استفاده ازچوب هاکی
elevens تیم 11 نفره هاکی روی چمن
eleven تیم 11 نفره هاکی روی چمن
spears ضربه زدن به حریف با تیغه چوب هاکی
shinny نوعی بازی هاکی غیررسمی در صحرا و بیابان
hurling نوعی هاکی یا لاکراس بین دوتیم 51 نفره
spearing ضربه زدن به حریف با تیغه چوب هاکی
speared ضربه زدن به حریف با تیغه چوب هاکی
stickside سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
spear ضربه زدن به حریف با تیغه چوب هاکی
broomball نوعی هاکی روی یخ بدون کفش اسکیت با جارو و توپ فوتبال
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
assisted بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assisting بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assists بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assist بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
redstone موشک زمین به زمین رداستون
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
faces قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
face قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
blade سطح ضربتی چوب هاکی سطح ضربتی چوب گلف تیغه کف کفش اسکیت
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
acres زمین
cinder track زمین دو
acre زمین
geodetically زمین
tellus زمین
norland زمین
cinder tracks زمین دو
earths زمین
terrain زمین
this earthly round زمین
earthing زمین
ground surface کف زمین
globe زمین
grazes زمین
grazed زمین
graze زمین
grass roots کف زمین
ground line خط زمین
floors کف زمین
land زمین
soils زمین
soiling زمین
soil زمین
floor کف زمین
floored کف زمین
extra terrestrial زمین
real estate زمین
fielded زمین
fields زمین
ground زمین
aerospace جو زمین
lackland بی زمین
ground : زمین
floor کف زمین
domain زمین
domains زمین
ground [British] [floor] کف زمین
land n زمین
rooter زمین کن
earth زمین
ground کف زمین
globes زمین
field زمین
saturated ground زمین سیراب
flat ground زمین تخت
touchline خط کنار زمین
paralytic disability زمین گیری
grounding ایجاد زمین
grounding زمین کردن
vantage ground زمین سرکوب
sidelined خط کنار زمین
landward بسوی زمین
sideline خط کنار زمین
sidelines خط کنار زمین
sidelining خط کنار زمین
variable terrain زمین متغیر
open country زمین باز
underground water اب درون زمین
unplayable زمین نامناسب
orbit of the earth مدار زمین
sandy soil زمین ماسهای
original ground زمین طبیعی
original ground زمین بکر
terrestrial زمین خاکی
foreland زمین جلوامده
flat ground زمین مسطح
touch line خط کناری زمین
savanna زمین هموار
center stripe خط میانی زمین
center line خط وسط زمین
to send to grass زمین زدن
center line خط میانی زمین
rammer زمین کوب
uplands زمین کوهستانی
field of play زمین بازی
to kiss the ground زمین بوسیدن
dead group زمین بیروح
to go to grass زمین خوردن
to fall to the ground زمین خوردن
feature line خط عوارض زمین
to cast oneself down prostrate زمین بوسیدن
borderland زمین سرحدی
uplands زمین بلند
midfield line خط میانی زمین
certificate of land قباله زمین
terrain عوارض زمین
terrain زمین ناحیه
terrain نوع زمین
science of geology زمین شناسی
terrain زمین عملیات
rear court انتهای زمین
change court تعویض زمین
basement زیر زمین
basements زیر زمین
champaign زمین مرتفع
parcelling تفکیک زمین
upland زمین کوهستانی
scrub land زمین بایر
parkland زمین پارک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com