Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
procuratrix
زنی که در خانقاه راهبات کارهای غیر روحانی رااداره میکند
Other Matches
automatons
ماشینی که کارهای انسان را میکند
automaton
ماشینی که کارهای انسان را میکند
lay deacon
شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
overseer of the poor
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
prints
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
print
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
printed
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
thaumaturge
کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
nunnish
وابسته به راهبات
bureaus
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureau
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
backgrounds
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
TDS
سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
master
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
masters
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
mastered
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
sederunt
جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
clausura
خانقاه
khanaqah
خانقاه
clausure
خانقاه
abbey
خانقاه
abbeys
خانقاه
monasteries
خانقاه راهبان
mninster
خانقاه راهبان
friary
صومعه خانقاه
monastery
خانقاه راهبان
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
lamasery-rise
[خانقاه کشیشان بودایی در تبت]
parlatory
اطاق پذیذایی در خانقاه راهب ها
priories
دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
priory
دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
locutory
تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
lamasery ries
خانقاه کشیشان بودایی در تبت و مغولستان
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
spiritualist
روحانی
clergyman
روحانی
spiritually
روحانی
unfrocked
روحانی
ethereal
روحانی
etherean
روحانی
marabou
روحانی
clergymen
روحانی
unwordly
روحانی
heavenly
روحانی
unworldly
روحانی
sacred
روحانی
herdsmen
روحانی
herdsman
روحانی
spiritualists
روحانی
anagogic
روحانی
marabout
روحانی
spiritual
روحانی
prelacy
حکومت روحانی
hymn
سرود روحانی
laywoman
زن غیر روحانی
padres
پدر روحانی
padre
پدر روحانی
residentiary
روحانی مقیم
charisma
جذبه روحانی
perdition
مرگ روحانی
spiritualize
روحانی کردن
copartnership
ردای روحانی
lay
غیر روحانی
spiritual
روحانی معنوی
hymns
سرود روحانی
heavenliness
روحانی الوهیت
spirituality
عالم روحانی
temporal
غیر روحانی
pastors
پیشوای روحانی
pastor
پیشوای روحانی
etherealize
روحانی کردن
spirilual nutriment
غذای روحانی
pastorate
پیشوایی روحانی
pater
پدر روحانی
hierarch
رئیس روحانی
lays
غیر روحانی
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
twice born
تولدتازه روحانی یافته
secular songs
سرودهای غیر روحانی
spiritualization
جنبه روحانی دادن به
heavens
خدا عالم روحانی
inquisitional
وابسته به دادگاه روحانی
heaven
خدا عالم روحانی
spirituous
دارای حالت روحانی
hiearchic
وابسته به سران روحانی
layman
شخص غیر روحانی
laymen
شخص غیر روحانی
rapture
شعف وخلسه روحانی
subdeacon
معاون گماشته روحانی
rapture
وجد روحانی ربایش
raptures
شعف وخلسه روحانی
raptures
وجد روحانی ربایش
religious
تارک دنیا روحانی
laicism
غیر روحانی بودن
secularising
غیر روحانی کردن
secularises
غیر روحانی کردن
secularised
غیر روحانی کردن
deconsecrate
غیر روحانی کردن
priests
روحانی کشیشی کردن
priest
روحانی کشیشی کردن
goddaughter
دختر خواندهی روحانی
goddaughters
دختر خواندهی روحانی
apostle
عالیترین مرجع روحانی
apostles
عالیترین مرجع روحانی
secularize
غیر روحانی کردن
secularized
غیر روحانی کردن
secularizes
غیر روحانی کردن
secularizing
غیر روحانی کردن
pneumatology
مبحث موجودات روحانی
gnosticism
فلسفه عرفانی یا روحانی
gnostic
دارای اسرار روحانی نهانی
regenerates
زندگی تازه و روحانی یافته
regenerated
زندگی تازه و روحانی یافته
regenerate
زندگی تازه و روحانی یافته
laity
مردم غیر روحانی ناشی
minor order
صفوف روحانی پایین درجه
unfrock
از کسوت روحانی خارج شدن
disfrock
ازکسوت روحانی خارج شدن
regenerating
زندگی تازه و روحانی یافته
gnosis
دانش رازهای روحانی عرفان
spiritual
غیر مادی بطور روحانی
reborn
تغییر حالت روحانی یافته
charism
عطیه الهی جذبه روحانی
defrock
خلع کسوت روحانی کردن
interior affairs
کارهای درونی
auxiliary work
کارهای اضافی
emergency works
کارهای اضطراری
miscellaneous works
کارهای مختلف
cementation
کارهای سیمانی
incidental works
کارهای اتفاقی
Travaux preparatoires
کارهای مقدماتی
meshwork
کارهای مشبک
earth work
کارهای خاکی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
daily round
کارهای روزانه
the galleys
کارهای سخت
wirework
کارهای سیمی
preliminary works
کارهای مقدماتی
temporary works
کارهای موقت
diabolism
کارهای شیطانی
previous work
کارهای قبلی
lunces
کارهای غریب
revest
جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
major seminary
دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
laicize
بصورت غیر روحانی یا غیرعلمی در اوردن
hierarchy
حکومت ودرجه بندی سران روحانی
officiant
کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
hierarchies
حکومت ودرجه بندی سران روحانی
despiritualize
فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
mundane affairs
کارهای این جهان
light housekeeping
کارهای سبک خانکی
diabolize
کارهای شیطانی کردن
light housekeeping
کارهای خانه داری
public works
کارهای ساختمانی همگانی
navvies
کارگر کارهای خاکی
welfare work
کارهای عام المنفعه
customs agent
واسطه کارهای گمرکی
chores
کارهای عادی و روزمره
chore
کارهای عادی و روزمره
foppery
جلفی کارهای جلف
navvy
کارگر کارهای خاکی
inhouse work
کارهای داخلی تاسیسات
logjam
کارهای عقب افتاده
Arrears of work . Back log of work .
کارهای عقب افتاده
impropriate
حرام کردن بدست غیر روحانی دادن
godmother
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
primate of all england
سراسقف که بزرکترین مقام روحانی انگلیس را داراست
godmothers
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
chickens come home to roost
<idiom>
چوب کارهای گذشته را خوردن
outgeneral
در کارهای جنگی پیش افتادن از
erection crane
جراثقال برای کارهای ساختمانی
pile-up
انباشتگی کارهای عقب افتاده
A series of city improvement works.
یکرشته کارهای عمرانی شهری
I cant figure that girl out .
از کارهای او چیزی نمی فهمم
earthworks
خاک کاری کارهای خاکی
land girl n
دختری که کارهای صحرایی میکرد
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
pile-ups
انباشتگی کارهای عقب افتاده
donkeywork
کارهای عادی وروزمره خرکاری
scheduling
برنامه ریزی کارهای اجرائی
to pry into a person affairs
در کارهای کسی فضولی کردن
simony
خرید وفروش مناصب روحانی وموقوفات وعواید دینی
hierarchies
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchy
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
imposition of hands
هنگام دادن ماموریت روحانی بکسی یادعا کردن به وی
fieldwork
کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
He is most suitable for brain work .
خیلی بدرد کارهای فکری می خورد
basket weave pattern
طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
ship's serviceman
مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
apery
میمون صفتی کارهای بوزینه وار
up to one's ears in work
<idiom>
کارهای زیاد برای انجام داشتن
to pick on
برای کارهای دشواربرگزیدن بستوه اوردن
to finish off
کارهای دست باخر را انجام دادن
he has no enterprise
دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
peonage
استفاده از غلام برای کارهای بندگی
godchild
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
godchildren
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
to take orders
منصب روحانیت را گرفتن بیکی از درجات روحانی گماشته شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com