Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English
Persian
enhance
زیادکردن بلندکردن
enhanced
زیادکردن بلندکردن
enhances
زیادکردن بلندکردن
enhancing
زیادکردن بلندکردن
Other Matches
boosting
زیادکردن
augment
زیادکردن
augmented
زیادکردن
augmenting
زیادکردن
augments
زیادکردن
boost
زیادکردن
boosted
زیادکردن
boosts
زیادکردن
adds
زیادکردن
adding
زیادکردن
raise
زیادکردن ترقی دادن
raises
زیادکردن ترقی دادن
zoom
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zooms
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
lift fire
زیادکردن برد اسلحه
reared
بلندکردن
pickup
بلندکردن
lofts
بلندکردن
rear
بلندکردن
loft
بلندکردن
heft
بلندکردن
rears
بلندکردن
rearing
بلندکردن
extolled
بلندکردن
extols
بلندکردن
extol
بلندکردن
remove
بلندکردن
removes
بلندکردن
extolling
بلندکردن
removing
بلندکردن
to kick up dust
خاک بلندکردن
to raise a dust
گردوخاک بلندکردن
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
louden
صدا را بلندکردن
lift
یک وهله بلندکردن بار
to get up
بلندکردن ترتیب دادن
he wants stirring up
برای بلندکردن بایدسیخش زد
lifting
یک وهله بلندکردن بار
ennobled
شرافت دادن بلندکردن
lifted
یک وهله بلندکردن بار
lifts
یک وهله بلندکردن بار
ennobling
شرافت دادن بلندکردن
ennobles
شرافت دادن بلندکردن
ennoble
شرافت دادن بلندکردن
pile driver
ماشین یا دستگاه بلندکردن الوار
enthrones
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroning
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
luff
قلاب مخصوص بلندکردن چیزهای سنگین
sticks
خطای بلندکردن چوب بیش ازحد نشانه
hay fork
چنگال مخصوص بلندکردن بسته علف ویونجه
statue of liberty play
بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com