Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
struck with teror
زیاد ترسیده
Other Matches
affright
ترسیده
strike with terror
ترسیده
afraid
ترسنده ترسیده
discouraged
چشم ترسیده
Ha finally ( eventually ) acknowledged having been frightened .
با لاخره قبول کرد که ترسیده بود
We were afraid lest she should get here too late .
ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
great
زیاد
great-
زیاد
greatest
زیاد
immoderate
زیاد
late
زیاد
ranksack
زیاد
heart break
غم زیاد
many
زیاد
immane
زیاد
in excess
زیاد
rife
زیاد
highly
زیاد
tremendously
زیاد
hugely
زیاد
generous
زیاد
heavily
زیاد
much
زیاد
heartbreak
غم زیاد
supererogatory
زیاد
populous
زیاد
squeamishness
زیاد
squeamishly
زیاد
intensively
زیاد
copious
زیاد
overmuch
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
no end of
زیاد
not a lettle
زیاد
muckle
زیاد
mickle or muckle
زیاد
mickle
زیاد
egregiously
زیاد
too
زیاد
excessive
زیاد
large adv
زیاد
in quantities
زیاد
outrageously
زیاد
extortionary
زیاد
extortionate
زیاد
superabundant
زیاد
fulsome
زیاد
plethoric
زیاد
plaguily
زیاد
effusively
زیاد
vastly
زیاد
widely
زیاد
intense
زیاد
over and above
زیاد
numerous
زیاد
intensely
زیاد
swingeing
زیاد
very
زیاد
extensive
زیاد
overly
زیاد
highest
زیاد
profusely
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
glaring
زیاد
high
زیاد
mortally
زیاد
widest
زیاد
thick
زیاد
wider
زیاد
thicker
زیاد
to a large extent
زیاد
too much
زیاد
wide
زیاد
thickest
زیاد
highs
زیاد
greatly
زیاد
profoundly
زیاد
fervidity
گرمی زیاد
exuberantly
بفراوانی زیاد
multiplied
زیاد شدن
oodles
خیلی زیاد
diaphoresis
عرق زیاد
torrid
زیاد گرم
desudation
خوی زیاد
eclat
سروصدا زیاد
desudation
عرق زیاد
excessive eating
خوردن زیاد
diuresis
ادرار زیاد
excessive love
دوستی زیاد
exquisite taste
سلیقه زیاد
fervidness
گرمی زیاد
lots
خیلی زیاد
obstipation
یبوست زیاد
grnish
زیاد کردن
h.f.
بسامد زیاد
heavy poll
رایهای زیاد
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
high precison
دقت زیاد
heighten
زیاد کردن
heightened
زیاد کردن
heightening
زیاد کردن
overloads
زیاد پر کردن
floridly
با ارایش زیاد
overloaded
زیاد پر کردن
frequent visiting
دیدنی زیاد
full tilt
باسرعت زیاد
overload
زیاد پر کردن
furor
خشم زیاد
heightens
زیاد کردن
finicality
خودارایی زیاد
terrors
ترس زیاد
increased
زیاد کردن
increases
زیاد کردن
extravagantly
با افراط زیاد
queasy
زیاد دقیق
booster
زیاد کننده
boosters
زیاد کننده
hell bent
زیاد خمیده
hell-bent
زیاد خمیده
far
زیاد خیلی
increase
زیاد کردن
quaff
زیاد نوشیدن
quaffed
زیاد نوشیدن
desperation
نومیدی زیاد
terror
ترس زیاد
extreme
خیلی زیاد
downpour
بارندگی زیاد
downpours
بارندگی زیاد
manifold
بسیار زیاد
superannuated
زیاد کهنه
quaffs
زیاد نوشیدن
quaffing
زیاد نوشیدن
accretive
زیاد شونده
aggrandise
زیاد شدن
swarm
دسته زیاد
boisterously
باصدای زیاد
carnosity
گوشت زیاد
multiplying
زیاد شدن
consumedly
بطور زیاد
multiply
زیاد شدن
d. haste
شتاب زیاد
multiplies
زیاد شدن
dense ignorance
نادانی زیاد
swarmed
دسته زیاد
bad nip
تای زیاد
augmenter
زیاد کننده
swarms
دسته زیاد
agreat d. of trouble
دردسر زیاد
alto relievo
برجستگی زیاد
amplitude
فاصلهء زیاد
an abrupt place
با سراشیبی زیاد
an abundance of
مقدار زیاد
at a great penny worth
به بهای زیاد
at a great rat
بسرعت زیاد
at long intervals
بفواصل زیاد
deprecation
افهاربیمیلی زیاد
queazy
زیاد دقیق
superelevation
ارتفاع زیاد
superrabundant
زیاد فراوان
superrabundant
خیلی زیاد
swingeing damages
خسارات زیاد
tabes
لاغری زیاد
tabes
ضعف زیاد
to be left
زیاد امدن
to overleap oneself
زیاد دورافتادن
to run rup
زیاد کردن
to toll up
زیاد شدن
violent pain
درد زیاد
subtility
دقت زیاد
so many
انیقدر زیاد
quick wit
هوش زیاد
quillet
دقت زیاد
raff
خیلی زیاد
rapturously
با شعف زیاد
ravenous hunger
گرسنگی زیاد
ravenousness
گرسنگی زیاد
rigor
دقت زیاد
sale on a large scale
فروش زیاد
scrupulosity
دقت زیاد
scrupulousness
دقت زیاد
scrupulousy
بادقت زیاد
slather
مقدار زیاد
wheen
تعداد زیاد
with many regrets
با تاسف زیاد
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
wide apart
زیاد از هم جدا
high relief
برجستگی زیاد
with much regret
با تاسف زیاد
escalate
زیاد شدن
escalated
زیاد شدن
escalates
زیاد شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com